گر چه از فاصله ماه به من دورتری
ولی انگار همين جا و همين دوروبری؛
ماه میتابد و انگار تويی میخندی
باد میآيد و انگار تويی میگذری...
#بهروز_یاسمی
- @Moqlgh
میکُند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرا
میکِشد نرگس مست تو به میخانه مرا
متحیر شدهام تا غم عشقت ناگاه
از کجا یافت در این گوشهٔ ویرانه مرا
#عبید_زاکانی
- @Moqlgh
حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا
دو برابر شدن غصه ی تنهایی نیست؟
#فاضل_نظری
- @Moqlgh
موج رقص انگیز پیراهن چو لغزد بر تنش
جان به رقص آید مرا از لغزش پیراهنش
#هوشنگ_ابتهاج
- @Moqlgh
مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدیست ، بد است!
ونه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است!
طفل معصوم به دور سر من می چرخید...
به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به آن حد گندَم!
ای دو صد نور به قبرش بارد، مگس خوبی بود...
من به این جرم که از یاد " تو " بیرونم کرد...
مگسی را کشتم!!
#حسین_پناهی
- @Moqlgh
فرقی میانِ طعنه و تعریفِ خلق نیست
چون رود بگذر از همه سنگریزهها...
#فاضل_نظری
- @Moqlgh
این عشقِ آتشین را نتوان نهفت در دل
پنهان نمی توان کرد در شیشه رنگِ باده !
#واعظ_قزوینی
- @Moqlgh
به دور از غم؛ میانِ جمعی و خوشحال و خندانی
تو از یک آدمِ بیهمدمِ تنها چه میدانی ؟
اگر چه تلخ میگویی و دورم میکنی، اما؛
به چشمانت نمیآید که قلبی را برنجانی
به هر کس میرسم ؛ نامِ تو را با ذوق میگویم
شبیهِ اولین تکلیفِ یک طفلِ دبستانی !
چه رازی عشق دارد با خودش، تا حرف قلبت را_
نمیگویی پشیمانی و میگویی پریشانی؟!
کسی که عزم رفتن کرده ؛ با منّت نمیماند
نمیگویم بمانی ! چون که میدانم نمیمانی!
خیالِ خامِ من این بود پنهانت کنم، اما؛
نمیدانم چرا از پشتِ هر شعرم نمایانی
#سیدتقی_سیدی
- @Moqlgh