هدایت شده از کانال رسمی حسینیه اندیشه
🔰بازنشر بخشهایی از یادداشتِ
«فقه فرج؛ دستیابی به احکامِ «تغییر توازن قوا بین کفر و ایمان»:
🔸چیستی وظیفه جامعه شیعه برای پایان دوران غیبت حضرت ولیعصر (عج) و تعجیل در فرج آن امام غائب، از سوالات اساسی و مهمّی است که پاسخ به آن، همواره باید دقیقتر و عمیقتر شود.
🔹 گرچه عمل به احکام فردی قطعاً در زمینهسازی #ظهور موثر است اما به نظر میرسد نمیتواند «محور اصلی» در انجام وظیفه برای ظهور تلقی شود چرا که ماهیت ظهور، امری اجتماعی و حکومتی و بلکه جهانی است و لذا تحقق آن، قاعدتاً به احکام اجتماعی و حکومتی نیز وابسته باشد.
🔸 در روایات بسیاری، علت غیبت به صراحت بیان شده که میتوان آنها را در دو دسته کلی طبقهبندی کرد. الف) روایاتی که دلالت میکند علت غیبت، آن است که هنگام قیام بیعتی از طواغیت بر گردن امام نباشد و او از روی ناچاری به دستگاه طاغوت متعهد نشود. ب) روایاتی که علت غیبت را خوف امام از شهادت توسط دشمنان معرفی میکند. البته روشن است که خوف از شهادت نباید به معنای ابتدایی آن حمل شود چرا که چنین معنایی از ساحت مؤمنین مجاهد نیز به دور است؛ چه برسد به امام معصوم که سلسلهجنبان شهادت محسوب میشود.
🔹مأموریت حضرت ولیعصر (عج) تحقق کامل دین الهی با همه اجزاء آن در تمامی نقاط عالَم و در مقیاس جهانی است که دستیابی به این رسالت سترگ، قطعاً درگیری با قدرتهای جهانی و هجمهی همهجانبه کفار و منافقین به آن حضرت برای حفظ قوای مادّی خود را در پی دارد. اگر قدرت مؤمنین تناسبی با این درگیری جهانی و تمدّنی نداشته باشد و اهل ایمان تمرین لازم برای حضور در این سطح از منازعه را نکرده باشند از معرکه پا پس خواهند کشید و آن حضرت نهایتاً در این منازعه تنها خواهند ماند و به شهادت خواهند رسید. این در حالی است که امام دوازدهم مأمور به تحقق حکومت جهانی توحید هستند و شهادت آن جناب قبل از این مأموریت، مانع از نیل به این آرمان خواهد شد.
🔸 تغییر توازن قوا در «گام اول» از حرکت انقلاب اسلامی، بیشتر در سطح «قدرت سیاسی» محقق شده اما قدرت تنها به این سطح منحصر نیست بلکه قدرت، ابعاد فرهنگی و اقتصادی نیز دارد. بنابراین «#گام_دوم» از حرکت نورانی انقلاب اسلامی برای نیل به «آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی» باید در جهت تغییر توازن قوای فرهنگی و اقتصادی به نفع اسلام باشد که این مهم بدون یک «#عقلانیت_کاربردی» که قدرت هماوردی با «عقلانیت کاربردی مدرنیته» را داشته باشد و ارتباط آن با دین به صورت قاعدهمند احراز شود، ممکن نخواهد بود.
