eitaa logo
محمدصادق
149 دنبال‌کننده
731 عکس
163 ویدیو
36 فایل
کانالی برای انتشار نوشته های آقای محمدصادق حیدری و البته، گاهی مطالب مناسبتی نویسندگان دیگر ارتباط با ادمین: @mbalochi ادرس کانال ما در سروش sapp.ir/msnote ادرس کانال در ایتا Eitaa.com/msnote ادرس کانال در بله https://ble.im/msnote
مشاهده در ایتا
دانلود
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─••• *سوره قیام* آیه هشتم: «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی»  🏴در زیارت عباس‌بن علی، فرازی هست که در آن شهادت می‌دهیم او در دفاع از اولیاء خدا مثل مجاهدین بدر کار کرده و کم نگذاشته: «اشهد الله أنک مضیت علی ما مضی علیه البدریون». این فراز، ذهن آدم را به سمت سوره انفال می‌برد که یکی از کارهایش، توصیف وضعیت جنگ بدر است: «و لیبلی المومنین منه بلاء حسنا... [خدا صحنه‌ی بدر را به راه انداخت] تا مومنین را به شکل زیبایی امتحان کند و بیازماید.» و بعد همین آیه است که ذهن آدم را به سمت حدیث امام صادق می‌برد: «کان عمّی العباس... ابلی بلاء حسنا» و با خودم می‌گویم ابالفضل کاری کرده که برای همه‌ی انسان‌های بعد از خودش، بساط آزمایش به راه انداخته و رفتارش این‌قدر عظمت داشته که به کشیدگی تاریخ، «امتحان‌سازی»کرده... ▪️حتماً می‌گویید «معلوم است دیگر؛ وفاداری به امام را تا جایی پیش برده که وقتی امامش را تشنه دیده، لب به آب تَر نکرده» من هم می‌گویم قبول! اما کسی که به قول زیارتنامه‌اش «بالغت فی النصیحه و اعطیت غایه المجهود» بوده و در خیرخواهی برای حسین به بالاترین بلوغ رسیده و آخرین حد توانش را خرج سیدالشهدا کرده، نباید فقط به نفی (چون حسین تشنه بود، آب نیاشامید) محدود شود. کسی مثل عباس که یک‌تنه چهار هزار نگهبان شریعه را در هم شکسته و آبرویی برای آنها باقی نگذاشته و در موج آب و اوج آبرو قرار گرفته، باز هم خودش را مرزوق حسین می‌بیند. پس به او نگاه می‌کند و فقاهتش را بر محور عمل امام به کار می‌گیرد:  ▪️مولایم تشنه است و آب به عنوان بدیهی‌ترین نیاز زندگی از او دریغ شده اما انگار از همیشه زنده‌تر و قوی‌تر و برافروخته‌تر است. پس حی قیوم قدیر دارد بزرگترین نشانه و آیه‌اش را در وجود حسین می‌ریزد و چون او به صاحب آب تکیه کرده، اثر آب بدون اینکه آبی در میان باشد، به تسخیر او درآمده. توحید دارد می‌درخشد و اسباب و آثار جلویش تحقیر شده‌اند. بشتاب که تمام خیر همان‌جایی است که حسین ایستاده؛ زیر باران حیات و رحمت و قدرت خدا. مگر خودش نبود که در عرفه به خدایش می‌گفت: «امرت بالرجوع الی الآثار فارجعنی الیک...مصون السر عن النظر الیها و مرفوع الهمّه عن الاعتماد علیها. تو دستور دادی که به آثار رجوع کنم پس مرا به خودت برگردان... در حالی که نگاهم به آثار نباشد و به آنها تکیه نکنم» مثل همه خوبی‌های دیگر، عرفه هم در عاشورا به جریان افتاده؛ بشتاب عباس... ▪️آب را روی آب ریخت تا مثل حسین شود و از بند آثار در بیاید و به خالق آثار تکیه کند و توحید را در ظریف‌ترین وجه و درخشان‌ترین صورت به نمایش بگذارد... رمی الماء علی الماء... شاید همان‌جا بود که سوره انفال دوباره نازل شد: «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی» تو نبودی که آب را روی آب ریختی... خدا بود که در عباس جلوه کرد تا مثل حسین شود و آب را روی آب