eitaa logo
| مُغْلقْ |
357 دنبال‌کننده
249 عکس
81 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیت توی چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم: https://abzarek.ir/service-p/msg/2523814 حمایتی نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌کُند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرا می‌کِشد نرگس مست تو به میخانه مرا متحیر شده‌ام تا غم عشقت ناگاه از کجا یافت در این گوشهٔ ویرانه مرا - @Moqlgh
حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا دو برابر شدن غصه ی تنهایی نیست؟ - @Moqlgh
موج رقص انگیز پیراهن چو لغزد بر تنش جان به رقص آید مرا از لغزش پیراهنش - @Moqlgh
مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدیست ، بد است! ونه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است! طفل معصوم به دور سر من می چرخید... به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به آن حد گندَم! ای دو صد نور به قبرش بارد، مگس خوبی بود... من به این جرم که از یاد " تو " بیرونم کرد... مگسی را کشتم!! - @Moqlgh
فرقی میانِ طعنه و‌ تعریفِ خلق نیست چون رود بگذر از همه سنگریزه‌ها... - @Moqlgh
درست زمانیکه فکر میکردم از اضطراب رها شدم، چنگال‌هاش رو روی گردنم حس کردم
این عشقِ آتشین را نتوان نهفت در دل پنهان نمی توان کرد در شیشه رنگِ باده ! - @Moqlgh
به دور از غم؛ میانِ جمعی و خوشحال و خندانی تو از یک آدمِ بی‌همدمِ تنها چه می‌دانی ؟    اگر چه تلخ می‌گویی و دورم می‌کنی، اما؛ به چشمانت نمی‌آید که قلبی را برنجانی   به هر کس می‌رسم ؛ نامِ تو را با ذوق می‌گویم شبیهِ اولین تکلیفِ یک طفلِ دبستانی !   چه رازی عشق دارد با خودش، تا حرف قلبت را_ نمی‌گویی پشیمانی و می‌گویی پریشانی؟!   کسی که عزم رفتن کرده ؛ با منّت نمی‌ماند نمی‌گویم بمانی ! چون که می‌دانم نمی‌مانی!   خیالِ خامِ من این بود پنهانت کنم، اما؛ نمی‌دانم چرا از پشتِ هر شعرم نمایانی - @Moqlgh
ماه ...
به "تنهایی" نشستم بعد تو، "صد سال" و اَندی را به‌سختی زنده ماندم بی تو شب‌های بلندی را جهانِ گرگ‌ها و گوسفندان ظاهراً ساده‌ست ولی گرگی شدم که دوست دارد گوسفندی را! سیاهی‌لشگری هستم که خواهد مرد و خوشحال است که دارد فیلم، پایان تماشاگرپسندی را من از دنیای آدم‌ها پناه آورده‌ام سویت نگیر از مردِ تبعیدیت، حقّ شهروندی را - @Moqlgh