🗂فایل متن کامل یادداشت◀️ hsnand.ir/lwa2
✅https://eitaa.com/HossiniehAndisheh
هدایت شده از کانال رسمی حسینیه اندیشه
فهم مجتهدانه از عوامل غیبت کبری؛
زمینه برای تلاش مجاهدانه برای ظهور ولایت عظمی
✅https://eitaa.com/HossiniehAndisheh
هدایت شده از کانال رسمی حسینیه اندیشه
ادراکات و تحلیلهای ناقص یا نادرست از عوامل غیبت و ظهور
✅https://eitaa.com/HossiniehAndisheh
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
🔅علنیترین جلسات خصوصی🔅
🔶🔸آن آخرهای مناجات شعبانیه و قاعدتاً به برکت تکرار کلماتی که امیرالمومنین و فرزندانش در ماه محبوبشان میخواندهاند، انگار خیلی ارج و قرب پیدا کردهایم و مطمئنیم که قرار است خیلی تحویلمان بگیرند. شاید بخاطر همینهاست که خواستههای بزرگبزرگ به زبان میآوریم: «و اجعلنی ممن نادیته فاجابک و لاحظته فصعق لجلالک فناجیتَه سرّاً و عمل لک جهراً... من را از کسانی قرار بده که تو صدایشان کردی و آنها جوابت را دادند و با گوشه چشمت به آنها نگاهی انداختی و آنها از جلال و عظمتت بیهوش شدند. بعد با آنها خصوصی و پنهانی صحبت کردی و آنها هم برایت آشکارا و علنی عمل کردند.»
🔶🔸فرازهای بلندی است که دست عقل و درک من به آنها نمیرسد. ولی بعضی قسمتهایش را خودشان در روایات دیگر توضیح دادهاند. مثل «فناجیتَه سرّاً» و آن موقع که نه بنده با خدایش؛ بلکه خدا با بندهاش خلوت میکند و حرفهای خصوصی میزند. از مناجات خدا با حضرت موسی به نقل مرحوم کلینی در کافی: «ان موسى عليه السلام ناجاه اللّه تبارك تعالى فقال له فی مناجاته موسى لا يطول فى الدنيا أملك فيقسو بذلك قلبك و قاسى القلب منى بعيد» تا مناجات خدا با زائر کربلای حسین که مرحوم ابن قولویه در کامل الزیاراتش آن را به ما نوید داده: «إنّ الرجل ليخرج إلى قبر الحسينعليه السلام فله إذا خرج من أهله بأوّل خطوة مغفرة ذنوبه، ثمّ لم يزل يقدّس بكلّ خطوة حتّى يأتيه، فإذا أتاه ناجاه اللّه فقال: عبدي سلني اعطك، ادعني اجيبك، اطلب منّي اعطك، سلني حاجة اقضيها لك.»
🔶🔸اما بیشک و مثل همهی خوبیها، صدر جدولِ «مناجات خدا با بندهاش» را باز هم محمّد و علی پُر کردهاند. در این ماه شعبان، شعاعی از نور پیامبر اکرم ببارد به قبر صاحب «بصائر الدرجات» که یک باب باز کرده و قضایای مناجات خدا با علی را برایمان به یادگار گذاشته: «خدا در غزوه طائف و تبوک و حنین، با علی مناجات کرد و حرفهای خصوصی با او گفت و جبرئیل و پیامبر هم در کنار علی بودند... «بعضیها» گفتند: عجیب است که پیامبر با این جوان، حرف خصوصی میزند و پیامبر گفت: من با علی مناجات نکردم و این خدا بود که با علی، حرف خصوصی زد.... در روز خیبر، وقتی پیامبر با آب دهان مبارکش، چشمدرد علی را شفا داد، فرمود: وقتی قلعه را فتح کردی، بین مردم بایست که خدا چنین دستوری داده. وقتی قلعه فتح شد، علی بین مردم ایستاد و ایستادنش طول کشید و... پیامبر فرمود: خدا با علی مناجات کرد...»
