یک مشکلی است در زندگی اجتماعی ما که آنهایی هم که اهل عمل میباشند توجهی به عمل اجتماعی ندارند و به اصطلاح «تک رو» میباشند.
از عمل فردی کاری ساخته نیست،
از فکر فرد کاری ساخته نیست،
از تصمیم فرد کاری ساخته نیست،
همکاری و همفکری و مشارکت لازم است.
(ده گفتار، ص۹۴)
@motahari_nab
اگر اسلام به اصلاحات اجتماعی همت نمیگماشت امکان نداشت از دستورهای اخلاقی خود نتیجه بگیرد.
اسلام منادی عدل و منادی حق و منادی آزادی و مساوات و الغای امتیازات بود، به این دلیلها جهانی نو به وجود آورد. لطمات و خساراتی هم که دید از ناحیه مسخ شدن و زیر و رو شدن همین مسئله بود.
(بیست گفتار، ص۶۱)
@motahari_nab
آن احترامات خارقالعادهای که پیغمبر از دخترش زهرا میکرد، عجیب و حیرتآور است.
آیا کسی باور میکند که در دنیای عرب که تا چند سال پیش مردم از وجود دختر ننگ داشتند و دخترها را زنده به گور میکردند حالا یکمرتبه پیغمبر رسیده به حدی که دست دخترش را میبوسد، زهرا را میبوید و میگوید:
من بوی بهشت از این دختر میشنوم،
اِنْسِیةٌ حَوْراءُ بشری است ملکوتی.
(آشنایی با قرآن، ج۱۱، ص۱۴۴)
@motahari_nab
خداوند بر زمامداران حق واجب کرده است که زندگی خودشان را در سطح پایینترین افراد قرار بدهند، چون چشم توده مردم به آنهاست، برای اینکه با آنها همدردی کرده باشند، برای اینکه تسکینی برای آنها به وجود آورند و یک کمک روحی به آنها کرده باشند.
البته در حدی که میتوانند باید کمک مادی بکنند، ولی در یک حدودی امکان کمک مادی وجود ندارد و باید کمک روحی کرد.
(احیایتفکراسلامی، ص۸۳)
@motahari_nab
آزادی و دموکراسی بر اساس آنچه که تکامل انسانی انسان ایجاب میکند حق انسان بما هو انسان است، حقِ ناشی از استعدادهای انسانی انسان است نه حق ناشی از میل و تمایل افراد.
(آیندهانقلاباسلامیایران، ص۲۷۲)
@motahari_nab
اگر انسان واقعاً مسلمان باشد، تمام هدفها در یک کلمه خلاصه میشود و آن خداست و رضای خدا.
(سیری در سیره نبوی)
@motahari_nab
نیروی محبت از نظر اجتماعی نیروی عظیم و مؤثری است.
بهترین اجتماعها آن است که با نیروی محبت اداره شود، محبت زعیم و زمامدار به مردم و محبت و ارادت مردم به زعیم و زمامدار.
علاقه و محبت زمامدار عامل بزرگی است برای ثبات و ادامه حیات حکومت، و تا عامل محبت نباشد رهبر نمیتواند و یا بسیار دشوار است که اجتماعی را رهبری کند و مردم را افرادی منضبط و قانونی تربیت کند ولو اینکه عدالت و مساوات را در آن اجتماع برقرار کند.
مردم آنگاه قانونی خواهند بود که از زمامدارشان علاقه ببینند و آن علاقههاست که مردم را به پیروی و اطاعت میکشد.
(جاذبهودافعهعلیع، ص۶۱)
@motahari_nab
تقوا تنها نه اینست که قید و محدودیت نیست، بلکه عین حرّیت و آزادی است.
(ده گفتار، ص۳۳)
@motahari_nab
اینکه دنیای امروز را دنیای تزلزل ارزشها نامیده اند برای این است که هم میخواهند ریشهٔ ارزشها را بزنند و هم میخواهند ارزش را به بشر بدهند و این تناقض است.
(تعلیموتربیتدراسلام، ص۱۵۷)
@motahari_nab
ایمان با زور درست شدنی نیست.
ایمان یعنی اعتقاد و گرایش.
ایمان یعنی مجذوب شدن به یک فکر و پذیرفتن یک فکر.
مجذوب شدن به یک فکر دو رکن دارد. یک رکنش جنبه علمی مطلب است که فکر و عقل انسان بپذیرد، یک رکن دیگر جنبه احساساتی آن است که دل انسان گرایش داشته باشد، و هیچ کدامش در قلمرو زور نیست، نه جنبه فکریاش و نه جنبه احساساتیاش.
(جهاد، ص۷۷)
@motahari_nab
شکر هر نعمت یعنی از آن همان استفاده را بکنند که برای آن استفاده آفریده شده.
(بیستگفتار، ص۵۳)
@motahari_nab
شک بد است، هدفْ یقیناست.
هم در علم و فلسفه و هم در دین هدف این است که انسان اهل یقین باشد.
ایمان آن وقت ایمان است که توأم با یقین باشد. اما شک، تزلزل و عدم اطمینان است.
(پانزدهگفتار، ص ۲۰۸_۲۰۹)
@motahari_nab