بریزد تا نشان دهد همه اسباب و آثار، ابزار اراده‌ی خدا هستند و اگر نباشند، صاحب آنها هست که به او تکیه کنی تا نیازت را برطرف کند... ▪️آیه، عظمت غیرقابل‌تحملی داشت، آبروی آب را برده بود. تدبیر دشمن برای تشنگی‌دادن به عاشوراییان تحقیر شده بود و رفتار حسین داشت تکثیر می‌شد. عباس مشغول ترجمه فرازهای آخر دعای عرفه بود: «محقت الآثار بالآثار و محوت الاغیار بمحیطات افلاک الانوار... آثار [آب] را بوسیله آثار [عباس] نابود کردی و با کسانی که به آسمان‌های نور احاطه دارند، اغیار را محو فرمودی» سیراب‌شدن با آب، از بین رفته بود و ابالفضل را تبعیت از حسین سیراب کرده بود. اغیار از دور حسین محو شده بودند این‌قدر که عباس به او مقرّب شده بود و برای بقیه تاریخ، امتحان ساخته بود. آسمان‌های نور به احاطه و تصرف «ماه بنی‌هاشم» درآمده بود و قمر بدجور داشت می‌تابید. پس عمود بالا رفت تا ماه پایین بیاید و زمین‌گیر شود... اُثخن بالجراح... از شدت جراحت زمین گیر شد...    ▪️_ تقدیم به مرحوم استاد که این روضه را از او یاد گرفتم؛ همو که می‌گفت: مقام «نصرت» به معصوم در برابر انواع هجمه‌های کفر و نفاق، بالاترین درجه برای غیر معصوم در نظام درجات ایمانی است که تنها از طریق تمسک به سلوک حضرت اباالفضل و توسل به ساحت آن حضرت، قابل تحقق است : «فنعم الأخ الصابر المجاهد المحامی *الناصر* ... و السلام علیک یا ناصر الحسین الشهید» ••─━⊱✦▪️✦⊰━─•• 🖊: ___ بله | آی‌گپ | سروش | تلگرام | ایتا @msnote
﷽ -------- جنگ‌آوری و تنومندیِ او زبان‌زد است زینب که نگاهش می‌کند، دلش قُرص می‌شود عباس یک‌تنه، لشکرِ حسین است علمدار است سپهدار است . . اصحاب که یک به یک برزمین می‌افتند، نوبت به بنی هاشم می‌رسد عباس چشم دوخته به لبان مولا همه اذن می‌گیرند و می‌روند و بر...نمی‌گردند حسین می‌ماند و عباس و حمله‌ها و ولوله‌ها "اذنِ میدان بده پایان دهم این غائله را!" حسین نگاهی به برادر تنومندش می‌کند، نگاهی به خیمه‌ها "العطش، العطش... " . "برادرم! عطشِ زنان و کودکان را دریاب... مَشک را بردار و آب بیاور..." . . سی و پنج سال برای جنگاوری امروز آماده شده باشی! نزد حیدر کرّار فنون رزم آموخته باشی سال‌ها دوشادوش حسن و حسین علیهماالسلام تمرین جنگاوری کرده باشی همراه علی علیه‌السلام شمشیر زده باشی و درس پس داده باشی ناگهان امیر و امام‌ت بگوید برادرم، برو آب بیاور! جز عباس چه کسی می‌تواند این فرمان را بشنود و حتی لحظه‌ای در ذهن نیاورد: من با تمام توانمندی‌هایم و قدرت و جنگاوری ام، بروم دنبال آب؟! همانگونه که وقتی مولا فرمود یمین لشکر با تو، گفت چشم وقتی فرمود حفاظت از خیام با تو، گفت چشم حال گفته سِقایت حرم با تو... بی‌درنگ می‌رود! و در همین راه شهید می‌شود... در راه ... طبق ... با أَشْهَدُ لَکَ بِالتَّسْلِیمِ نه فقط تسلیم ظاهری بلکه تسلیم قلبی یعنی لحظه ای "در دل" هم، چون و چرا نکردن . برای من درس و است در مقابل و (درکنار ؛ که وه که چه مقامی‌ست...) . ، امروز - بی ولی و امّا- برای من پذیرفته و چشم گفتنی و محترم است؛ . پی‌نوشت: قمربنی هاشم علیه‌السلام این ادب، وظیفه گرایی، ولایت‌پذیری، تسلیم و اطاعت از امام را در خانه، از مادرش آموخت... "هرکه بهشتی می‌شود، پایه‌ی بهشتی شدنش از مادر است " «والله ان قطعتموا یمیني انّي احامي ابداً عن ديني» . . @hejrat_kon @dr.mother8