🔶🔸حرفهای خصوصی خدا با بهترین بندههایش فقط در قعر پستو نیست. کارهای خدا فرق میکند و خلوتکردنش با عزیزانش وسط غزوه و میانهی معرکه است؛ معرکهای که محل عمل علنی و آشکار برای خدا شده و به دشمنان او ضربه زده و کمر کفر و نفاق را شکسته تا «تنفس در منطقه توحید» ممکن شود... فناجیتَه سرّاً و عمل لک جهراً
ــــــــــــــــــــــ
سیدّ! تو هم مثل جدّت همیشه در میانهی معرکه بودی و این قدر عزّت و قدرت برای شیعه ساختی که از صوفی تا سلفی، جلسات مشترک میگرفتند تا با موج تشیّع برخاسته از جهاد تو در کشورهایشان مقابله کنند... آن عصر جمعه همین طور بود. آن وقت که ما داشتیم زور میزدیم با دعای سمات و صلوات ابوالحسن ضراب به دستگاه خدا راهی پیدا کنیم، تو در تکاپوی جنگ بودی و در اتاق عملیات نشسته بودی و داشتی برای نجات اهل ضاحیه و جنوب طراحی میکردی. پس خدا تصمیم گرفت با تو خلوت کند در میانه معرکه... فناجیتَه سرّاً و عمل لک جهراً... و در میانهی 85 هزار کیلو بمب که آشکارترین فداکاریت بود، با خدا جلسه خصوصی گرفتی... حالا ما ماندهایم و زنجیرهایی که دست و پایمان را بسته بودند تا وارد معرکه نشویم و دیگر نمیدانیم کی میرسد که خدا با ما خصوصی صحبت کند...حالا به قول حضرت رهبر تو در اوج عزّتی و کاش وسط جلسههای خصوصیت با خدا شفاعت ما را بکنی تا آن زنجیرها را بشناسیم و بازشان کنیم و مثل تو، بشویم از اهالیِ و الحقنی بنور «عزّ»ک الابهج...
🖊: #محمدصادق_حیدری
#جمعه_ناک
#عصر_جمعه_ی_ضاحیه
#اذاـجاء_نصرالله_فی_المقتل
#گودال_قتلگاه
__
@msnote
هدایت شده از انتفاضه فلسطین، محسن فایضی
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارتش اسرائیل کلیپ جدیدی از لحظه عروج شهید بزرگ نصرالله منتشر کرد
@Thirdintifada
هدایت شده از محمدصادق
•••─━━⊱✦🔹﷽🔹✦⊰━━─•••
... و «زن» اگر که تویی،
ما کداممان «مَرد»یم؟
••─━⊱✦🔸✦⊰━─••
یک بانوی قدرتمند و ثروتمند طبعاً در معرض انواع ارتباطات اجتماعی است. پس وقتی نه فقط مراکز قدرت و ثروت که حتی تمامی زنهای مکّه به دلیل ازدواج با یک مرد فقیر، با او قطع ارتباط کنند، در میانه موجهای سهمگینی از فشار روحی بالا و پایین خواهد شد... گذشته از این، بحرانیترین لحظات زندگی یک زن، همان وقتی است که میخواهد از بار فرزندش فارغ شود. درست در همچین لحظاتی، تمامی زنان قریش را بسیج کردهاند تا او تنها بماند و بخاطر وفاداری اعجازآمیزش به محمّد مجازات شود؛ اما یقین پولادین او ذرّهای متزلزل نمیشود.
در مقابل چنین عظمتی است که
«برترین زنان جهان»
از بهشت فرود میآیند
و لیاقت پیدا میکنند و قابل میشوند
تا قابلگی کنند برایش ...
••─━⊱✦🔸✦⊰━─••
پینوشت:
همهی مردهایِ نامردی که یک روز به دنیا آمدند و یک روز هم با خفّت و حقارت، سرشان را روی زمین گذاشتند، مشکلشان این بوده که برای نصرت ولیّ خدا، به شاگردی ِ بانویی مثل شما تن ندادهاند.
••─━⊱✦🔸✦⊰━─••
سیزده شب مانده تا شب قدر که در آن، عرضهدارها برای نصرت ولیّ، مقدر و معیّن میشوند، میشود دست نوازشی بر سرم بکشید تا کمی از شما وفاداری یاد بگیرم ای «امّالمومنین»؛ ای «مادرِ همهی مومنها»؛ و ای «پرورشدهندهی ایمان در قلبها و فکرها و رفتارها»...
••─━⊱✦🔸✦⊰━─••
وفات حضرت #خدیجه (س) را تسلیت عرض میکنم.
