eitaa logo
| مُغْلقْ |
359 دنبال‌کننده
249 عکس
81 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیت توی چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم: https://abzarek.ir/service-p/msg/2523814 حمایتی نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
هنوزم هم گاهی برای این شکاف عمیق سوگواری میکنم ...
[ آه ..چه غم سنگینی رو در آغوش گرفتی ... ] - @Moqlgh
نگاهت می‌کنم خاموش و خاموشی زبان دارد زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد چه خواهش‌ها در این خاموشیِ گویاست نشنیدی؟ تو هم چیزی بگو چشم و دلت گوش و زبان دارد بیا تا آنچه از دل می رسد بر دیده بنشانیم زبان بازی به حرف و صوت معنی را زیان دارد چو هم پرواز خورشیدی مکن از سوختن پروا که جفت جان ما در باغ آتش آشیان دارد الا ای آتشین پیکر! برآی از خاک و خاکستر خوشا آن مرغ بالاپر که بال کهکشان دارد زمان فرسود دیدم هرچه از عهد ازل دیدم زهی این عشق عاشق کش که عهد بی زمان دارد ببین داس بلا ای دل مشو زین داستان غافل که دست غارت باغ است و قصد ارغوان دارد درون ها شرحه شرحه است از دم و داغ جدایی‌ها بیا از بانگ نی بشنو که شرحی خون فشان دارد دهان سایه می‌بندند و باز از عشوه‌ی عشقت خروش جان او آوازه در گوش جهان دارد - @Moqlgh
زندگي توی قفس يا مرگ بيرون از قفس ؟ دومی ! چون اولی دارد مرا دق می دهد - @Moqlgh
کجا رواست که از دستِ دوست هم بِکشد؟ دلی که این همه از دستِ روزگار کشید..؟:) - @Moqlgh
نیمه شب... - @Moqlgh
گر زلیخا رخ زیبای تو می‌دید به خواب یوسفش را همهٔ عمر به زندان می‌کرد - @Moqlgh
تواضع‌های ظالم مکر صیادی بود بیدل که میل آهنی را خم شدن قلاب می‌سازد - @Moqlgh
به غیر از بوسه کز تکرار رغبت را کند افزون کدامین قند را دیگر مکرر می‌توان خوردن؟ - @Moqlgh
ما بیش از اندازه قوی بودیم؛ مدام می‌شکستیم، شکسته هایمان را بند می‌زدیم و ادامه می‌دادیم؛ اشک می ریختیم، اشک هایمان را خودمان با دستهای خودمان پاک می‌کردیم و دوباره با تمام جسارت، روی پاهای خودمان می‌ایستادیم. ما بیش از اندازه قوی بودیم، به کسی تکیه نمی‌دادیم، با کسی از دردهایمان نمی‌گفتیم و از کسی کمک نمی‌خواستیم. ما به قیمت همین قوی بودن، از پا در آمدیم! قوی بودن را برای ما بد تعریف کرده بودند ... - @Moqlgh
دوباره آتش نمرودها به راه افتاد میان شعله نامردها گرفتاریم - @Moqlgh