⚠️ تـلنـگـر 📢 نـگـذاریـد در قـیـامت قــــرآن از شـما شـکـایـت کـند... اگـر شـده روزی یـک آیـه از قـرآن را بـخـوانـیـد ولـی بـی قـرآن روزتـان را سـپـری نـکـنـید ☺️💞بـرنـامـه امـروز آیـه ۲۶۲ سـوره مـبـارکـه بـقـره همراه با ترجمه و تفسیر 🌼🌸 📖 متن ایه: الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى ۙ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ 📖 ترجمه و تفسیر (تفسیر نور): ترجمه: كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌كنند و سپس به دنبال آنچه انفاق كرده‌اند، منّت نمى‌گذارند و آزارى نمى‌رسانند، پاداش آنها برايشان نزد پروردگارشان (محفوظ) است و نه ترسى دارند و نه غمگين مى‌شوند. نکته ها هدف اسلام از انفاق، تنها سير كردن شكم فقرا نيست، بلكه اين كار زيبا بايد بدست افراد خوب، يا شيوه خوب و همراه با اهداف خوبى باشد. گاهى انسان گامى براى خدا بر مى‌دارد و كارى را به نيكى شروع مى‌كند، ولى به خاطر عوارضى از قبيل غرور يا منّت يا توقّع و يا امثال آن ارزش كار را از بين مى‌برد. با منّت، اثر انفاق از بين مى‌رود، چون هدف از انفاق تطهير روح از بخل است، ولى نتيجه‌ى منّت، آلوده شدن روح مى‌باشد. منّت‌گذار، يا در صدد بزرگ كردن خود و تحقير ديگران است و يا مى‌خواهد نظر مردم را به خود جلب كند كه در هر صورت از اخلاص بدور است. مگر خداوند به خاطر همه‌ى نعمت‌هايى كه به ما داده بر ما منّت گذاشته تا ما با بخشيدن جزئى از آن بر خلق او منّت بگذاريم. در مجمع البيان حديثى روايت شده است كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: خداوند در قيامت به منّت گذاران، نگاه لطف آميز نمى‌كند. پیام ها 1- شروع نيكو كافى نيست، اتمام نيكو هم شرط است. «يُنْفِقُونَ ... ثُمَّ لا يُتْبِعُونَ ... مَنًّا» 2- اسلام حافظ شخصيّت محرومان وفقراست و كوبيدن شخصيّت فقرا از طريق منّت را سبب باطل شدن عمل مى‌داند. «لا يُتْبِعُونَ ... مَنًّا وَ لا أَذىً» 3- اعمال انسان، در يكديگر تأثير دارند، يعنى يك عمل مى‌تواند عمل ديگر را خنثى كند. انفاق براى درمان فقر است، ولى منّت‌گذارى آنرا مايه‌ى درد فقرا مى‌گرداند. «يُنْفِقُونَ ... لا يُتْبِعُونَ ... مَنًّا وَ لا أَذىً» 4- خداوند، آينده انفاق كننده را تضمين كرده است. «لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» 5- كسى كه بدون منّت و آزار وفقط براى خدا انفاق مى‌كند، از آرامشى الهى برخوردار است. «يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ... لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» ___ بله | آی‌گپ | سروش | تلگرام | ایتا @msnote
سلام علیکم عزاداری هاتون قبول باشه ان شاءالله، ما رو هم از دعا بی نصیب نگذارید. از علما رسیده و سفارش شده که در روز تاسوعا و عاشورا حتما صدقه برای آرامش دل امام زمان عج یادتون نره روزهای عادی امام زمان (عج) طبق زيارت ناحيه مقدّسه هر روز دوبار برای واقعه کربلا خون گریه میکند؛ لأَندُبَنَّكَ صَباحا و مَساءً و لأَبكِيَنَّ عَلَيكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما ما یکبار تو عمرمون خون گریه نکردیم؛ آقایی که روزهای عادی خون گریه میکند خدا می‌دونه حالشون در تاسوعا و عاشورا چگونه است خدا میدونه امروز و فردا کجا خون گریه میکند و به سر و سینه میزند. امام رضا (ع) فرمود ما اهلبیت (ع) ماه محرم نمی خندیم. ___ بله | آی‌گپ | سروش | تلگرام | ایتا @msnote