التماس دعا
••─━⊱✦🔸✦⊰━─••
🖌: #محمدصادق_حیدری
#وفات_حضرت_خديجه
🔹سروش sapp.ir/msnote
🔸ایتا Eitaa.com/msnote
🔹بله https://ble.im/msnote
🔸تلگرام https://t.me/msnote
•••─━━⊱✦🔹﷽🔹✦⊰━━─•••
شواهدی دربارهی
حادثهسازیهای «کریم اهلبیت»
••─━⊱✦🔸✦⊰━─••
از جود امام مجتبی و کرم کریم اهلبیت زیاد شنیدهایم اما درباره تحلیل این بخششها کم گفتهایم. خصوصاً وقتی یادمان بیاید که بخش مهمی از رفتار ائمّه، متناسب با افشای حیلهی دشمن و ضربه به قدرت او بوده. پس برای فهم درست از بخششهای حضرت حسن باید بدانیم معاویه چه نقشه خطرناک و رفتار کثیفی داشته.
معاویه، رسوایی بزرگی را اجرایی کرده که میتوانیم اسمش را بگذاریم «بازگشت بنیامیّه به قدرت»؛ یعنی بزرگترین دشمن پیامبر، جانشین او بشود! و ایضا بنیانگذار افتضاح بزرگتری به نام «موروثیکردن خلافت» و رساندن آن به اوباشی مثل یزید! همچین افتضاحاتی را فقط با پول و خریدن آدمها میشود به سرانجام رساند. اما قیمت خریدِ این مناصب، خیلی بالاست. ناچار باید بنا را بر فاصله طبقاتی بگذاری و در جامعه قبیلهمحورِ آن زمان، زیردستان و مردم عادی را بیخیال شوی و فقط سیبیل روسای قبائل را چرب کنی. (صارت صنائع معاویه عند اهل الغنی) همانهایی که ثروتمند بودهاند و هر مبلغی را نمیگیرند و علاوه بر این، در معرض واردات کالاهای لوکسی که معاویه به جامعه اسلامی آورده، قرار گرفتهاند (نامه امیرالمومنین به معاویه: تاجگذاری کردهای و لباس ابریشمی میپوشی و فرشهای آنچنانی در دربارت میاندازی) و بعد از فتوحات، الگوی مصرف امپراتوری ایران و روم را دیدهاند و برایش لهله میزنند.
الگوی مصرف گران و البته تعداد زیادِ روسایی که باید خریداری شوند و حرصی که به جامعه تزریق شده، ناترازی درست میکند و حتی به خزانهای که از غنائم جنگ با ابرقدرتهای جهان پُر شده هم، فشار میآورد و برای معاویه خطر میسازد (لو سلک بالناس غیر سبیل البذل لاختطف اختطافا). پس برای تأمین مالی، باید افتضاحها را بهروزرسانی کند و احکام صریح فقهی را هم زیرپا بگذارد: به جای اینکه مثل پیامبر دستور دفن بدهد برای بتهای کفاری که در جنگ شکست خوردهاند، سراغ ترانزیت بُت برود و آنها را بار کشتی کند و به دیگر کفار بفروشد یا به اولین خلیفهای تبدیل شود که دستور میدهد خانههای مکه را محصور کنند و از زائران برای اسکانشان اجاره بگیرند و...
در شرایطی که معاویه در حال پولیکردن همه چیز حتی مکّه است و جامعه را در «مسابقه بر سر دنیا» غرق کرده و همه به اندازه خود به دنبال ثروتاند تا قدرت بخرند، مردی در مدینه جلوی موج دنیاپرستی ایستاده و با «انفاق» دارد حادثهی اجتماعی میسازد و آبروی معاویه را میبرد و تکیهگاه او را به بازی میگیرد و سلطه ثروت و تسلط سرمایه را زیرپایش لِه میکند. بدون اینکه به خزانهی مملوّ از غنائم فتوحات وصل باشد، نه تنها از مردم نمیچاپد؛ که ثروت شخصیاش را چندین بار میبخشد آن هم نه به رؤسای قبائل که به فقرا و زیردستان و مستضعفین؛ تا بگوید راه جامعهسازی و مدیریت الهی از «محوریت پول و سرمایه» نمیگذرد...
