eitaa logo
محمدصادق
149 دنبال‌کننده
731 عکس
163 ویدیو
36 فایل
کانالی برای انتشار نوشته های آقای محمدصادق حیدری و البته، گاهی مطالب مناسبتی نویسندگان دیگر ارتباط با ادمین: @mbalochi ادرس کانال ما در سروش sapp.ir/msnote ادرس کانال در ایتا Eitaa.com/msnote ادرس کانال در بله https://ble.im/msnote
مشاهده در ایتا
دانلود
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارتش اسرائیل کلیپ جدیدی از لحظه عروج شهید بزرگ نصرالله منتشر کرد @Thirdintifada
مقتل خوانی... روضه ی گودال...
هدایت شده از محمدصادق
•••─━━⊱✦🔹﷽🔹✦⊰━━─••• ... و «زن» اگر که تویی، ما کدام‌مان «مَرد»یم؟ ••─━⊱✦🔸✦⊰━─•• یک بانوی قدرتمند و ثروتمند طبعاً در معرض انواع ارتباطات اجتماعی است. پس وقتی نه فقط مراکز قدرت و ثروت که حتی تمامی زن‌های مکّه به دلیل ازدواج با یک مرد فقیر، با او قطع ارتباط کنند، در میانه موج‌های سهمگینی از فشار روحی بالا و پایین خواهد شد... گذشته از این، بحرانی‌ترین لحظات زندگی یک زن، همان وقتی است که می‌خواهد از بار فرزندش فارغ شود. درست در همچین لحظاتی، تمامی زنان قریش را بسیج کرده‌اند تا او تنها بماند و بخاطر وفاداری اعجازآمیزش به محمّد مجازات شود؛ اما یقین پولادین او ذرّه‌ای متزلزل نمی‌شود. در مقابل چنین عظمتی است که «برترین زنان جهان» از بهشت فرود می‌آیند و لیاقت پیدا می‌کنند و قابل می‌شوند تا قابلگی کنند برایش ... ••─━⊱✦🔸✦⊰━─•• پی‌نوشت: همه‌ی مردهایِ نامردی که یک روز به دنیا آمدند و یک روز هم با خفّت و حقارت، سرشان را روی زمین گذاشتند، مشکل‌شان این بوده که برای نصرت ولیّ خدا، به شاگردی ِ بانویی مثل شما تن نداده‌اند. ••─━⊱✦🔸✦⊰━─•• سیزده شب مانده تا شب قدر که در آن، عرضه‌دارها برای نصرت ولیّ، مقدر و معیّن می‌شوند، می‌شود دست نوازشی بر سرم بکشید تا کمی از شما وفاداری یاد بگیرم ای «امّ‌المومنین»؛ ای «مادرِ همه‌ی مومن‌ها»؛ و ای «پرورش‌دهنده‌ی ایمان در قلب‌ها و فکرها و رفتارها»... ••─━⊱✦🔸✦⊰━─•• وفات حضرت (س) را تسلیت عرض میکنم. التماس دعا ••─━⊱✦🔸✦⊰━─•• 🖌: 🔹سروش sapp.ir/msnote 🔸ایتا Eitaa.com/msnote 🔹بله https://ble.im/msnote 🔸تلگرام https://t.me/msnote
•••─━━⊱✦🔹﷽🔹✦⊰━━─••• شواهدی درباره‌ی حادثه‌سازی‌های «کریم اهل‌بیت» ••─━⊱✦🔸✦⊰━─•• از جود امام مجتبی و کرم کریم اهل‌بیت زیاد شنیده‌ایم اما درباره تحلیل این بخشش‌ها کم گفته‌ایم. خصوصاً وقتی یادمان بیاید که بخش مهمی از رفتار ائمّه، متناسب با افشای حیله‌ی دشمن و ضربه به قدرت او بوده. پس برای فهم درست از بخشش‌های حضرت حسن باید بدانیم معاویه چه نقشه خطرناک و رفتار کثیفی داشته. معاویه، رسوایی بزرگی را اجرایی کرده که می‌توانیم اسمش را بگذاریم «بازگشت بنی‌امیّه به قدرت»؛ یعنی بزرگترین دشمن پیامبر، جانشین او بشود! و ایضا بنیانگذار افتضاح بزرگ‌تری