دامن کشان رفتی… دلم زیر و رو شد… چشم حرامی با… حرم رو به رو شد… بیا برگرد خیمه… ای کس و کارم… من و تنها نگذار … ای علمدارم… آب به خیمه نرسید… فدای سرت فدای سرت فدای سرت… حسین قامتش خمید… فدای سرت فدای سرت فدای سرت… اَلسَّلامُ علی الْحُسَیْن وَ عَلی عَلیِ بْن الْحُسَین وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْن وَ عَلی اَصحابِ الْحُسَین ایام شهادت سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین(ع)، و ی حسینی را تسليت عرض میکنم التماس دعا ___ بله | آی‌گپ | سروش | تلگرام | ایتا @msnote
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─••• *سوره قیام* آیه نهم: «لا قوّة الا بالله»(کهف/39)  🏴یادتان هست که چند آیه قبل و موقعی که می‌خواستم معجزه‌ی اصحاب حسین را توضیح دهم، چه گفتم؟ گفتم باید ماشین‌حساب دست گرفت و هفتاد و دو نفر یار حسین را بر سی هزار نفر سرباز سپاه کوفه تقسیم کرد تا به عدد اعجاز آمیز 416 برسیم و معلوم شود که هر یک یار اباعبدالله به طور متوسط در مقابل چهارصد و شانزده نفر ایستاده و جنگیده؟ اما برای آیه نهم، نیازی به این ‌حساب‌کتاب‌ها نیست و اعجاز خیلی واضح‌تر از این حرفهاست. عصر عاشورا وقتی حسین مجبور شد عباس را در علقمه جا بگذارد، تاریخ به اوج خودش رسیده بود: تنها مردی که حاضر شده بود یک‌نفره در مقابل بیست‌سی هزار نفر بایستد و بجنگد، داشت به مسندِ «حاکمیت بر تاریخ» می‌نشست و به موحدین می‌آموخت که چطور می‌شود به قدرت خدا تکیه زد و شمشیر را مغلوب خون کرد. من که نمی‌توانم حتی اصل «مواجهه و ایستادن یک نفر در روی بیست هزار نفر» را تصور کنم چه برسد به این‌که درباره جنگ بین آنها حرف بزنم. اما بُرندگی یقینِ حسین، کاری به این محاسبات شکست‌خورده نداشت و اعجاز جدیدش را شروع کرده بود:  «پس مردم را به مبارزه طلبید و هر کسی به جنگش می‌رفت را می‌کشت تا کشتار بزرگی به راه انداخت و در میانه‌ی این پیکار می‌گفت: الموت اولی من رکوب العار/و العار اولی من دخول النار.»  و این قدر ادامه داد که خطوط مقتل را با نور آیات قرآن ترکیب کرد و قدرت خدا را به رخ زمین و زمان کشید و راوی دشمن هم برای باوراندن معجزه او به آیندگان، به قسم و آیه متوسل شد: «به خدا قسم هیچ مرد محاصره شده‌ای را ندیدم که فرزندان و خاندان و یارانش کشته شده باشند و دلدارتر و پابرجاتر از حسین باشد. چون لشگر پیاده به او حمله می‌بردند، با شمشیر به آنان حمله می‌کرد و آنان همانند گله گوسفندی که از شیر فرار می‌کند، از چپ و راستش می‌گریختند. سپس به مرکزش باز می‌گشت و می‌گفت: لا حول و لا قوّة الا بالله»   ▪️شاید بپرسید پس اباعبدالله چطور شهید شد؟ حداقل من یکی که دوست ندارم روضه مکشوف بخوانم اما کسی که با جنگیدن معجزه‌گون اش، قدرت خدا را دوباره اثبات کرده، به خاک‌افتادنش هم یکی دیگر از اوصاف خدا را ثابت می‌کند و باز هم راوی را مجبور کرده تا به قسم و آیه بیفتد: «به خدا قسم هیچ کشته‌ای را از او نورانی‌تر ندیدم تا جایی که نور صورتش و زیبایی ِ حالتش مرا از فکرکردن درباره کشته‌بودنش غافل کرده بود» آن روز، وسط گودال صوت قرآن می‌وزید و صورت پر خون اباعبدالله جلوی وحشی‌گریِ شمر و سنان بیکار ننشسته بود