eitaa logo
| مُغْلقْ |
357 دنبال‌کننده
249 عکس
81 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیت توی چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم: https://abzarek.ir/service-p/msg/2523814 حمایتی نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
در دلم جایی برای هیچکس غیر از تو نیست گاه یک دنیا، فقط با یک نفر پر می شود! - @Moqlgh
گر بدانی چه قدر تشنه ی دیدار توام خواهی آمد عرق آلود به آغوش مرا - @Moqlgh
غیرتم بر تو چنان است،که گر دست دهد نگذارم که درآیی به خیال دگران! - @Moqlgh
من با تو به چشم آمدم و هیچ نبودم چون سایه عدم بود سراپای وجودم بر غیرت من عیب مگیر ای همه خوبی وقتی که به اندازه‌ی حُسن تو حسودم؛ تقدیر من از بند تو آزاد شدن نیست دیدی که گشودی در و من پَر نگشودم! من نغمه‌ی نی بودم و چون مویه‌ی عُشاق با آه درآمیخته شد بود و نبودم یک عمر برای تو غزل گفتم و افسوس شعری که سزاوار تو باشد نسرودم... - @Moqlgh
ای دریغا روزگار کودکی که نمی دیدم از این غمها، یکی فکر ساده، درک کم، اندوه کم شادمان با کودکان دم می زدم ای خوشا آن روزگاران، ای خوشا یاد باد آن روزگار دلگشا گم شد آن ایام، بگذشت آن زمان خود چه ماند در گذرگاه جهان بگذرد آب روان جویبار تازگی و طلعت روز بهار گریه‌ی بیچاره‌ی شوریده حال خنده‌ی یاران و دوران وصال بگذرد ایام عشق و اشتیاق سوز خاطر سوز جان، درد فراق شادمانیها، خوشیهای غنی وین تعصبها و کین و دشمنی بگذرد درد گدایان ز احتیاج عهد را زین گونه برگردد مزاج این چنین هر شادی و غم بگذرد جمله بگذشتند، این هم بگذرد - @Moqlgh
شب دوباره همانیم؛ آزرده، غمگین، تنها و ترسیده از دنیا! حتی اگر تمام روز، در قوی‌ترین حالات ممکن یک انسان زیسته‌ باشیم... - @Moqlgh
این همه رنج کشیدیم و نمی‌دانستیم که بلاهای وصال تو کم از هجران نیست - @Moqlgh
جراحتِ دلِ ما بر طبیب ظاهر نیست که تیرِ غمزهٔ او هر چه کرد پنهان کرد... - @Moqlgh
گر بیایی دَهَمت جان، گر نیایی کُشَدَم غم من که بایست بمیرم، چه بیایی چه نیایی... - @Moqlgh
رک بگویم... از همه رنجیده ام! از غریب و آشنا ترسیده ام با مرام و معرفت بیگانه اند من به هر ساز ی که شد رقصیده ام در زمستانِِ سکوتم بارها... با نگاه سردتان لرزیده ام رد پای مهربانی نیست...نیست من تمام کوچه را گردیده ام سالها از بس که خوش بین بوده ام... هر کلاغی را کبوتر دیده ام وزن احساس شما را بارها... با ترازوی خودم سنجیده ام بی خیال سردی آغوشها... من به آغوش خودم چسبیده ام من شما را بارها و بارها... لا به لای هر دعا بخشیده ام مقصد من نا کجای قصه هاست از تمام جاده ها پرسیده ام میروم باواژه ها سر میکنم دامن از خاک شما بر چیده ام من تمام گریه هایم را شبی... لا به لای واژه ها خندیده ام - @Moqlgh