eitaa logo
مراسلات
46 دنبال‌کننده
105 عکس
22 ویدیو
7 فایل
. . در حال نوشتن...
مشاهده در ایتا
دانلود
برای بار چندم فیلم را از اول پخش می‌کنم: "آقا خیلی دوستت دارم" و خیره می‌شوم به چهره‌ات. منتظر جوابت می‌مانم. مثل همه‌ی دانشجوهایی که آن‌جا نشسته‌اند. برگه‌ها را بین دستت جابه‌جا می‌کنی و بعد از کف‌زدن‌ها سرت را بالا می‌آوری. گوش تیز می‌کنم: "خوش به حالتون که بنده رو می‌بینید و دوست دارید.." بغض می‌کنم. "من شما رو نمی‌بینم اما دوسِتون دارم". دانشجوها ذوق‌زده کف می‌زنند و سوت. و من اشک می‌ریزم. و می‌خواهم که ندیده دوستم داشته باشی. نشانه‌اش هم دعایت باشد. باید دعایت بدرقه‌ی راهم بشود. باید دستت را پدرانه پشت سرم بگیری تا بتوانم این قلّه را بالا بروم. تا اول بتوانم از سیم‌خاردار نفسم عبور کنم. تا مقاومت کنم و بتوانم آن قلّه‌ای که گفتی را فتح کنم. مگر نگفتی شما را نمی‌بینم اما دوستتان دارم؟ اگر دوستمان داری پس هنوز دعایمان کن. یک به یکمان را. برای "شهید" خامنه‌ای مگر چنین چیزی سخت است؟ برای شهید زنده‌تر از زنده. برای تویی ‌که دوستمان داری و می‌گفتی "مردم شاید ندونن اما من برای همه‌ی مردم دعا می‌کنم." و روی همه تأکید می‌کردی...
محسن محمدی پناهنماهنگ باید برخواست.mp3
زمان: حجم: 4.7M
با تو پیمان بستیم در عهد خمینی أن تقوموا لله... - شعر دل‌نشین، نوا دل‌نشین..
17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عاشقانه ترین فیلم کوتاه جهان.. ♥️ باشگاه دختران نوجوان اوج 🇮🇷 بله | ایتا | روبیکا | آپارات 🖇 @Bashgahe_dokhtaran_owj
بعد از این‌همه اتفاقات، این حرکت به سمت قلّه‌ای که توی عالَم داره اتفاق می‌افته، دیگه دست و دلم نمی‌ره بعضی کارهایی که قبلا انجامشون می‌دادم رو -حتی به حالت تفریح و استراحت بین کارهام- انجام بدم. احساس می‌کنم اگه مشغول بعضی کارهای بی‌جهت و بی‌فایده بشم، تبدیل می‌شم به یه عنصر بی‌خاصیت وسط این‌همه اتفاق مهم و حرکت عظیم! فکرشم وحشتناکه. می‌ترسم یهو به خودم بیام ببینم اون جوون آمریکایی چفیه کشیده رو تتوهاش و داره تو سپاه امام میدون‌داری می‌کنه ولی من مشغول فلان مسخره‌بازی‌ام هنوز! به نظرم این جنگ خیلی چیزا رو عوض کرد. ما بعد از این جنگ دیگه آدم سابق نمی‌شیم و نباید هم بشیم. دیگه غفلت حماقته..
بانو! می‌خواهید بگویید قرار است این روزها مدام از شما بشنوم و غم جگرسوز فراق بنوشم؟ یعنی بنا نیست بعد از این‌همه سلام از راه دور، غبار دل‌تنگی‌ام کنار رود و رو به ضریح بایستم و سهواً بگویم السلام علیک یا فاطمه الزهراء.. و شاید هم درست و به‌جا.. خانم جان! صاف و ساده بگویم. مدت‌هاست دل‌تنگ قمم، دل‌تنگ شما. کاش هرکس نزدیک شماست پیام من را ببرد و سلامم را به شما برساند. من می‌دانم که بُعد منزل نبود در سفر روحانی اما... دلم تنگ است، چه چاره کنم؟ سلام خواهرِ امام رضا! سلام خواهرِ آقا سیداحمد شاه‌چراغ ما.. «من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم تو می‌روی به سلامت سلام من برسانی..»