به نام «موروثی‌کردن خلافت» و رساندن آن به اوباشی مثل یزید! همچین افتضاحاتی را فقط با پول و خریدن آدم‌ها می‌شود به سرانجام رساند. اما قیمت خریدِ این مناصب، خیلی بالاست. ناچار باید بنا را بر فاصله طبقاتی بگذاری و در جامعه قبیله‌محورِ آن زمان، زیردستان و مردم عادی را بی‌خیال شوی و فقط سیبیل روسای قبائل را چرب کنی. (صارت صنائع معاویه عند اهل الغنی) همان‌هایی که ثروتمند بوده‌اند و هر مبلغی را نمی‌گیرند و علاوه بر این، در معرض واردات کالاهای لوکسی که معاویه به جامعه اسلامی آورده، قرار گرفته‌اند (نامه امیرالمومنین به معاویه: تاج‌گذاری کرده‌ای و لباس ابریشمی می‌پوشی و فرش‌های آنچنانی در دربارت می‌اندازی) و بعد از فتوحات، الگوی مصرف امپراتوری ایران و روم را دیده‌اند و برایش له‌له می‌زنند. الگوی مصرف گران و البته تعداد زیادِ روسایی که باید خریداری شوند و حرصی که به جامعه تزریق شده، ناترازی درست می‌کند و حتی به خزانه‌ای که از غنائم جنگ با ابرقدرت‌های جهان پُر شده هم، فشار می‌آورد و برای معاویه خطر می‌سازد (لو سلک بالناس غیر سبیل البذل لاختطف اختطافا). پس برای تأمین مالی، باید افتضاح‌ها را به‌روزرسانی کند و احکام صریح فقهی را هم زیرپا بگذارد: به جای اینکه مثل پیامبر دستور دفن بدهد برای بت‌های کفاری که در جنگ شکست خورده‌اند، سراغ ترانزیت بُت برود و آنها را بار کشتی کند و به دیگر کفار بفروشد یا به اولین خلیفه‌ای تبدیل شود که دستور می‌دهد خانه‌های مکه را محصور کنند و از زائران برای اسکان‌شان اجاره بگیرند و... در شرایطی که معاویه در حال پولی‌کردن همه چیز حتی مکّه است و جامعه را در «مسابقه بر سر دنیا» غرق کرده و همه به اندازه خود به دنبال ثروت‌اند تا قدرت بخرند، مردی در مدینه جلوی موج دنیاپرستی ایستاده و با «انفاق» دارد حادثه‌ی اجتماعی می‌سازد و آبروی معاویه را می‌برد و تکیه‌گاه او را به بازی می‌گیرد و سلطه ثروت و تسلط سرمایه را زیرپایش لِه می‌کند. بدون اینکه به خزانه‌ی مملوّ از غنائم فتوحات وصل باشد، نه تنها از مردم نمی‌چاپد؛ که ثروت شخصی‌اش را چندین بار می‌بخشد آن هم نه به رؤسای قبائل که به فقرا و زیردستان و مستضعفین؛ تا بگوید راه جامعه‌سازی و مدیریت الهی از «محوریت پول و سرمایه» نمی‌گذرد... معاویه‌های مدرن با اقتصاد سرمایه‌داری‌ چه نظم‌هایی در تولید و توزیع و مصرف تنظیم کرده‌اند تا سرمایه بر همه چیز حاکم شود؟ و ما چه نظم‌هایی را پذیرفته‌ایم و به کدام‌ها ضربه زدیم؟ و چطور باید در معرکه درگیری بین وجدان دینی و نظم سرمایه‌داری، به هم‌ریختگی اقتصادمان را به سامان کنیم؟ و از انفاق و خیرات و اوقاف و ایثار و همه انگیزه‌های دینی که در بین این مردم زنده است، چطور می‌توانیم رونق تولید و ارزش افزوده و قدرت اقتصادی درست کنیم؟ اینها سوالهای مهمی هستند که اگر عمق نیازمان به پاسخ‌شان را درک کنیم، فرصت خوبی برای توسل به امام حسن پیدا کرده‌ایم؛ مردی که سطوت سرمایه را شکست و آبروی پول‌پرستی را برد و اینها را اگر بخواهیم در یک عبارت خلاصه کنیم، باید بگوییم «کریم اهل‌بیت»... ـــــــــــــــ پ.ن: برای تفصیل این بحث می‌توانید مراجعه کنید به کتاب «ساختارهای اجتماعیِ قاتل امام (ع)؛ ساختارهای اجتماعی برانداز نظام» که به لطف اباعبدالله الحسین و به کمک برادرانم در حسینیه اندیشه، چند سال پیش منتشر شد و در آن، پاسخ‌هایی برای سوالهای بالایی مطرح شده و «نشر معارف» هم چاپش کرد و اخیراً به چاپ دوم رسیده. فایل رایگان کتاب هم در سایت «حسینیه اندیشه» قابل دسترسی است. ••─━⊱✦🔸✦⊰━─•• 🖌: علیه السلام علیه السلام ـــــــــــــ سروش | ایتا | بله | تلگرام @msnote
🔻 عظمت شب قدر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله: 🔹 فإِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْقَدْرِ أَمَرَ اللَّهُ تَعَالَى جَبْرَئِيلَ فَهَبَطَ فِي كُومَةٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ ع إِلَى الْأَرْضِ مَعَهُ لِوَاءٌ أَخْضَرُ فَيَرْكُزُ اللِّوَاءَ عَلَى ظَهْرِ الْكَعْبَةِ وَ لَهُ سِتُّمِائَةِ جَنَاحٍ مِنْهَا جَنَاحَانِ لَا يَنْشُرُهُمَا إِلَّا فِي كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ لَيَالِي الْقَدْرِ قَالَ فَيَنْشُرُهُمَا تِلْكَ اللَّيْلَةَ فَيُجَاوِزَانِ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ وَ يَبِيتُ جَبْرَئِيلُ وَ الْمَلَائِكَةُ فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ يُسَلِّمُونَ عَلَى كُلِّ قَائِمٍ وَ قَاعِدٍ وَ مُصَلٍّ وَ ذَاكِرٍ وَ يُصَافِحُونَهُمْ وَ يُؤَمِّنُونَ عَلَى دُعَائِهِمْ حَتَّى يَطْلُعَ الْفَجْرُ فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ نَادَى جَبْرَئِيلُ ع يَا مَعْشَرَ الْمَلَائِكَةِ يَا مَعْشَرَ الْمَلَائِكَةِ الرَّحِيلَ الرَّحِيلَ فَيَقُولُونَ يَا جَبْرَئِيلُ مَا صَنَعَ اللَّهُ تَعَالَى فِي حَوَائِجِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ فَيَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى نَظَرَ إِلَيْهِمْ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ عَفَا عَنْهُمْ وَ غَفَرَ لَهُمْ إِلَّا أَرْبَعَةً قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله وَ هَؤُلَاءِ الْأَرْبَعَةُ رَجُلٌ مُدْمِنُ الْخَمْرِ وَ عَاقٌّ لِوَالِدَيْهِ وَ قَاطِعُ رَحِمٍ وَ مُشَاحِنٌ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْمُشَاحِنُ قَالَ الْمُصَارِم‏. 🔸 چون شب قدر فرا ‏رسد، خداوند به جبرئيل (علیهالسّلام) فرمان مى ‏دهد همراه گروهى از فرشتگان به زمين فرو آيند. 🔸 همراه جبرئيل، پرچمى سبز است كه آن را پشت كعبه (بر بام كعبه) نصب مى ‏كند. 