•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
*سوره قیام*
آیه نهم: «لا قوّة الا بالله»(کهف/39)
🏴یادتان هست که چند آیه قبل و موقعی که میخواستم معجزهی اصحاب حسین را توضیح دهم، چه گفتم؟ گفتم باید ماشینحساب دست گرفت و هفتاد و دو نفر یار حسین را بر سی هزار نفر سرباز سپاه کوفه تقسیم کرد تا به عدد اعجاز آمیز 416 برسیم و معلوم شود که هر یک یار اباعبدالله به طور متوسط در مقابل چهارصد و شانزده نفر ایستاده و جنگیده؟
اما برای آیه نهم، نیازی به این حسابکتابها نیست و اعجاز خیلی واضحتر از این حرفهاست. عصر عاشورا وقتی حسین مجبور شد عباس را در علقمه جا بگذارد، تاریخ به اوج خودش رسیده بود: تنها مردی که حاضر شده بود یکنفره در مقابل بیستسی هزار نفر بایستد و بجنگد، داشت به مسندِ «حاکمیت بر تاریخ» مینشست و به موحدین میآموخت که چطور میشود به قدرت خدا تکیه زد و شمشیر را مغلوب خون کرد. من که نمیتوانم حتی اصل «مواجهه و ایستادن یک نفر در روی بیست هزار نفر» را تصور کنم چه برسد به اینکه درباره جنگ بین آنها حرف بزنم. اما بُرندگی یقینِ حسین، کاری به این محاسبات شکستخورده نداشت و اعجاز جدیدش را شروع کرده بود:
«پس مردم را به مبارزه طلبید و هر کسی به جنگش میرفت را میکشت تا کشتار بزرگی به راه انداخت و در میانهی این پیکار میگفت: الموت اولی من رکوب العار/و العار اولی من دخول النار.»
و این قدر ادامه داد که خطوط مقتل را با نور آیات قرآن ترکیب کرد و قدرت خدا را به رخ زمین و زمان کشید و راوی دشمن هم برای باوراندن معجزه او به آیندگان، به قسم و آیه متوسل شد:
«به خدا قسم هیچ مرد محاصره شدهای را ندیدم که فرزندان و خاندان و یارانش کشته شده باشند و دلدارتر و پابرجاتر از حسین باشد. چون لشگر پیاده به او حمله میبردند، با شمشیر به آنان حمله میکرد و آنان همانند گله گوسفندی که از شیر فرار میکند، از چپ و راستش میگریختند. سپس به مرکزش باز میگشت و میگفت: لا حول و لا قوّة الا بالله»
▪️شاید بپرسید پس اباعبدالله چطور شهید شد؟ حداقل من یکی که دوست ندارم روضه مکشوف بخوانم اما کسی که با جنگیدن معجزهگون اش، قدرت خدا را دوباره اثبات کرده، به خاکافتادنش هم یکی دیگر از اوصاف خدا را ثابت میکند و باز هم راوی را مجبور کرده تا به قسم و آیه بیفتد:
«به خدا قسم هیچ کشتهای را از او نورانیتر ندیدم تا جایی که نور صورتش و زیبایی ِ حالتش مرا از فکرکردن درباره کشتهبودنش غافل کرده بود»
آن روز، وسط گودال صوت قرآن میوزید و صورت پر خون اباعبدالله جلوی وحشیگریِ شمر و سنان بیکار ننشسته بود و داشت «الله نور السماوات و الارض» را برای بشریت تلاوت میکرد...
▪️_ تقدیم به معجزه دوران، «خمینی کبیر» که با دست خالی و بدون حزب و رسانه و بی سلاح و چریک، همه قواعد مبارزهی مادّی را زیر پای جرأت روحی خود و غیرتش برای پرستش خدای متعال لِه کرد و ملت ایران را به اعجازهای الهی عادت داد و با اقتدا به مولایش حسین، قدرت خدا را با پیروزی خون بر شمشیر اثبات کرد.
و تقدیم به «حججی بزرگ» که در غیاب کسانی که باید بر حقانیت انقلاب «احتجاج» میکردند، شعاعی از نور حسین را در صورت نورانیش انعکاس داد و چشمانش اینقدر نور و طمانینه داشت که ما را از شهادتش غافل کرد و دل یک ملت (و حتی قلب هنرپیشههای غربدوست) را تکان داد و نشانهای برای عظمت ِ «منزلت نیابت عامّهی حضرت ولیعصر» و «حجتی» بر حقانیت ِ «خامنهای عزیز» شد.