و داشت «الله نور السماوات و الارض» را برای بشریت تلاوت می‌کرد... ▪️_ تقدیم به معجزه دوران، «خمینی کبیر» که با دست خالی و بدون حزب و رسانه و بی سلاح و چریک، همه قواعد مبارزه‌ی مادّی را زیر پای جرأت روحی خود و غیرتش برای پرستش خدای متعال لِه کرد و ملت ایران را به اعجازهای الهی عادت داد و با اقتدا به مولایش حسین، قدرت خدا را با پیروزی خون بر شمشیر اثبات کرد. و تقدیم به «حججی بزرگ» که در غیاب کسانی که باید بر حقانیت انقلاب «احتجاج» می‌کردند، شعاعی از نور حسین را در صورت نورانیش انعکاس داد و چشمانش این‌قدر نور و طمانینه داشت که ما را از شهادتش غافل کرد و دل یک ملت (و حتی قلب هنرپیشه‌های غرب‌دوست) را تکان داد و نشانه‌ای برای عظمت ِ «منزلت نیابت عامّه‌ی حضرت ولی‌عصر» و «حجتی» بر حقانیت ِ «خامنه‌ای عزیز» شد. ••─━⊱✦▪️✦⊰━─•• علیه السلام ___ ✍: بله | آی‌گپ | سروش | تلگرام | ایتا @msnote
‍زیارت باب الحوائج حضرت ابالفضل العباس علیه‌السلام🚩 ✨بِسْمِ اللہِ الرَّحْمَنِ الرَّحیم✨ السَّلامُ عَلَيكَ أيَّها العَبدُ الصالِحِ المُطيعُ لِله وَ لِرسُولِهِ وَ لِأَميرِالمؤمِنينَ وَالحَسَنِ وَالحُسـينِ صَلّى اللهُ عَلَيهم وَسَلَّم، اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ رَحَمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ وَ مَغفِرَتُهُ وَ رِضوانُهُ وَ عَلى رُوحِك وَ بَدَنِكَ، أشهدُ و أشهِدُ الله أَنَّك مَضيتَ عَلى ما مَضى بهِ البَدريُّونَ وَالمُجاهِدونَ فی سَبيلِ الله، المُناصِحوُن لَهُ فی جِهادِ أعِدائهِ المُبالِغونَ فی نُصرَةِ أوليائهِ الذّابّونَ عن أحبّائهِ، فَجَزاكَ اللهُ أفضَل الجَزاء وَ أكثرَ الجَزاءِ وَ أوفرَ الجَزاءِ وَ أوفى جَزاء أحَـد مِمِّن وَ فى ببيعَتِهِ وَاستَجابَ لهُ دَعوَتَهُ وَأطاعَ ولاةَ أمِرِه، أشَهِدُ أنّكَ قد بالغَتَ فی النَصيحَةِ وأعطيتَ غايَةَ المجهُودِ فبَعثَك اللهُ فی الشُهِدِاء وَ جَعَلَ رُوحَك مَع أرواحِ السُّعداء وَ أعطاك من جِنانهِ أفسحَها منـزلاً وَ أفضَلها غُرَفاً وَ رفَـعَ ذِكرَكِ فی عليّين وحَشَرَك مع النَّبييّنَ وَالصِدّيقين وَالشُّهداءِ وَالصالِحينَ وَ حَسُنَ أولئكَ رفيقاً، أشهدُ أنّك لَـم تَهن وَلَم تنكُل وَ أنَّكَ مَضِيتَ عَلـى بَصيرَةٍ مِن أمرِك مُقتَدياً بِالصّالِحين وَ مُتَّبِعاً لِلنَبييّنَ، فَجَمَعَ اللهُ بَينَنا وَ بَينَك وَ بَينَ رَسُولِهِ وَ أولِيائِهِ فی مَنازِل المخُبِتين، فإنّه أرحَمَ الرّاحِمين علیه‌السلام ______ بله | آی‌گپ | سروش | تلگرام | ایتا @msnote
🏴 ته گودال فقط پیکر تو مانده و من همه رفتند فقط مادر تو مانده و من سر و انگشتر و انگشت به غارت بردند پاره های بدن بی سر تو مانده و من بوسه باید به روی گونه نشیند اما چاره ای نیست، رگ حنجر تو مانده و من تو و عباس که رفتید… از آن روز به بعد زخم های بدن دختر تو مانده و من باورم نیست که تنها به سفر خواهم رفت همه ی دلخوشی ام! باور تو مانده و من ‌ ___ بله | آی‌گپ | سروش | تلگرام | ایتا @msnote