بعضی بنده‌هایت چه‌قدر خوبند خدا. سرشار از نشاط زندگی. سرشار از تو. چه‌قدر صاف و یک‌دلند. مثل آسمانند. مثل کویر. یا مثل دریا. دل‌هایشان از پشت چشم‌هایشان پیداست. خوش به حال این بنده‌هایت خدا. چه‌قدر دل‌سپرده‌ی تواند و مشغول وظیفه‌شان. چه‌قدر مطیعند مقابل تو و نرم‌خو با دیگران. چه‌قدر سبک‌بالند و سبک‌بار. به چیزی سخت نمی‌گیرند تا تو سخت نگرفته باشی. از چیزی دست نمی‌کشند تا تو اذن نداده باشی. چه‌قدر رها. مثل پر سفید قو در باد. ارتباطشان با تو مثل یک خط صاف است؛ بدون هیچ مزاحمی. تو هم با آن‌ها مثل دل صافشان هستی، یک‌رنگ و آسمانی. بهشان سخت نمی‌گیری چون به‌جا به خودشان سخت می‌گیرند.. بعضی بنده‌هایت چه‌قدر خوبند خدا. همین بنده‌های معمولی‌ات را می‌گویم. همین‌ها که شاید این چند خط را هم بخوانند و ندانند که آن، خودشانند.
این جنگ خیلی روایت نگفته دارد. خیلی جای خالی برای حرف دارد. این‌همه ماجرا، این‌همه اتفاق، این‌همه شهید، این‌همه حماسه. هر شهیدی، هر موج عملیاتی، هرشب حضور در میادین، مخابره‌ی عزت و قدرت به دنیا، واکنش کشورها، خوار و خفیف شدن دشمن در عالم، خرد شدن هیبت پوشالی آمریکای مثلا ابرقدرت، اثبات ابرقدرتی ایران اسلامی، رفقای باوفای ایران (حزب‌الله عزیز و یمن مقتدر و مقاومت عراق)، معجزات حیرت‌انگیز جبهه و پشت جبهه، ماجرای غیرت و شجاعت ملت به خصوص در جستجوی خلبان ساقط‌شده، اصابت‌های "اولین‌بار"ی در تاریخ تمام نیروهای نظامی دنیا مثل اف۳۵ زدن‌ها، ماجرای شگفت طبس۲ در اصفهان و امداد الهی، اصلا همین شروع جنگ برای نابودی نظام با زدن مسئولان و چرخیدن ماجرا به این شکل و و و هزار ماجرای گفته نشده، یا کم روایت شده وجود دارد برای گفتن و شنیدن. ما در این جنگ برای "تا ابد" اسطوره و قهرمان و قصه و کتاب و رمان و فیلم پیدا کردیم. بگویید و بنویسید و راوی بشوید. هرجا که می‌توانید و به هرشکل. برای راوی قدرت بودن هیچ لوازمی نمی‌خواهید مگر باور به حق بودن و پیروزی حق.
خوشا آن ولادتی که در فنای لله و لقاءالله یافته‌ای عزیزترین عزیز من. مبارکت باد. وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا.. [۲۹ فروردین؛ سالروز تولد زمینی آقای شهید..]
مراسلات
بانو! می‌خواهید بگویید قرار است این روزها مدام از شما بشنوم و غم جگرسوز فراق بنوشم؟ یعنی بنا نیست بع
«یا فاطمة اشفعي لي في الجنة» ای آنکه دوست دارمتان از جانم، السلام! بانوی با کرامت ایرانم، السلام! پایم به قم که می‌رسد انگار از بهشت پیغام می‌رسد که: خدا بر زمین نوشت اینجا حریم خواهر سلطان مشهد است یعنی که لطف بانوی این خانه بی‌حد است وقتی تمام شهر از این عطر پُر شده این خاک شور نیست دگر، لعل و دُر شده در این حرم زمانه چه بی‌رنگ می‌شود دنیا به پیش چشم دلم تنگ می‌شود از فتنه‌ها پناه به تو از غصه الامان ای ذکر دائمی تو یا صاحب الزمان ما را تو اذن داده‌ای هربار آمدیم ما را حواله داده‌ای از قم به جمکران ما خاک‌بوس درگه موسی‌بن‌جعفریم ایران گرفته برکت از این نسل و خاندان دل‌تنگ عطر چادر خاکی مادریم ما را قبول کن، ز دیار برادریم
مراسلات
بانو! می‌خواهید بگویید قرار است این روزها مدام از شما بشنوم و غم جگرسوز فراق بنوشم؟ یعنی بنا نیست بع
«یکی این‌جا دلش تنگه اون‌جا رو نمی‌دونم تو قبلاً منو دوست داشتی، حالا رو نمی‌دونم..»