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
🖊: #محمدصادق_حیدری
#سورهی_قیام
#شب_دهم_محرم
#محرم
#عاشورا
#امام_حسین علیه السلام
#شهید_حججی
سروش splus.ir/msnote
ایتا Eitaa.com/msnote
بله https://ble.im/msnote
تلگرام https://t.me/msnote
کربلایی محمدحسین حدادیانghafele-salare-man.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
🖤 السلام علیک یا اباعبدالله
🔊 صوت های مجلس روضه امروز رو با حال مناسب و در خلوت گوش کنید
🦠 در روز عاشورا، هیئتی مجازی و مختصر را فراهم کردیم تا عزیزانی که امکان حضور فیزیکی در مراسم عزاداری را ندارند بهرهمند شوند.
ویژه #شام_غریبان
حسینیهی مجازی اهل بیت مدیا👇
@AhleBeytMedia
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
*سوره قیام*
آیه دهم: ....
▪️بخش اول▪️
🏴«معجزهها» بیسر شده بودند و تکهپاره. «انکار» کار خودش را کرده بود و داشت عجزهای مکرّرش در برابر اعجازهای گوناگون را دفن میکرد و روی پیکر آیهها میدوید تا دیگر دیده نشوند و آخرین پرده از پیروزیِ پرقدرت و چیرگیِ بیچون و چرا و غلبهی بیقیدش را به نمایش بگذارد. اما خدا گفته بود: «لأغلبنّ أنا و رسلی... من و فرستادگانم حتماً پیروز میشویم» پس تازه باید تدبیرهای جدیدش را رو میکرد. به تعبیر دقیقتر، وقتش رسیده بود که زینب معجزاتش را شروع کند و آیههای مردانه به اعجازهای زنانه تبدیل شود.
▪️[حتی بعضی از مَردها، وقتی جسد خمینی را _که دینداری و خداپرستیشان را به او گره زده بودند_ دیدند، جان دادند. جسد نائب عامّی که نه پرچم عصمت بر دوش داشت و نه خون و زخم و جراحت بر تن. پس] خیلی واضح بود: زنی که در اوج تعلق به امام معصومش بود و تجسم توحید و خداپرستی را با صدها زخم بر تنِ بیسرش میدید، باید جان بدهد و قالب تهی کند. اما زینب باید معجزاتش را شروع میکرد و به میدان میآمد تا به جای آنکه بخاطر عاطفهاش جان بدهد، با همان عاطفه، جان لشگر دشمن را بگیرد. بخاطر همین، صحنه را هم خودش مدیریت کرد:
_ بحق الله الّا ما مررتم بنا علی مصرع الحسین... شما را به خدا که ما را از کنار قتلگاه حسین بگذرانید...
▪️برای دشمن بهترین موقعیت بود تا بعد از درو کردن سرهای مردان اهلبیت، قلب زنانشان را هم تار و مار کند.... اما خدا گفته بود: «فبُهت الذی کفر»... پس زینب به یقین حسین تکیه زد و کاری کرد که راوی دشمن مبهوت شود و به قسم و آیه بیفتد تا شاید آیندگان، معجزات دختر علی را باور کنند: «به خدا قسم فراموش نمیکنم زینب را که با صدایی غمگین و قلبی آتشین فریاد میزد: وا محمّداه صلّی علیک ملیک السماء هذا حسین بالعراء...» و بعد دوباره قسم خورد: «[زینب این قدر روضه خواند تا] به خدا قسم که همه ی دشمنان را به گریه انداخت»
▪️عاطفهی الهی زینب، قلبهای شقیترین اشقیاء را هم ذوب کرد و بیرحمترین جمعیت بشری را به عجز کشاند و مردمی را که بزرگترین جنایت تاریخ را به خشنترین وجه ممکن رقم زدند و تکان نخوردند، به گریه انداخت. زینب داشت معجزهی شمشیر حسین را به اعجاز عاطفهاش تبدیل میکرد و در اعماق تاریکی، نقب میزد و سدّهای ظلمات را میشکست و دلهای فتحنشدنی را به تصرف در میآورد و قرآن را تفسیر میکرد: «ثم قست قلوبکم من بعد ذلک فهی کالحجاره... و انّ من الحجاره لما یشّقق فیخرج منه الماء بعضی از دلهای سنگ هم هستند که شکاف بر میدارند و ترک میخورند و آب از لابهلای آنها جاری میشود»
