eitaa logo
ایده های جدید مربیان کودک
73.7هزار دنبال‌کننده
19.8هزار عکس
11.3هزار ویدیو
1.3هزار فایل
✨ مربیان خلاق، معلمان و مامان های با انگیزه و شاد اینستا: https://instagram.com/morabiyan_kodak?igshid =N مدیر: @Ganjipour کپی مطالب کانال در کانال های خصوصی با صلوات برای شادی روح پدرم♥️ تبلیغات : @tabligsg @Ganjipour
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی پاییز تموم میشه زمستونم شروع میشه برف میاد فراوان تو کوچه و خیابان یلدا شب اولشه شادی و شور همراهشه همه میان به دور هم می خوریم آجیل و انار و هندونه همیشه یلدا یادمون می مونه همیشه یلدا یادمون می مونه 🍉🍉🍉🍉🍉🍉
شب یلدا شده باز بچه ها خبر خبر ننه سرما دوباره برمیگرده از سفر بابا امشب خریده آجیل و یه هندونه مامان مهربونم فال حافظ میخونه ننه جون کنار من میشینه قصه میگه همه با هم دور هم میره تا سال دیگه
تو ایران سرزمینم آخرین شب پاییز به اسم شب چله (یا شب یلدا) بلند ترین شب امشب توی شبهای ساله… مادر بزرگ خوبم پهن میکنه سفره را می چینه توی سفره                   باسلوق،پشمک،حلوا را یک ظرف پراز اناره پدر بزگ خوبم می بره هندوانه طبق رسوم این شب میگیره فال حافظ بابا بزرگ برامون شاد میشیم ومی خندیم شکرخدا میکنیم برای شادیامون 🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉 🍃🌸JOiN👇 •••❥ @morabikodak5159
شب یلدا(2) باز شب یلدا اومد ، بلندترین شب سال منتظرش میشینیم ، از سال پیش تا امسال همون شبی که میگن بلندتر از هر شبه شبهای بعد یلدا ، کوتاه و کوتاهتره همه ی ما جمع میشیم ، خونه ی مادر بزرگ میشینیم زیر کرسی ، هم کوچیک و هم بزرگ روی میزش نشسته ، قاچهای هندوونه یه کاسه ی بزرگ هست ، انار دونه دونه کشمش و پسته میده ، با آلو و توت خشک نقل و نبات شیرین ، به هر کی میده یه مشت اخ که شبای یلدا ، چه شور و حالی داره هر کسی زود نخوابه یه شب عالی داره 🍉🍉🍉🍉🍉 @morabikodak5159
سی ام آذره و یک  شب زیبا یه  شب بلند به اسم شب یلدا شب شب نشینی و شادی و خنده شبی که واسه ی همه خیلی بلنده همه ی اهل خونه خوشحال و خندون آجیل و شیرینی و میوه  فراوون شب قصه گفتن و یاد قدیما قصه ی لحاف کهنه ی ننه سرما شب یلدا که سحر شد،فصل پاییز میره جای پاییز رو زمستون می گیره ننه سرما باز دوباره برمی گرده کوله بارش رو پر از سوغاتی کرده @morabikodak5159
وقتی پاییز تموم میشه زمستونم شروع میشه برف میاد فراوان تو کوچه و خیابان یلدا شب اولشه شادی و شور همراهشه همه میان به دور هم می خوریم آجیل و انار و هندونه همیشه یلدا یادمون می مونه همیشه یلدا یادمون می مونه 🍉🍉🍉🍉🍉 @morabikodak5159
شب يلدا   شب يلدا اومده        ننه سرما اومده (2)       حالا بارون مي باره            برف دون دون مي باره با تگرگ هاي درشت     سوز وسرما مي باره            شب يلدا اومده            ننه سرما اومده (2) بچه ها آي بچه ها       همگي پاشيد زجا              خونه ي مادر بزرگ            پرشور و شاديه لبوي داغ بخوريد       فصل سرما اومده            شب يلدا اومده                ننه سرما اومده (2) 🍉 @morabikodak5159
