eitaa logo
مُراسلات
72 دنبال‌کننده
136 عکس
25 ویدیو
17 فایل
در حال نوشتن... – شعری هم اگر هست از آشفتگیِ ماست.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از اِحتِباب
چه رازیه در سفر اربعین... که اونایی که تاحالا رفتن، بیشتر از اونایی که نرفتن دلشون تنگه؟
یکُم؛ دیشب به دیدن ویدیوهای مختلف به منظور آرامش قلب [شاید هم شکنجۀ روح؟] روی آوردم و به خودم اومدم و نفهمیدم شب چطور از نیمه گذشته. پس تقلّا کردم برای خواب. دوم؛ همیشه برام سوال بود هذیان گفتن چه شکلیه؟ یعنی چی می‌شه که آدم هذیان می‌گه و دقیقاً چه شکلی مغز انسان این کار عجیب رو انجام می‌ده؟ تا این که امروز، سحرگاه، وقتی بین خواب و بیداری، درحالی که بیدار بودم و می‌دیدم و می‌فهمیدم، اما اون‌طرف توی خواب هم زائری بودم طفل، شاید هم خادمی، در مسیر، و من زائر بودم و روی این تأکید داشتم، و اهل منزل نمی‌فهمیدند که من چی می‌گم؛ در جواب درخواستشون برای بیدار شدن، جملاتی ارائه می‌دادم که من می‌فهمیدم چی می‌گم و اون‌ها نه؛ و با شگفتی سر به تأیید حرف‌های جدی‌ام تکان می‌دادند و با نگاه تعجب، جاشون رو به همدیگه می‌دادند برای بیدار کردن من از این وهم شیرین. افاقه نکرد. من بیدار شدم و خودم در حیرت از این هذیان‌گویی جالب و وهمی که هنوز تمام نشده. هنوز دارم به محتواش فکر می‌کنم که چرا "این زائر به چیز دیگری نیاز نداره.."؟ سوم؛ فراق و دویدن و دیر رسیدن، افتادن در دل ترس‌ها و کارهای نکرده و نیمه‌تمام، دوباره فراق و دویدن و دیر رسیدن، تمرین سخت هماهنگی مغز آشفته و پایی که رمق مضاعفی نداره و چه برسه به پای چپ، و دوباره فراق و این‌بار نرسیدن به معنای واقع، انسان رو روانه‌ی دارالمجانین نکنه موجب شگفتیه. کمی توّهم روزانه و موهومات شبانه و هذیان که چیزی نیست؛ نه؟ چهارم؛ ما بی تو انسان‌های پرمدّعای کوچکیم. به همین کوچکی که شرح دادم. پس لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ/
سید حمیدرضا برقعیشعر خوانی . دو خط شعر.mp3
زمان: حجم: 3.3M
تو دیگری و دلم در خیال دیگر نیست که سرنوشتی از این سرنوشت بهتر نیست [به یادِ نجف١٤٤٧ /تو سرنوشت مرا در نجف رقم زده‌ای]