▪️لشگری که به بالاترین هماهنگی جمعی رسیده بود تا از هیچ آیه و معجزهای منفعل نشود، در مقابل معجزه عاطفه نه فقط کم آورده بود؛ که داشت گریه میکرد. وحدت کلمهی اشقیاء به خطر افتاده بود. سکینهخاتون، ضربه بعدی را زد و به خوبی معجزه زینب را تکمیل کرد و پیکر پدرش را به آغوش کشید. ترکیب خطرناکی بود. درست است که عمرسعد مثل نمرود در مقابل کلام ابراهیمی ِ زینب مبهوت شده بود و «فبهت الذی کفر» داشت تکرار میشد، اما بالاخره باید تفاوتش را با نمرودها نشان میداد. اگر نمرود بعد از آن شکست فضاحتبار کلی تدبیر کرد و وقت گذاشت و زحمت کشید تا آن آتش بزرگ را به پا کند، عمرسعد خیلی سریع تدبیر کرد و بلافاصله آتش بزرگتری به راه انداخت تا لشگرش بیشتر از این به هم نریزد و مردانش بیشتر از این مقهور معجزه زینب نشوند: «فاجتمع عدة من الاعراب فجرّوها عنه گروهی از الواط بادیهنشین جمع شدند و کشانکشان او را از جسد حسین جدا کردند»
▪️زینب اما...
ادامه 👇👇
سوره قیام
آیه دهم: ....
▪️بخش دوم و پایانی▪️
▪️زینب اما با این آتشها کنار نمیکشید؛ که همه آنها را گلستان میکرد. وقتی به کوفه رسید و صدای علی و محتوای خطبههای پدرش در همه جا پیچید، اشکها به قدرت عاطفهاش ایمان آوردند و شهادت دادند که دختر علی دارد «جعلناها... آیه للعالمین» و «ننزّل علیهم آیه من السماء فظلّـت اعناقهم لها خاضعین.... آیهای از آسمان میفرستیم که گردنهایشان در برابر آن خاضع شود» را تفسیر میکند:
«[بعد از خطبه زینب] پیرمردی را دیدم که کنارم ایستاده بود و از گریه، محاسنش خیس بود و میگفت: فدایتان شوم که پیران شما بهترین پیران و جوانان تان بهترین جوانان و زنان تان بهترین زنانند... که خوار نمیشوند و قد خم نمیکنند و شکستناپذیرند.... لایخزی و لایبزی»
🏴تقدیم به شما خانم جان؛ که بخاطر معجزهی روضههایتان در کنار گودال، مسلمان شدم.
تقدیم به شما که این همه از آیات قرآن را معنا کردید و نمیدانم کدام آیه را از بینشان انتخاب کنم.
تقدیم به شما که عاجزم در برابر شما...
کی میشود شما را بدون این روضهها تصور کنیم؟ جز در بهشت؟ و جز به امید موقعی که جملات قرآنی ِ بهشتیها را بخوانید: «الحمدلله الذی اذهب عنّا الحزن إن ربنا لغفور شکور».
البته میگویند زبان اهل بهشت، عربی است ولی شاید خضوع در برابر عاطفه شما حساب جداگانهای داشته باشد. مثلا همه علما و شهدا دور شما جمع شوند و به فارسی بخوانند «چادرت را بتکااااان روزی ما را بفِرست» و بعد از یقینی که شما به آنها صله میدهید، مملوّ شوند. کاش آن گوشه کنارها هم به برکت «موذن زاده اردبیلی» ما را هم راه بدهید تا بخوانیم: «غمقهرمانی... زهرانشانی... ای روح با ایمان... جانِم سنه قربان...» و بعد با دیدن عظمت و شوکت شما هی از شوق بمیریم و زنده شویم...
و تقدیم به شهید یک و بیست دقیقهی همهی شبهای جمعه که به لطف شما، مفتخر به افتخار ابدیِ دفاع از حریم شما و سلسلهجنبانی ِ فداییان شما شد...
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
🖊: #محمدصادق_حیدری
#سورهی_قیام
#شب_یازدهم_محرم
#محرم
#حضرت_زینب
#شام_غریبان
سروش splus.ir/msnote
ایتا Eitaa.com/msnote
بله https://ble.im/msnote
تلگرام https://t.me/msnote