6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گفتا پدر و خواهر من هردو عزیزند
هرگز نکنم تَرکِ ادب این دو نفر را
لیکن چو به مِی دفع شر از خویش توان کرد
مِی نوشم و با وی بکنم چارهی شر را
جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی
هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را!
#ایرج_میرزا
- @Moqlgh
| مُغْلقْ |
زخم خاطرات از جراحت گلولهها بدترن. 📚 سایه باد - @Moqlgh
با اینکه خاطراتت به من آسیب میزنه
اما تنها چیزیه من رو کنار تو قرار میده
پس ببین چطور با تمام وجود ازشون محافظت میکنم
« یک فرسودگی خودخواسته »
گرچه از جور تو تا صبح نخوابیدم، لیک
مصلحت نیست نگویم به شما صبح بخیر
#مهدی_خداپرست
- @Moqlgh
بی تو هر شب منم و گوشهی تنهایی خویش
پای در دامن غم سر به گریبان ملال
#هلالی_جغتایی
@Moqlgh
هدایت شده از | مُغْلقْ |
گویند زمان مرهم است
اما هرگز چنین نبوده
دردهای واقعی عمیق تر می شوند
با گذر زمان
همچون عضلات که نیرومندتر
زمان محکی است برای رنجها
و نه درمان
اگر اینچنین بود
دیگر رنجی نبود !!
#امیلی_دیکنسون
- @Moqlgh
ربط ما و تو نهان تا به کی از بیم رقیبان
گو بداند همه کس ما ز توییم و تو ز مایی
#هاتف_اصفهانی
- @Moqlgh
سالها در غزلِ خویش دم از یار زدم
رفتم و نامِ تو را در همه جا جار زدم
حاصلم شد غمِ دلواپسی و دردِ فراق
من که یک عُمر دم از دلبریِ یار زدم
هرچه گفتم که نرو،گوش نکردی ، رفتی
آمدم پشتِ سرت ضَجّه زدم ، زار زدم
رفتی و من هم از آن کوچه ی غمها رفتم
خانه و زندگی ام را ز غمت بار زدم
دستِ من گرچه به آن زلفِ سیاهت نرسید
دف زدم چنگ زدم زخمه زدم تار زدم
من که خود تکیه گهِ گرمِ تو بودم روزی
دیدی آخر زغمت تکیه به دیوار زدم!
آن لبی را که فقط تشنه ی لبهای تو بود
بسته ماند و فقط امروز به سیگار زدم
سر بریدم همه ی خاطره ها را در خود
در درونِ دل خود دست به کشتار زدم
خودکشی گرچه حرامست ولی از غمِِ تو
عاقبت خر شدم و دست به این کار زدم
جز من و(آینه) کس شاهدِ آن لحظه نبود
پیش چشمانِ خودم روحِ خودم دار زدم
#مهدی_شریفی_شادفر
@Moqlgh
دیگر کسی را نمی شود جدی گرفت. کسی آنقدر واقعی نیست که بوی ماندن بدهد. کسی آنقدر شبیهت نیست که بتوانی از بغض هایت بگویی. کسی آنقدر دوستت ندارد که از جهان نترسی. کسی نیست و تنها خودت مرهم خودت میشوی!
#سروش_کلهر
- @Moqlgh