ای دریغا روزگار کودکی
که نمی دیدم از این غمها، یکی
فکر ساده، درک کم، اندوه کم
شادمان با کودکان دم می زدم
ای خوشا آن روزگاران، ای خوشا
یاد باد آن روزگار دلگشا
گم شد آن ایام، بگذشت آن زمان
خود چه ماند در گذرگاه جهان
بگذرد آب روان جویبار
تازگی و طلعت روز بهار
گریهی بیچارهی شوریده حال
خندهی یاران و دوران وصال
بگذرد ایام عشق و اشتیاق
سوز خاطر سوز جان، درد فراق
شادمانیها، خوشیهای غنی
وین تعصبها و کین و دشمنی
بگذرد درد گدایان ز احتیاج
عهد را زین گونه برگردد مزاج
این چنین هر شادی و غم بگذرد
جمله بگذشتند، این هم بگذرد
#نیما_یوشیج
- @Moqlgh
| مُغْلقْ |
ای دریغا روزگار کودکی که نمی دیدم از این غمها، یکی فکر ساده، درک کم، اندوه کم شادمان با کودکان دم م
[ ای دریغا روزگار کودکی
که نمیدیدم از این غمها، یکی ]
شب دوباره همانیم؛ آزرده، غمگین، تنها و ترسیده از دنیا! حتی اگر تمام روز، در قویترین حالات ممکن یک انسان زیسته باشیم...
#نرگس_صرافیان_طوفان
- @Moqlgh
این همه رنج کشیدیم و نمیدانستیم
که بلاهای وصال تو کم از هجران نیست
#هوشنگ_ابتهاج
- @Moqlgh
جراحتِ دلِ ما بر طبیب ظاهر نیست
که تیرِ غمزهٔ او هر چه کرد پنهان کرد...
#هلالی_جغتایی
- @Moqlgh
-Yara Zahed_Eshtebah(musicsfarsi.com) [320].mp3
زمان:
حجم:
4.6M
-من هنوزم تو رو دوست دارم ...
- @Moqlgh
رک بگویم... از همه رنجیده ام!
از غریب و آشنا ترسیده ام
با مرام و معرفت بیگانه اند
من به هر ساز ی که شد رقصیده ام
در زمستانِِ سکوتم بارها...
با نگاه سردتان لرزیده ام
رد پای مهربانی نیست...نیست
من تمام کوچه را گردیده ام
سالها از بس که خوش بین بوده ام...
هر کلاغی را کبوتر دیده ام
وزن احساس شما را بارها...
با ترازوی خودم سنجیده ام
بی خیال سردی آغوشها...
من به آغوش خودم چسبیده ام
من شما را بارها و بارها...
لا به لای هر دعا بخشیده ام
مقصد من نا کجای قصه هاست
از تمام جاده ها پرسیده ام
میروم باواژه ها سر میکنم
دامن از خاک شما بر چیده ام
من تمام گریه هایم را شبی...
لا به لای واژه ها خندیده ام
#فریدون_مشیری
- @Moqlgh
| مُغْلقْ |
رک بگویم... از همه رنجیده ام! از غریب و آشنا ترسیده ام با مرام و معرفت بیگانه اند من به هر ساز ی که
[بی خیال سردی آغوشها...
من به آغوش خودم چسبیده ام]
گر چه روی سخنش بود به ظاهر با غیر
نمکی بود که ما را به جراحت میزد..
#صائب_تبریزی
- @Moqlgh
به دریا میزنم! شاید به سوی ساحلی دیگر
مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر...
من از روزی که دل بستم به چشمان تو میدیدم
که چشمان تو میافتند دنبال دلی دیگر
به هر کس دل ببندم بعد از این خود نیز میدانم
به جز اندوه دل کندن ندارد حاصلی دیگر
من از آغاز در خاکم نَمی از عشق میبینم
مرا میساختند ای کاش، از آب و گِلی دیگر
طوافم لحظهی دیدار چشمان تو باطل شد
من اما همچنان در فکر دور باطلی دیگر
به دنبال کسی جامانده از پرواز می گردم
مگر بیدار سازد غافلی را، غافلی دیگر...
#فاضل_نظری
- @Moqlgh
شکست شیشه دل را مگو صدایی نیست
که این صدا به قیامت بلند خواهد شد
#صائب_تبریزی
- @Moqlgh