🔸 جبرئيل ششصد بال دارد كه از ميان آنها، دو بال است که ان دو بال را نمی گشاید جز در هر شب از شبهای قدر . و در شب قدر آن را مى ‏گشايد كه شرق و غرب را در بر مى‏ گيرد. 🔸 جبرئيل و فرشتگان در آن شب، ميان امت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) شب زنده دارى مى ‏كنند و به هر ایستاده و نشسته و نمازگزار و هر كه به ياد خدا باشند درود می فرستند و مصافحه مى ‏كنند و بر دعاهاى ايشان آمين مى ‏گويند تا هنگامى كه فجر بدمد و چون فجر بدمد، جبرئيل بانگ برمى‏ دارد و خطاب به فرشتگان فرمان كوچ مى ‏دهد. 🔸 فرشتگان به جبرئيل مى ‏گويند: خداوند متعال در مورد حوائج امت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) چه مى ‏فرمايد؟ 🔸 جبرئیل مى ‏گويد: خداوند متعال امشب بر اين امت نظر افكند و گناهان ايشان غير از چهار گروه را عفو فرمود. ♦️ پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: آن چهار گروه(عبارتند از): 1. ميگساران(معتاد به نوشیدن شراب). 2. عاق پدر و مادر. 3. قطع ‏كننده رحم. 4. كسى است كه دشمنى ورزد(کینه داشته باشد). 📚 روضة الواعظين و بصيرة المتعظين (ط - القديمة) ؛ ج‏2 ؛ ص347. ــــــــــــ ایتا | سروش | تلگرام | بله @msnote
حجت‌الاسلام حیدری. شب ۲۱ رمضان ۱۴۰۴ (شب قدر).m4a
حجم: 28.9M
🏴 از《جوش کبیر》تا《سرمایه‌گذاری برای تولید》 🔊صوت سخنرانی 🎙حجت‌الاسلام محمدصادق حیدری 🗓 جمعه، ۱ فروردین ۱۴۰۴ 🏴مسجد امام حسین علیه‌السلام ــ شهر مقدس قم ☑️https://eitaa.com/HossiniehAndisheh
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─••• 🔰رفت و برگشتی بین «امید و رغبت و عطا» 🏴خب چه کار کنیم؟ عادت کرده‌ایم دیگر. عادت کرده‌ایم که ذهن‌مان هی از این کلمات شما بپَرد به آن جمله‌های‌تان، از این نور به آن نور، از این دُرّ و گوهرها به آن لعل و لُعبت‌ها. 🏴 مثل وقتی که ابوحمزه می‌خوانیم و به «الیک تأمیلی» می‌رسیم و فریاد می‌زنیم که «امیدواری‌م به توست» و لب‌های مبارک حضرت سجاد را تصور می‌کنیم که لابد موقع خواندن این دعا از اشک خیس شده و با گفتن این جمله در مدینه و مثلاً کنار قبر نبی‌اکرم، داشته به تاریخ امید می‌داده. 🏴 بعد ذهن‌مان می پَرد به زیارت‌نامه امیرالمومنین و همان لب‌های مبارک را تصور می‌کنیم که این «تأمیلی» را جای دیگری هم تکرار کرده: وقتی سیدالساجدین به اطراف کوفه رفته و به نقطه‌ای رسیده و همانجا ایستاده و گریه کرده _ و لابد لب‌هایش خیس اشک شده _ و کنار قبر گمشده‌ی علی، سلام به جدش را شروع کرده: «السلام علی ابی الائمه و خلیل النبوه...» و گفته و گفته تا برای درخواست شفاعت از پسر ابوطالب، از این واژه‌ها کمک گرفته: «و لی حق موالاتی و تأمیلی» من حقی دارم، حق دوست‌داشتن تو و حق امیدواری به تو... کدام دم و دستگاه است که بخاطر امیدبستن، حقی برای کسی قائل بشود؟! اما کار خدا از گذشت و بخشیدن گذشته و همینطور برای ما حق درست می‌کند... حق امیدواری و امیدبستن! 