معاویههای مدرن با اقتصاد سرمایهداری چه نظمهایی در تولید و توزیع و مصرف تنظیم کردهاند تا سرمایه بر همه چیز حاکم شود؟ و ما چه نظمهایی را پذیرفتهایم و به کدامها ضربه زدیم؟ و چطور باید در معرکه درگیری بین وجدان دینی و نظم سرمایهداری، به همریختگی اقتصادمان را به سامان کنیم؟ و از انفاق و خیرات و اوقاف و ایثار و همه انگیزههای دینی که در بین این مردم زنده است، چطور میتوانیم رونق تولید و ارزش افزوده و قدرت اقتصادی درست کنیم؟ اینها سوالهای مهمی هستند که اگر عمق نیازمان به پاسخشان را درک کنیم، فرصت خوبی برای توسل به امام حسن پیدا کردهایم؛ مردی که سطوت سرمایه را شکست و آبروی پولپرستی را برد و اینها را اگر بخواهیم در یک عبارت خلاصه کنیم، باید بگوییم «کریم اهلبیت»...
ـــــــــــــــ
پ.ن: برای تفصیل این بحث میتوانید مراجعه کنید به کتاب «ساختارهای اجتماعیِ قاتل امام (ع)؛ ساختارهای اجتماعی برانداز نظام» که به لطف اباعبدالله الحسین و به کمک برادرانم در حسینیه اندیشه، چند سال پیش منتشر شد و در آن، پاسخهایی برای سوالهای بالایی مطرح شده و «نشر معارف» هم چاپش کرد و اخیراً به چاپ دوم رسیده. فایل رایگان کتاب هم در سایت «حسینیه اندیشه» قابل دسترسی است.
••─━⊱✦🔸✦⊰━─••
🖌: #محمدصادق_حیدری
#میلاد_امام_حسن علیه السلام
#امام_حسن علیه السلام
ـــــــــــــ
سروش | ایتا | بله | تلگرام
@msnote
🔻 عظمت شب قدر پیامبر صلیاللهعلیهوآله:
🔹 فإِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْقَدْرِ أَمَرَ اللَّهُ تَعَالَى جَبْرَئِيلَ فَهَبَطَ فِي كُومَةٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ ع إِلَى الْأَرْضِ مَعَهُ لِوَاءٌ أَخْضَرُ فَيَرْكُزُ اللِّوَاءَ عَلَى ظَهْرِ الْكَعْبَةِ وَ لَهُ سِتُّمِائَةِ جَنَاحٍ مِنْهَا جَنَاحَانِ لَا يَنْشُرُهُمَا إِلَّا فِي كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ لَيَالِي الْقَدْرِ قَالَ فَيَنْشُرُهُمَا تِلْكَ اللَّيْلَةَ فَيُجَاوِزَانِ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ وَ يَبِيتُ جَبْرَئِيلُ وَ الْمَلَائِكَةُ فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ يُسَلِّمُونَ عَلَى كُلِّ قَائِمٍ وَ قَاعِدٍ وَ مُصَلٍّ وَ ذَاكِرٍ وَ يُصَافِحُونَهُمْ وَ يُؤَمِّنُونَ عَلَى دُعَائِهِمْ حَتَّى يَطْلُعَ الْفَجْرُ فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ نَادَى جَبْرَئِيلُ ع يَا مَعْشَرَ الْمَلَائِكَةِ يَا مَعْشَرَ الْمَلَائِكَةِ الرَّحِيلَ الرَّحِيلَ فَيَقُولُونَ يَا جَبْرَئِيلُ مَا صَنَعَ اللَّهُ تَعَالَى فِي حَوَائِجِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ فَيَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى نَظَرَ إِلَيْهِمْ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ عَفَا عَنْهُمْ وَ غَفَرَ لَهُمْ إِلَّا أَرْبَعَةً قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلیاللهعلیهوآله وَ هَؤُلَاءِ الْأَرْبَعَةُ رَجُلٌ مُدْمِنُ الْخَمْرِ وَ عَاقٌّ لِوَالِدَيْهِ وَ قَاطِعُ رَحِمٍ وَ مُشَاحِنٌ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْمُشَاحِنُ قَالَ الْمُصَارِم.
