eitaa logo
مراسلات
46 دنبال‌کننده
105 عکس
22 ویدیو
7 فایل
. . در حال نوشتن...
مشاهده در ایتا
دانلود
خوشا آن ولادتی که در فنای لله و لقاءالله یافته‌ای عزیزترین عزیز من. مبارکت باد. وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا.. [۲۹ فروردین؛ سالروز تولد زمینی آقای شهید..]
مراسلات
بانو! می‌خواهید بگویید قرار است این روزها مدام از شما بشنوم و غم جگرسوز فراق بنوشم؟ یعنی بنا نیست بع
«یا فاطمة اشفعي لي في الجنة» ای آنکه دوست دارمتان از جانم، السلام! بانوی با کرامت ایرانم، السلام! پایم به قم که می‌رسد انگار از بهشت پیغام می‌رسد که: خدا بر زمین نوشت اینجا حریم خواهر سلطان مشهد است یعنی که لطف بانوی این خانه بی‌حد است وقتی تمام شهر از این عطر پُر شده این خاک شور نیست دگر، لعل و دُر شده در این حرم زمانه چه بی‌رنگ می‌شود دنیا به پیش چشم دلم تنگ می‌شود از فتنه‌ها پناه به تو از غصه الامان ای ذکر دائمی تو یا صاحب الزمان ما را تو اذن داده‌ای هربار آمدیم ما را حواله داده‌ای از قم به جمکران ما خاک‌بوس درگه موسی‌بن‌جعفریم ایران گرفته برکت از این نسل و خاندان دل‌تنگ عطر چادر خاکی مادریم ما را قبول کن، ز دیار برادریم
مراسلات
بانو! می‌خواهید بگویید قرار است این روزها مدام از شما بشنوم و غم جگرسوز فراق بنوشم؟ یعنی بنا نیست بع
«یکی این‌جا دلش تنگه اون‌جا رو نمی‌دونم تو قبلاً منو دوست داشتی، حالا رو نمی‌دونم..»
مراسلات
من نمی‌دونم کی درمورد کدوم مسئول چی می‌گه. نمی‌خوام هم بدونم! مثل بعضی هم از جزئیات هیچی خبر ندارم ک
*/بیایید کمی تُند حرف بزنیم، شاید اثر کرد! ما هم مسئولیم! ما هم مورد سوال واقع می‌شویم. بابت تمام اظهار نظرها و خدای ناکرده تهمت‌هایمان. فرمود در غبار فتنه‌ها خاموش بنشین تا گرد و غبار فرو بنشیند تا بتوانی حقایق را ببینی. لازم نیست وقتی همه در شور و خروشند، تو هم به تکاپو بیفتی تا عقب نمانی. سکوت کن. صبر کن. قضاوت نکن! حالا یک عده با درک کم‌تر از کودک، به جان هم افتاده‌اند و در یک جبهه‌ی حقیقی، دو جبهه‌ی خیالی تشکیل داده‌اند. به جای یکی بودن مقابل باطل، چاقو می‌اندازند وسط خودشان که بینشان فاصله بیفتد و در پهلوی آن دیگری فرو برود تا مثلا حق و باطل درون‌جبهه‌ای را تشخیص بدهند. این‌طرفی به آن‌طرفی لجن می‌پراکند و آن‌طرفی به این‌طرفی طعنه می‌زند. مگر کارزار انتخابات است اینجا؟! مگر وسط جنگ جای تسویه حساب سیاسی است؟ جای حزب بازی است؟ در انتخابات به آقای فلانی رأی نداده‌ای که نداده‌ای. نقدی داری که داری. تفکرت درست یا غلط، مهم این است که فهم از زمان و موقعیت نداری و عروسک انگشتی دشمن شده‌ای و پاس گل به او می‌دهی. آقای قالیباف رأی من بوده‌اند یا نه، به ایشان و تفکرشان نقد دارم یا نه، بحث مناسب امروز و این موقعیت نیست. به این نگاه کنید که در این جنگ رزم جانانه کرده و می‌کند. سرداری کرده و می‌کند. مردانه به دل خطر می‌زند. در به خفت کشاندن دشمن ترسی به دل راه نداده، چه با زبان چه عمل، وقتی که در صدر فهرست ترور بوده و هنوز هم خطر از سرش رفع نشده. شرمنده‌اش نمی‌شوید