eitaa logo
| مُغْݪَقْ |
304 دنبال‌کننده
244 عکس
79 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیٺ توۍ چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم https://abzarek.ir/service-p/msg/1496174 حمایتی نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
[ قسم به لحظه‌ای که امیدی درهم میشکنه به خاطر تیری که مشک رو میشکافه... ]
[ لحظه‌ای که صدا میزنی؛ یا اَخا اَدرِک اَخاک... ]
« أَلانَ إنکَسَرَ ظَهرِي وَ قَلَّت حِيلَتِي وَ انقَطَعَ رَجائِي وَ شَمُتَ بِي عَدوِّي وَ الکَمَدُ قاتِلي » « الان کمرم شکست و چاره‌ام کم شد و امیدم قطع و دشمن مرا زخم زبان می زند و غصّه تو مرا می کشد.»
[ قسم به اشک‌های حسین بر بالینت ... ]
 از خواهش لبهای او بی تاب شد آب از شرم آن چشمان آبی آب شد آب وقتی که خم شد نخل‌ها یکباره دیدند لبخند زد مَرد و پر از مهتاب شد آب آنقدر بر بانوی دریا سجده می‌کرد تا در قنوت آخرش محراب شد آب زیباترین طرح خدا بر پرده‌ها رفت وقتی میان دستهایش قاب شد آب یک لحظه با او بود اما تا همیشه از چشمهای تشنه‌اش سیراب شد آب آن تیرها، شمشیرها بارید و بارید توفان گرفت و گرد او گرداب شد آب تیر آمد و ... از حسرت مشکی که می‌مرد مرداب شد، مرداب شد، مرداب شد آب - @Moqlgh
میخوام رها باشم
[ هرگز نرود خواب در آن سر که خیالی باشد... ]
اگر گوشهٔ خلوتی پیدا کند آبِ همهٔ دریاها را گریه خواهد کرد... - @Moqlgh
کاسه شعر من از دست تو افتاد و شکست عاشقان، فرصتِ خوبیست غزل جمع کنید - @Moqgh
این چنین زیر و زبر عالم نمیماند مدام می‌نشاند چرخ هرکس را به جای خویشتن - @Moqgh
به دلم حسرت یک کرب و بلا مانده حسین غم هجرانِ برادر، جگرم را سوزاند - @Moqlgh