🔸 چون شب قدر فرا رسد، خداوند به جبرئيل (علیهالسّلام) فرمان مى دهد همراه گروهى از فرشتگان به زمين فرو آيند.
🔸 همراه جبرئيل، پرچمى سبز است كه آن را پشت كعبه (بر بام كعبه) نصب مى كند.
🔸 جبرئيل ششصد بال دارد كه از ميان آنها، دو بال است که ان دو بال را نمی گشاید جز در هر شب از شبهای قدر . و در شب قدر آن را مى گشايد كه شرق و غرب را در بر مى گيرد.
🔸 جبرئيل و فرشتگان در آن شب، ميان امت محمد (صلیاللهعلیهوآله) شب زنده دارى مى كنند و به هر ایستاده و نشسته و نمازگزار و هر كه به ياد خدا باشند درود می فرستند و مصافحه مى كنند و بر دعاهاى ايشان آمين مى گويند تا هنگامى كه فجر بدمد و چون فجر بدمد، جبرئيل بانگ برمى دارد و خطاب به فرشتگان فرمان كوچ مى دهد.
🔸 فرشتگان به جبرئيل مى گويند: خداوند متعال در مورد حوائج امت محمد (صلیاللهعلیهوآله) چه مى فرمايد؟
🔸 جبرئیل مى گويد: خداوند متعال امشب بر اين امت نظر افكند و گناهان ايشان غير از چهار گروه را عفو فرمود.
♦️ پيامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: آن چهار گروه(عبارتند از):
1. ميگساران(معتاد به نوشیدن شراب).
2. عاق پدر و مادر.
3. قطع كننده رحم.
4. كسى است كه دشمنى ورزد(کینه داشته باشد).
📚 روضة الواعظين و بصيرة المتعظين (ط - القديمة) ؛ ج2 ؛ ص347.
ــــــــــــ
ایتا | سروش | تلگرام | بله
@msnote
حجتالاسلام حیدری. شب ۲۱ رمضان ۱۴۰۴ (شب قدر).m4a
حجم:
28.9M
🏴 از《جوش کبیر》تا《سرمایهگذاری برای تولید》
🔊صوت سخنرانی #شب_قدر
🎙حجتالاسلام محمدصادق حیدری
🗓 جمعه، ۱ فروردین ۱۴۰۴
🏴مسجد امام حسین علیهالسلام ــ شهر مقدس قم
☑️https://eitaa.com/HossiniehAndisheh
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
🔰رفت و برگشتی بین «امید و رغبت و عطا»
🏴خب چه کار کنیم؟ عادت کردهایم دیگر. عادت کردهایم که ذهنمان هی از این کلمات شما بپَرد به آن جملههایتان، از این نور به آن نور، از این دُرّ و گوهرها به آن لعل و لُعبتها.
🏴 مثل وقتی که ابوحمزه میخوانیم و به «الیک تأمیلی» میرسیم و فریاد میزنیم که «امیدواریم به توست» و لبهای مبارک حضرت سجاد را تصور میکنیم که لابد موقع خواندن این دعا از اشک خیس شده و با گفتن این جمله در مدینه و مثلاً کنار قبر نبیاکرم، داشته به تاریخ امید میداده.
🏴 بعد ذهنمان می پَرد به زیارتنامه امیرالمومنین و همان لبهای مبارک را تصور میکنیم که این «تأمیلی» را جای دیگری هم تکرار کرده: وقتی سیدالساجدین به اطراف کوفه رفته و به نقطهای رسیده و همانجا ایستاده و گریه کرده _ و لابد لبهایش خیس اشک شده _ و کنار قبر گمشدهی علی، سلام به جدش را شروع کرده: «السلام علی ابی الائمه و خلیل النبوه...» و گفته و گفته تا برای درخواست شفاعت از پسر ابوطالب، از این واژهها کمک گرفته: «و لی حق موالاتی و تأمیلی» من حقی دارم، حق دوستداشتن تو و حق امیدواری به تو...
کدام دم و دستگاه است که بخاطر امیدبستن، حقی برای کسی قائل بشود؟! اما کار خدا از گذشت و بخشیدن گذشته و همینطور برای ما حق درست میکند... حق امیدواری و امیدبستن!
