تقوا تنها نه اینست که قید و محدودیت نیست، بلکه عین حرّیت و آزادی است.
(ده گفتار، ص۳۳)
@motahari_nab
اینکه دنیای امروز را دنیای تزلزل ارزشها نامیده اند برای این است که هم میخواهند ریشهٔ ارزشها را بزنند و هم میخواهند ارزش را به بشر بدهند و این تناقض است.
(تعلیموتربیتدراسلام، ص۱۵۷)
@motahari_nab
ایمان با زور درست شدنی نیست.
ایمان یعنی اعتقاد و گرایش.
ایمان یعنی مجذوب شدن به یک فکر و پذیرفتن یک فکر.
مجذوب شدن به یک فکر دو رکن دارد. یک رکنش جنبه علمی مطلب است که فکر و عقل انسان بپذیرد، یک رکن دیگر جنبه احساساتی آن است که دل انسان گرایش داشته باشد، و هیچ کدامش در قلمرو زور نیست، نه جنبه فکریاش و نه جنبه احساساتیاش.
(جهاد، ص۷۷)
@motahari_nab
شکر هر نعمت یعنی از آن همان استفاده را بکنند که برای آن استفاده آفریده شده.
(بیستگفتار، ص۵۳)
@motahari_nab
شک بد است، هدفْ یقیناست.
هم در علم و فلسفه و هم در دین هدف این است که انسان اهل یقین باشد.
ایمان آن وقت ایمان است که توأم با یقین باشد. اما شک، تزلزل و عدم اطمینان است.
(پانزدهگفتار، ص ۲۰۸_۲۰۹)
@motahari_nab
مرحله نفی و انکار به دنبال خود مرحله سازندگی و اثبات دارد.
به دنبال لا اله باید الَّا الله بیاید.
در هر نهضت، مرحلهٔ سازندگی و اثبات از مرحلهٔ نفی و انکار دشوارتر است.
(نهضتهایاسلامیدرصدسالهاخیر، ص۹۶)
@motahari_nab
اگر جامعه دوام دارد بدانید که اکثریت مردم فاسد نیستند، بلکه اقلیتی فاسدند که آنها هم کفهای روی آباند.
باطل به صورت موقّت، به صورت یک جولان و به صورت یک نمود است و زود هم از بین میرود.
(نبردحقوباطل، ص۵۶)
@motahari_nab
در اصول تربیتی، آن ریشه اصلی که باید آن را آبیاری کرد همان اعتقادبهخداست.
(تعلیموتربیتدراسلام، ص۹۴)
@motahari_nab
گناه، سیاه دلی میآورد و سیاه دلی، بیایمانی. سیه کاری، سیه دلی میآورد و سیه دلی، سیه فکری.
(عللگرایشبهمادیگری، ص۱۷۷)
@motahari_nab
دین اینقدر به اصول و به حقوق و به عقیده و به ایمان و به اخلاق اهمیت میدهد که میگوید به خاطر اینها از دنیا و مافیها باید گذشت.
(بیستگفتار، ص۶۹)
@motahari_nab
پیغمبران که وظیفهشان منحصر به این نیست که قانون اجتماعی برای مردم بیاورند.
اولین وظیفه پیغمبران این است که مردم را به خدا دعوت کنند.
(خاتمیت، ص۴۶)
@motahari_nab
در اصول دین اسلام، جز عقل هیچ چیز دیگری حق مداخله ندارد.
اصول ایمان مسیحیت، منطقهای ممنوع برای ورود عقل است و وظیفه یک مؤمن(مسیحی) حفظ این منطقه از هجوم قوای عقلی و فکری است. ولی ایمان در اسلام، منطقهای است که در قرق عقل است و غیر از عقل هیچ قدرت دیگری حق مداخله در این منطقه را ندارد.
(انسانکامل، ص۱۳۱)
@motahari_nab