⚠️ تـلنـگـر 📢 نـگـذاریـد در قـیـامت قــــرآن از شـما شـکـایـت کـند... اگـر شـده روزی یـک آیـه از قـرآن را بـخـوانـیـد ولـی بـی قـرآن روزتـان را سـپـری نـکـنـید ☺️💞بـرنـامـه امـروز آیـه ۲۶۳ سـوره مـبـارکـه بـقـره همراه با ترجمه و تفسیر 🌼🌸 📖 متن ایه: قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى ۗ وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ 📖 ترجمه و تفسیر (تفسیر نور): ترجمه: گفتار پسنديده (با نيازمندان) وگذشت (از تندى آنان)، از بخششى كه بدنبال آن آزارى باشد، بهتر است. و خداوند بى‌نياز بردبار است. نکته ها رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: اگر سائلى نزد شما آمد، به يكى از اين دو روش عمل كنيد؛ «بذل يسير او رد جميل» «1» يا چيزى كه در توان داريد به او عطا كنيد، يا به طرز شايسته‌اى او را ردّ نماييد. همچنين فرمود: اگر با مال نمى‌توانيد به مردم رسيدگى كنيد، با اخلاق برسيد. پیام ها 1- آبرو و شخصيّت فقير، با ارزش‌تر از حفظ شكم فقير است. «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ ... خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ» 2- فقير را با محبّت و دلسوزى به كار مفيدى كه زندگى او را تأمين كند، راهنمايى كنيد. «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ» 3- انفاق بايد همراه با اخلاق باشد. «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ ... خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ» 4- گفتگوى خوش با فقير، موجب تسكين او و عامل رشد انسان است، در حالى كه صدقه با منّت، هيچكدام را بهمراه ندارد. «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ ... خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ» 5- اگر فقيرى بخاطر فشار وتنگدستى، ناروايى گفت او را ببخشيد. «مَغْفِرَةٌ» 6- رعايت عرف جامعه، در سخن و عمل لازم است. «قول معروف» 7- خداوند آزار رسانى به فقير را پاسخ مى‌دهد، ولى نه با عجله. «حليم» ___ بله | آی‌گپ | سروش | تلگرام | ایتا @msnote
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─••• *سوره قیام* آیه دهم: .... ▪️بخش اول▪️ 🏴«معجزه‌ها» بی‌سر شده بودند و تکه‌پاره. «انکار» کار خودش را کرده بود و داشت عجزهای مکرّرش در برابر اعجازهای گوناگون را دفن می‌کرد و روی پیکر آیه‌ها می‌دوید تا دیگر دیده نشوند و آخرین پرده‌ از پیروزیِ پرقدرت و چیرگیِ بی‌چون و چرا و غلبه‌ی بی‌قیدش را به نمایش بگذارد. اما خدا گفته بود: «لأغلبنّ أنا و رسلی... من و فرستادگانم حتماً پیروز می‌شویم» پس تازه باید تدبیرهای جدیدش را رو می‌کرد. به تعبیر دقیق‌تر، وقتش رسیده بود که زینب معجزاتش را شروع کند و آیه‌های مردانه به اعجازهای زنانه تبدیل شود.  ▪️[حتی بعضی از مَردها، وقتی جسد خمینی را _که دین‌داری و خداپرستی‌شان را به او گره زده بودند_ دیدند، جان دادند. جسد نائب عامّی که نه پرچم عصمت بر دوش داشت و نه خون و زخم و جراحت بر تن. پس] خیلی واضح بود: زنی که در اوج تعلق به امام معصومش بود و تجسم توحید و خداپرستی را با صدها زخم بر تنِ بی‌سرش می‌دید، باید جان بدهد و قالب تهی کند. اما زینب باید معجزاتش را شروع می‌کرد و به میدان می‌آمد تا به جای آن‌که بخاطر عاطفه‌اش جان بدهد، با همان عاطفه، جان لشگر دشمن را بگیرد. بخاطر همین، صحنه را هم خودش مدیریت کرد: _ بحق الله الّا ما مررتم بنا علی مصرع الحسین... شما را به خدا که ما را از کنار قتلگاه حسین بگذرانید... ▪️برای دشمن بهترین موقعیت بود تا بعد از درو کردن سرهای مردان اهل‌بیت، قلب زنان‌شان را هم تار و مار کند.... اما خدا گفته بود: «فبُهت