🏴 بعد دوباره ذهنمان بر میگردد به سحرهای ماه مبارک و ابوحمزههایش و میبیند که ماجرای لطف و محبت خدا به ما، با «حق امید» هم تمام نشده؛ که «اندازهی امید» ما را هم جزء حساب و کتابش قرار داده و ما را عزتتَپان کرده: «فأعطنی من عفوک بمقدار أملی... به اندازهی امیدم، از عفوت به من عطا کن» و بعدتر در شبهای ماه رمضان، وقتی پای حضرت ولیعصر به میان میآید و در دعای افتتاح، ضمیرهای «به» مرجعی جز او پیدا نمیکند، حدّ عطا و بخشش را از این مقدارهای کوچک ما هم گذرانده و میخواهد بالاتر از میل و رغبت ما را به ما بدهد: «و أعطنا به فوق رغبتنا... به برکت امامزمان، بالاتر از میل و رغبتمان را به ما عطا کن.»
🔘 میشود بگویی که این چه وضعی است؟ میشود توضیح بدهی که چرا این قدر خوبی؟
☑️ پینوشت: امید و امل و رغبت ما در این شب قدر این است که به درد این زمانه بخوریم و در این جنگ فرهنگی و اقتصادی، درک درستی از نقشه دشمن پیدا کنیم و سهمی در فتح «خرمشهر»ها داشته باشیم و لبخندی بر لب ولیّ بنشانیم. میدانم که این آرزوها و خواستها به قدّ و قواره و قدرِ «اراده و علم و عمل» ما نمیخورد و با پروندهی سال قبلمان هیچ تناسبی ندارد؛ اما مگر تو خودت قواعد بخشش و امید را به هم نریختی و مرزهای محبت را جابجا نکردی؟! مگر خودت نبودی که با مهربانیت از اندازههای ما و کوچکیشان عبور کردی؟! مگر از تو چیزی کم میشود که ما هم وسط این معرکه خواب نباشیم و پیش خودت شرف و آبرویی پیدا کنیم؟! مگر با این همه بزرگواریت چیزی باقی گذاشتهای که ما طمع خواستنش را نکنیم؟! خلاصه؛ هر افتضاحی هم که به بار آورده باشیم، باز هم آخرش وقت قرآنبهسر و «بعلی بن الحسین» گفتن، پشت جملههای محبوب خودت پناه میگیریم که همیشه در سحرهای این ماه به تو می گفت: «أَنْتَ إِلَهِي أَوْسَعُ فَضْلًا وَ أَعْظَمُ حِلْماً مِنْ أَنْ تُقَايِسَنِي بِفِعْلِي وَ خَطِيئَتِي... تو ای خدای من، فضلت گستردهتر و بردباریت بزرگتر از این است که من را با کارم و خطایم بسنجی و مقایسه کنی.» نه نشد! متن نباید اینجا تمام میشد. اینجا و پای نحوهی مقایسه و سنجش تو نسبت به خرابکارها، تازه باید نوشتن را شروع میکردم...
___
✍: #محمدصادق_حیدری
بله | آیگپ | سروش | تلگرام | ایتا
@msnote
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
اندر عاقبتِ سحریها و افطارهای سیاسی!
🔸خیلی از ما موقع سحریخوردن مَست خوابیم و افطارها هم اسیر دست گرسنگی. با این احوالات احتمالاً ولمعطلیم. اما آنهایی که بر خودشان مسلطند و سحرها خوشحالند که توفیق شبزندهداری پیدا کردهاند و افطارها قبراقاند که یک روز برای خدا مرام گذاشتهاند و گرسنگی کشیدهاند هم، نباید خیلی به خودشان مطمئن باشند. گویا خدا برای آنها هم برنامههایی دارد و شاید بخاطر همینها بوده که فرمودهاند: «موقع سحر و افطار سوره قدر بخوانید که در این صورت، مثل شهیدِ غوطهور در خون حساب میشوید.»
