بکش دستی به روی زخمهای بیشمار من؛
که اعجازی که دستت میکند مرهم نخواهد کرد :)
#جواد_منفرد
- @Moqlgh
یک دم آرام ندیدم دلِ خود را همه عمر ،
بس که هر لحظه به صد حادثه آبستن بود...
#قیصر_امین_پور
@Moqlgh
از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی، نه تاب سخن داریم
آوار ِ پریشانی ست، رو سوی چه بگریزم ؟
هنگامه ی حیرانی ست، خود را به که بسپاریم ؟
تشویش ِ هزار «آیا»، وسواس ِ هزار «امّا»
کوریم و نمیبینیم، ورنه همه بیماریم
دوران شکوه باغ، از خاطرمان رفته است
امروز که صف در صف، خشکیده و بی باریم
دردا که هدر دادیم، آن ذات ِ گرامی را
تیغیم و نمی بّریم، ابریم و نمی باریم
ما خویش ندانستیم، بیداری مان از خواب
گفتند که بیدارید، گفتیم که بیداریم !
من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته
امیّد ِ رهایی نیست، وقتی همه دیواریم
#حسین_منزوی
- @moqlgh
| مُغْلقْ |
از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم نه طاقت خاموشی، نه تاب سخن داریم آوار ِ پریشانی ست، رو سوی چه بگ
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امیّد ِ رهایی نیست، وقتی همه دیواریم!
- @Moqlgh
مانند فرزندی که محتاج نگهداریست
این گریههای بیدلیل از روی ناچاریست
ناز تو را با قیمتی بالا خریدارم!
عشق است و گاهی مثل کاسبهای بازاریست!
بیچاره چشمان رقیبان دیر فهمیدند
در سینهام شور محمدخان قاجاریست!
چشمت شبیه بیتهای حضرت صائب
هربار جذبم میکند با اینکه تکراریست!
رنج بیابان دیدن و با کوه جنگیدن
عاشق شدن زیباترین نوع خودآزاریست!
حال مرا هرکس که میپرسد بگو: خوب است
اشکش روان ، اندوه جاری ، زخم ها کاریست :)
#حسین_دهلوی
- @Moqlgh
پرده پرده آنقدر دریدم خویش را
تا که تصویری ورای خویش، دیدم خویش را
#معینی_کرمانشاهی
- @Moqlgh
چه بگویم سحرت خیر؟توخودت صبح جهانی
من شیدا چه بگویم؟که توهم این وهم آنی
به که گویم که دل ازآتش هجرتوبسوخت؟
شده ای قاتل دل ؛ حیف ندانی که ندانی
همه شب سجده برآرم که بیایی تو به خوابم
و در آن خواب بمیرم که تو آیی و بمانی
چه نویسم که قلم شرم کند از دل ریش ام
بنویسم ولی افسوس نخوانی که نخوانی
من و تو اسوه ی عالم شده ایم باب تفاهم
که من ام غرق تو و تو به تمنای کسانی
به گمانم شده ای کافر و ترسا شده ای
کآیتی از دل شیدای مسلمان تو نخوانی
بشنو"صبح بخیر"از من درویش و برو
که اگر هم تو بمانی غم ما را نتوانی
#شهریار
- @Moqlgh