با این حرف‌‌ها؟! از آن طرف، این‌ها که مثلا می‌خواهند مدافع باشند، یکی دیگر را به سینه‌ی دیوار می‌چسبانند و روی جبهه‌ی مقابلشان عقده خالی می‌کنند؛ این‌ها هم مثل همان‌ها کودکانه رفتار می‌کنند. شاید یادتان رفته باشد.. پس با خودتان مرور کنید که آقای شهید در دیدارهای آخر چندبار مؤکداً از این تفرقه‌ها برحذر داشتند. چندبار اسم اتحاد آوردند. حرف از اتحاد که می‌شود عده‌ای گمان می‌کنند "اتحاد فقط این است که برویم با آن بی‌حجاب عکس یادگاری بیندازیم و در جمع خودمان داشته باشیمش، این اتحاد است خب!" اما به این فکر نمی‌کنند که وجهه‌ی اختلاف و تفرقه میان این دو نفر که ظاهرشان هم شبیه هم است و زیر یک علَم سینه می‌زنند و هرشب کنار هم ایستاده‌اند، بسیار زشت‌تر و مخابره‌اش به بیرون، دشمن شادکن تر است!
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خطبه‌های نمازجمعه‌ی آقا در بیست‌ونه خرداد سال هشتاد و هشت را حتماً شنیده‌اید. یک‌جای خطبه، خطاب به امام عصر ارواحنا فداه چندجمله‌ای می‌فرمایند و از جمله‌ی آن این‌که: «من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبروئی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه‌ی اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد.» خواستم بگویم او به حرفش عمل کرد. شاید کسی در نهم اسفند هزار و چهارصد و چهار یادش نبود که او پیش از این‌ها گفته بود "همه‌ی این‌ها را من کف دست گرفتم و در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد" و به حقیقت، جان قابل‌دار و جسم کامل و مطهرش را هم فدا کرد. او با آبرو و خون خود پای انقلاب ایستاد. ادعای رهبران را این‌گونه بسنجید که خود در راه آرمان‌هایی که از آن سخن می‌گویند چگونه عمل می‌کنند؛ مثل شاهان چمدان‌بسته با اموال مردم فرار می‌کنند یا اول خط می‌ایستند و سینه‌شان را سپر گلوله‌ها می‌کنند... انسان‌های صادق این‌چنین‌اند. برای این بود که ما روی کلمه به کلمه‌ی حرف‌هایش دقت می‌کردیم. او هر جمله‌اش، هر دعایش، هر وعده‌اش کلام حق بود. او نعمت حقیقی خدا و ولیّ ما بود...
«هزار جهد بکردم که سرّ عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسّرم که نجوشم..»
مراسلات
اگر دیدی کار اشتباهی داره انجام می‌شه، از تذکر نترس! شیوه‌ی درستش رو بلد باش و انجام بده. حتی اگر با
درمورد اون استادی که ازش خوششون نمیاد دارن توی گروه پشت سر هم بد می‌گن و بهش تهمت می‌بندن که فلانی، فلان‌طور بود؟ حالا تو هم اگر خلاف مِیلشون حرف بزنی و واکنش نشون بدی احیاناً باعث می‌شه از تو هم خوششون نیاد؟ تو جمعشون راهت ندن و بد نگاهت کنن؟ خب به جهنم! مگه قرآن نخوندی وقتی می‌گه: لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَٰذَا إِفْكٌ مُبِينٌ و چند آیه بعدش: وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ مَا يَكُونُ لَنَا أَنْ نَتَكَلَّمَ بِهَٰذَا سُبْحَانَكَ هَٰذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ [+] /برامون عادی نشه که تهمت یا توهین می‌شنویم ولی برنمی‌گردیم واکنش نشون بدیم...