الذی کفر»... پس زینب به یقین حسین تکیه زد و کاری کرد که راوی دشمن مبهوت شود و به قسم و آیه بیفتد تا شاید آیندگان، معجزات دختر علی را باور کنند: «به خدا قسم فراموش نمی‌کنم زینب را که با صدایی غمگین و قلبی آتشین فریاد می‌زد: وا محمّداه صلّی علیک ملیک السماء هذا حسین بالعراء...» و بعد دوباره قسم خورد: «[زینب این قدر روضه خواند تا] به خدا قسم که همه ی دشمنان را به گریه انداخت»  ▪️عاطفه‌ی الهی زینب، قلب‌های شقی‌ترین اشقیاء را هم ذوب کرد و بی‌رحم‌ترین جمعیت بشری را به عجز کشاند و مردمی را که بزرگترین جنایت تاریخ را به خشن‌ترین وجه ممکن رقم زدند و تکان نخوردند، به گریه انداخت. زینب داشت معجزه‌ی شمشیر حسین را به اعجاز عاطفه‌اش تبدیل می‌کرد و در اعماق تاریکی‌، نقب می‌زد و سدّهای ظلمات را می‌شکست و دل‌های فتح‌نشدنی را به تصرف در می‌آورد و قرآن را تفسیر می‌کرد: «ثم قست قلوبکم من بعد ذلک فهی کالحجاره... و انّ من الحجاره لما یشّقق فیخرج منه الماء بعضی از دل‌های سنگ هم هستند که شکاف بر می‌دارند و ترک می‌خورند و آب از لابه‌لای آنها جاری می‌شود» ▪️لشگری که به بالاترین هماهنگی جمعی رسیده بود تا از هیچ آیه و معجزه‌ای منفعل نشود، در مقابل معجزه عاطفه نه فقط کم آورده بود؛ که داشت گریه می‌کرد. وحدت کلمه‌ی اشقیاء به خطر افتاده بود. سکینه‌خاتون، ضربه بعدی را زد و به خوبی معجزه زینب را تکمیل کرد و پیکر پدرش را به آغوش کشید. ترکیب خطرناکی بود. درست است که عمرسعد مثل نمرود در مقابل کلام ابراهیمی ِ زینب مبهوت شده بود و «فبهت الذی کفر» داشت تکرار می‌شد، اما بالاخره باید تفاوتش را با نمرودها نشان می‌داد. اگر نمرود بعد از آن شکست فضاحت‌بار کلی تدبیر کرد و وقت گذاشت و زحمت کشید تا آن آتش بزرگ را به پا کند، عمرسعد خیلی سریع تدبیر کرد و بلافاصله آتش بزرگتری به راه انداخت تا لشگرش بیشتر از این به هم نریزد و مردانش بیشتر از این مقهور معجزه زینب نشوند: «فاجتمع عدة من الاعراب فجرّوها عنه گروهی از الواط بادیه‌نشین جمع شدند و کشان‌کشان او را از جسد حسین جدا کردند» ▪️زینب اما... ادامه 👇👇
سوره قیام آیه دهم: .... ▪️بخش دوم و پایانی▪️ ▪️زینب اما با این آتش‌ها کنار نمی‌کشید؛ که همه آنها را گلستان می‌کرد. وقتی به کوفه رسید و صدای علی و محتوای خطبه‌های پدرش در همه جا پیچید، اشک‌ها به قدرت عاطفه‌اش ایمان آوردند و شهادت دادند که دختر علی دارد «جعلناها... آیه للعالمین» و «ننزّل علیهم آیه من السماء فظلّـت اعناقهم لها خاضعین.... آیه‌ای از آسمان می‌فرستیم که گردن‌های‌شان در برابر آن خاضع شود» را تفسیر می‌کند:  «[بعد از خطبه زینب] پیرمردی را دیدم که کنارم ایستاده بود و از گریه، محاسنش خیس بود و می‌گفت: فدای‌تان شوم که پیران شما بهترین پیران و جوانان تان بهترین جوانان و زنان تان بهترین زنانند... که خوار نمی‌شوند و قد خم نمی‌کنند و شکست‌ناپذیرند.... لایخزی و لایبزی»   🏴تقدیم به شما خانم جان؛ که بخاطر معجزه‌ی روضه‌های‌تان در کنار گودال، مسلمان شدم. تقدیم به شما که این همه از آیات قرآن را معنا کردید و نمی‌دانم کدام آیه را از بین‌شان انتخاب کنم. تقدیم به شما که عاجزم در برابر شما... کی می‌شود شما را بدون این روضه‌ها تصور کنیم؟ جز در بهشت؟ و جز به امید موقعی که جملات قرآنی ِ بهشتی‌ها را بخوانید: «الحمدلله الذی اذهب عنّا الحزن إن ربنا لغفور شکور». البته می‌گویند زبان اهل بهشت، عربی است ولی شاید خضوع در برابر عاطفه شما حساب جداگانه‌ای داشته باشد. مثلا همه علما و شهدا دور شما جمع شوند و به فارسی بخوانند «چادرت را بتکااااان روزی ما را بفِرست» و بعد از یقینی که شما به آنها صله می‌دهید، مملوّ شوند. کاش آن گوشه کنارها هم به برکت «موذن زاده اردبیلی» ما را هم راه بدهید تا بخوانیم: «غم‌قهرمانی... زهرانشانی... ای روح با ایمان... جانِم سنه قربان...» و بعد با دیدن عظمت و شوکت شما هی از شوق بمیریم و زنده شویم... و تقدیم به شهید یک و بیست دقیقه‌ی همه‌ی شب‌های جمعه که به لطف شما، مفتخر به افتخار ابدیِ دفاع از حریم شما و سلسله‌جنبانی ِ فداییان شما شد... ••─━⊱✦▪️✦⊰━─•• ___ ✍: بله | آی‌گپ | سروش | تلگرام | ایتا @msnote
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─••• ▪️زلزله در کاخ امپراتور▪️ 🏴عبدالملک مروان داشت از خوشحالی بال در می‌آورد و با خودش می‌گفت: عجب خبطی کرده پسر حسین! شکستن ابهتش در میان مردم را آسان کرده؛ وقت عرض اندام من را جلو انداخته با این کارش. یادم باشد برای این جاسوس مان در مدینه، خلعتی گرانبها بفرستم. بعد کاتب دربار را صدا کرد و با صدایی ذوق زده انشاء کرد: شنیده‌ام که شوی کنیزکان شده ای! کنیزت را آزاد کرده‌ای و سپس او را به همسری گرفته‌ای؛ با اینکه کفو تو در قریش فراوان است و با دامادی شان و فرزندآوری از آنها مجدت افزون گردد. پس نه جایگاه خودت را در نظر گرفته‌ای و نه آبرویی برای فرزندانت گذاشته‌ای. والسلام ••─━⊱✦▪️✦⊰━─•• نامه را پرت کرد به سمت پسرش و با غیظ، چشمان قرمز شده‌اش را تنگ کرد و گفت: بخوان. سلیمان بن عبدالملک زمزمه کرد: نامه ات در سرزنش من به دستم رسید و گمان کرده‌ای که در زنان قریش کسی هست که من به دامادی‌اش افتخارش کنم. بدان که کسی در مجد و کرم از رسول خدا بالاتر نیست و او با کنیزش ازدواج نمود. من کنیزم را به اراده الهی آزاد کردم و سپس بر اساس سنت او را به همسری گرفتم. کسی که در دین خدا پاک باشد، هیچ چیز بر او خلل وارد نمی‌کند خصوصا که خداوند پستی و نقص را با اسلام از بین برد و بر هیچ انسان مسلمانی اعم از آزاد و برده، پستی و سرزنشی نیست و پستی و سرزنش، تنها مربوط به دوران جاهلیت است و ناشی از آن. والسلام؛ علی بن الحسین. ••─━⊱✦▪️✦⊰━─•• نگاهی بهت زده انداخت به پدر و گفت: عجب فخری کرده بر تو‌ای پدر!  عبدالملک آه عمیقی کشید و گفت: این طور نگو! او سخنورترین بنی هاشم است که صخره‌ها را می‌شکافد و دریا را با یک مشت در بر می‌کشد. امپراطور ورشکسته،خوب که ریش هایش را جوید و چندتا از آنها را که با دندان کند، صدایش را کمی بلندتر کرد و گفت: خبر دهید به من! چه کسی است که وقتی کارهای موجب تحقیر در میان مردم را انجام می‌دهد، جز شرافت چیزی به او افزوده نمی‌شود؟ درباریان یکصدا گفتند: کسی را نمی‌شناسیم که اینگونه باشد جز امیرالمومنین عبدالملک مروان! گفت: نه به خدا قسم! من چنین کسی نیستم؛ او علی بن الحسین است؛ دقیقا از همان جایی شرافتش افزون می‌شود که مردم از همان موضع تحقیر می‌شوند... ••─━⊱✦▪️✦⊰━─•• پی‌نوشت: به فدای امامی که با کوچکترین افعالش در مدینه، پایه‌های یک امپراطوری در شام را می‌لرزاند... ••─━⊱✦▪️✦⊰━─•• ___ ✍: بله | آی‌گپ | سروش | تلگرام | ایتا @msnote