🔸البته قبول دارم! اینکه «سحری و افطاری و سوره قدر و شهادت چه ربطی به هم دارند» برای خودش سوالی است. شاید جوابش را بشود از این روایت زیبا حدس زد که فرمود: «قلب ماه رمضان، شب قدر است» انگار که تمام این روزهها و شبزندهداریها و فضیلتها و فرصتهای ماه مبارک برای این است که ما آمادهی شب قدر شویم. پس هم در سحرها و هم در افطارها میگویند: «فکر نکن شق القمر کردی با تهجد شبانه و گرسنگی روزانه! دنبال اثر عباداتت باش تا بفهمی به دردت خورده یا نه! سوره قدر بخوان تا بفهمی اینها اصل نیست و فقط ابزاری است برای یک هدف. همه اینها برای این است که برای شب قدر آماده شوی و عیار صیام و قیام تو وقتی معلوم میشود که شب قدرت را بسازد. برای اینکه وقتی دارد «کل امر» نازل میشود و اندازهی خیرات و البته اندازهی شرور رقم میخورد، ببینیم چند مَرده حلاجی؟ خدایی که به روایت دعای جوشن، «قدّر الخیرَ و الشر» است میخواهد ببیند تو چقدر اهل ریسک هستی و چه سهمی از مقابله با شرور و دفاع از خوبیها را به عهده میگیری و در کمکردن شرور و ازدیاد خوبیها چقدر مشارکت میکنی و اندازهها و مقدرات را تغییر میدهی؟» معلوم است دیگر! وسط دعوای خیر و شر که حلوا خیرات نمیکنند. اگر کسی در این معرکه مسئولیتی قبول کرد، چیزی منتظرش نیست جز زد و خورد و به قول خدا «یَقتلون و یُقتلون» و یا همان شهادت خودمان.
🔸نشان به آن نشان که در هر شب از شبهای دههی آخر ماه مبارک ـ که مهمترین دههی این ماه است و گویا هر شبش در تعیین مقدرات دخالت دارد ـ دائماً از خدا میخواهیم: «أن تجعل... روحی مع الشهداء..» و دنبال این هستیم که روح و جان را که مهمترین داراییمان است، با شهدا همراه کنیم. همانها که در دعوای خیر و شرّ، روح و جان دادند و بیشترین مسئولیتها را به عهده گرفتند.
🔸نشان به آن نشان که وقتی عید فطر رسید و به قول معصوم هنگامهی دادن مزد روزهدارها شد و در قنوتهای مکرر، کلی خدا را به پیامبر و خاندانش قسم دادیم و دستهایمان را دراز کردیم تا مزدمان را تحویل بگیریم، درباره همراهی با معصوم در خیر و شر صحبت میکنیم: «أن تدخلنی فی کل خیر ادخلت فیه محمداً و آل محمد و أن تخرجنی من کل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد» بعد از هر ماه رمضان، امام میخواهد برنامه تقدیر شده در شب قدر را محقق کند و موج جدیدی از خیرات راه بیندازد و با سطح جدیدی از شرور درگیر شود و «من انصاری الی الله» میگوید. مزد ما همین است عباداتمان برایمان در شب قدر، مسئولیت ساخته باشد تا بتوانیم با امام، وارد معرکهی امسال شویم.
🔸حالا انصافاً با این روزههای سیاسی و این سحریهای سیاسی و این افطارهای سیاسی که خدا از ما خواسته و این شبقدرهایی که مثل ملت ایران «شهیدپرور» هستند، نباید ماه رمضانمان به یک مانور سیاسی ختم شود و چیزی مثل «روز قدس» پا بگیرد تا اهل خیر برای اهل شر خط و نشان بکشند و پشت بازو نشان دهند؟! اینجاست که ما طلبهها میگوییم: «فقیه یعنی #خمینی »...
ـــــ تقدیم به حضرت رهبری که این قلیلِ ناقابل، به عشق پیام بیسابقه و ناگهانی و شبانه و ایستاده و بلندگو به دستشان نوشته شد.
___
#قدس
#شبـقدر
#روزـقدس
✍: #محمدصادق_حیدری
بله | آیگپ | سروش | تلگرام | ایتا
@msnote