غم دارم عزیزم. این غم می‌تواند از هر جنگی سخت‌تر باشد. هیچ نیروی هلال‌احمری‌ هم به داد آدم نمی‌رسد متأسفانه. غم دارم. رد اشک‌هایم از رد هر انفجاری روی زمین دردناک‌تر است. جامعه جهانی هرچقدر هم هر طرفی را محکوم کند به چه درد من می‌خورد؟ همه طرفم‌ درد می‌کند. کاش کودکی بودم در دبستان میناب و اوج جنایت جنگ را با خونم نشان می‌دادم. کاش پاسداری بودم ورودیِ گیتِ خیابان کشور دوست صبح روز اول جنگ، فدائیِ اول‌شخصِ مملکت. اصلاً کاش آدم نبودم. کاش آن روز‌ اول‌ جنگ پرنده‌ای بودم لانه‌کرده بالای یکی‌ از درخت‌های مُثمِری که سید علی خامنه‌ای در این چهل سال توی حیاط باصفای بیت کاشته بود. با هم می‌سوختیم قشنگ نبود؟ یا مثلاً این شب‌ها عصا یا صندلیِ تاشویِ پیرزن‌پیرمرد‌های انقلابی بودم. یا تسبیحِ توی دستان چروکیده‌شان که گرم و نرم، نوازشم کنند. لااقل کاش پرچمی بودم محکم‌گرفته‌ شده در دستان مردمِ میدان‌ها، در دست کوچک‌ها مخصوصاً. پرچم بودن هم قشنگ است،‌ حتی آن‌هایش که شب‌ها از شیشه‌ی ماشین، گوشه کنار خیابان از دست صاحبش رها شده باشد. کاش به یک دردی می‌خوردم لااقل. آدم باید مُسکن باشد، به درد بخورد.. به درد خودش اگر نه، به درد بقیه، خلق الله، انسان‌ها، حیوانات، زندگان، مُردگان‌.. سید مصطفی موسوی @ir_tavabin
کاش منم اهلِ "امام‌رضا" بودم .
مراسلات
کاش منم اهلِ "امام‌رضا" بودم .
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی دایم گل این بستان شاداب نمی‌ماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی دیشب گله زلفش با باد همی‌کردم گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی صد باد صبا این جا با سلسله می‌رقصند این است حریف ای دل تا باد نپیمایی مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی ای درد توام درمان در بستر ناکامی و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی زین دایره مینا خونین جگرم می ده تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
سازش با آمریکا جهاد تبیین| / فقط اون پاورقی "خنده‌ی معظم‌له"...
اگر این شب‌ها موکب، دسته یا کاروان خودرویی دارید، یا در برنامه‌ریزی تجمعات مؤثرید، از تکراری و خسته‌کننده شدن برنامه‌ها جلوگیری کنید و خلاقیت به خرج بدید و کارهای مختلف انجام بدید (البته این کار رو شرکت‌کننده‌ها هم می‌تونن انجام بدن) اما اصل حرفم این‌جاست که بیشتر از عهده‌ی برگزارکننده‌ها برمیاد. اونم اینکه بعضی از تجمعات تبدیل شدن به حرکت پرچم با ضرب‌آهنگ مداحی‌های استودیویی صرفاً. تظاهرات دهه‌های پیش رو که دیدید؟ شعار! پلاکارد! تبیین اهل‌بیان! خیلی حیفه که فرصت اجتماع یا عبور اقشار مختلف مردم رو از دست بدیم. اگر حرکت شبانه‌مون امکانش رو داره که بیشتر از اینکه سرود و مداحی شور بذاریم، مضامین انقلابمون رو بگیم، مشت گره کنیم و شعار بدیم؛ از این فرصت غافل نشیم. البته که شور و سرود و نوا هم یه جاهایی هم لازمه هم مفید. یا بعضی حرکت‌ها اقتضاشون این چیزاست. ولی وقتی اثرگذاره که به جای خودش باشه، نه که بقیه‌ی جاها رو هم پُر کنه.