بدو که روز کوتاهه پائیز آخر راهه هندونه رو آوردی؟ جوجه هاتو شمردی ؟ زمستون میشه فردا مبارک باشه یلدا @morabikodak5159
نمایش زیبای شب یلدا همراه آهنگ وقتی که سرما میاد با برف و بارون میاد رو کرسی ننه جون آجیل یلدا میاد پسته خندون دارم بادوم فراوون دارم هم شور و هم شیرینم با نقل هم نشینم شب شب یلدا شده موقع سرما شده اناره میاد: انار پوست کلفتم دست بزنی می افتم خانه به خانه ام من لبریز دانه ام من دانه ها مثل یاقوت به رنگ آب شاتوت نشسته ام منظم دسته به دسته با هم شب شب یلدا شده موقع سرما شده هندونه میاد: سلام سلام بچه ها هندونه دوست شما مثل گل انارم رو بوته ها سوارم با خط و خال سبزم با پوست سفت و سختم برای این شب شاد پیش شما نشستم شب شب یلدا شده موقع سرما شده برنجه میگه: برنج دونه دونه برشته و شاه دونه گندم ریزه میزه نمک ازش میریزه تو کاسه لعابی کنار تنگ ماهی امشب بازم دوباره موقع شور و حاله شب شب یلدا شده موقع سرما شده 🍉نمایشنامه یلدا @morabikodak5159
#⁠آقای_هندوانه هوا خیلی گرم بود. آقای هندوانه داشت به سمت خانه می رفت. ناگهان صدای گریه ی یک بچه را شنید. جلو رفت. دید یک بچه از روی دوچرخه اش روی زمین افتاده و دارد گریه می کند. آقای هندوانه دست بچه را گرفت و بلندش کرد اما بچه هنوز گریه می کرد. آقای هندوانه دلش سوخت و می خواست کاری برایش بکند. او فکری کرد و سپس یک قاچ هندوانه به بچه داد. بچه هندوانه را گرفت و خوشحال شد. آقای هندوانه دوباره به راهش ادامه داد. و با خودش شعر می خواند و می گفت: دوباره فصل گرماست می چسبه هندوانه بیا و امتحان کن یه قاچ هندوانه همین طور که شعر می خوند یک دفعه چند تا پسر بچه دور آقای هندوانه را گرفتند تا از او هندوانه بگیرند. آنها مدتی بود که توی این گرمای هوا مشغول بازی بودند و حالا صورتهاشون حسابی سرخ شده بود. آنها هر چه آب می خوردند باز هم احساس تشنگی می کردند. آقای هندوانه به هر کدام از آنها یک قاچ هندوانه داد. بچه ها هندوانه ها را خوردند و حسابی خنک شدند و کیف کردند. آقای هندوانه از پسربچه ها خداحافظی کرد و رفت. آقای هندوانه در راه یک پیرمرد دید که حسابی تشنه بود و دیگر طاقت راه رفتن نداشت. او به پیرمرد مقداری آب هندوانه داد. پیرمرد آب هندوانه را خورد و سرحال شد. اما آقای هندوانه دیگر گرمش شده بود و خسته بود او دیگر نمی توانست به کسی کمک کند. لازم بود به یخچال برود و آنجا یک چرتی بزند تا حسابی خنک شود. تا باز هم بتواند با هندوانه ی خوشمزه اش دیگران را خوشحال کند. 🍉 @morabikodak5159
بلندترین شب کدومه شبی که به یاد می مونه شب قشنگ یلدا شب بلند یلدا در این شب سرد و قشنگ با میوه های رنگارنگ سیب و انار و هندونه مزش چه به یاد می مونه آخ مزش چه به یاد می مونه مادر بزرگ خوبم قصه می گه یه عالم قصه خوب و زیبا از شب سرد یلدا 🍉 @morabikodak5159
تو ایران سرزمینم آخرین شب پاییز به اسم شب چله (یا شب یلدا) بلند ترین شب امشب توی شبهای ساله … مادر بزرگ خوبم پهن میکنه سفره را می چینه توی سفره                   باسلوق،پشمک،حلوا را یک ظرف پراز اناره پدر بزگ خوبم می بره هندوانه طبق رسوم این شب میگیره فال حافظ بابا بزرگ برامون شاد میشیم ومی خندیم شکرخدا میکنیم برای شادیامون @morabikodak5159