🏴 بعد دوباره ذهن‌مان بر می‌گردد به سحرهای ماه مبارک و ابوحمزه‌هایش و می‌بیند که ماجرای لطف و محبت خدا به ما، با «حق امید» هم تمام نشده؛ که «اندازه‌ی امید» ما را هم جزء حساب و کتابش قرار داده و ما را عزت‌تَپان کرده: «فأعطنی من عفوک بمقدار أملی... به اندازه‌ی امیدم، از عفوت به من عطا کن» و بعدتر در شب‌های ماه رمضان، وقتی پای حضرت ولی‌عصر به میان می‌آید و در دعای افتتاح، ضمیرهای «به» مرجعی جز او پیدا نمی‌کند، حدّ عطا و بخشش را از این مقدارهای کوچک ما هم گذرانده و می‌خواهد بالاتر از میل و رغبت ما را به ما بدهد: «و أعطنا به فوق رغبتنا... به برکت امام‌زمان، بالاتر از میل و رغبت‌مان را به ما عطا کن.» 🔘 می‌شود بگویی که این چه وضعی است؟ می‌شود توضیح بدهی که چرا این قدر خوبی؟ ☑️ پی‌نوشت: امید و امل و رغبت ما در این شب قدر این است که به درد این زمانه بخوریم و در این جنگ فرهنگی و اقتصادی، درک درستی از نقشه دشمن پیدا کنیم و سهمی در فتح «خرمشهر»ها داشته باشیم و لبخندی بر لب ولیّ بنشانیم. می‌دانم که این آرزوها و خواست‌ها به قدّ و قواره‌ و قدرِ «اراده و علم و عمل» ما نمی‌خورد و با پرونده‌ی سال قبل‌مان هیچ تناسبی ندارد؛ اما مگر تو خودت قواعد بخشش و امید را به هم نریختی و مرزهای محبت را جابجا نکردی؟! مگر خودت نبودی که با مهربانی‌ت از اندازه‌های ما و کوچکی‌شان عبور کردی؟! مگر از تو چیزی کم می‌شود که ما هم وسط این معرکه خواب نباشیم و پیش خودت شرف و آبرویی پیدا کنیم؟! مگر با این همه بزرگواری‌ت چیزی باقی گذاشته‌ای که ما طمع خواستنش را نکنیم؟! خلاصه؛ هر افتضاحی هم که به بار آورده باشیم، باز هم آخرش وقت قرآن‌به‌سر و «بعلی بن الحسین» گفتن، پشت جمله‌های محبوب خودت پناه می‌گیریم که همیشه در سحرهای این ماه به تو می گفت: «أَنْتَ إِلَهِي أَوْسَعُ فَضْلًا وَ أَعْظَمُ حِلْماً مِنْ أَنْ تُقَايِسَنِي بِفِعْلِي وَ خَطِيئَتِي‏... تو ای خدای من، فضل‌ت گسترده‌تر و بردباری‌ت بزرگتر از این است که من را با کارم و خطایم بسنجی و مقایسه کنی.» نه نشد! متن نباید اینجا تمام می‌شد. اینجا و پای نحوه‌ی مقایسه‌ و سنجش تو نسبت به خرابکارها، تازه باید نوشتن را شروع می‌کردم... ___ ✍: بله | آی‌گپ | سروش | تلگرام | ایتا @msnote
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─••• اندر عاقبتِ سحری‌ها و افطارهای سیاسی! 🔸خیلی از ما موقع سحری‌خوردن مَست خوابیم و افطارها هم اسیر دست گرسنگی. با این احوالات احتمالاً ول‌معطلیم. اما آنهایی که بر خودشان مسلطند و سحرها خوشحالند که توفیق شب‌زنده‌داری پیدا کرده‌اند و افطارها قبراق‌اند که یک روز برای خدا مرام گذاشته‌اند و گرسنگی کشیده‌اند هم، نباید خیلی به خودشان مطمئن باشند. گویا خدا برای آنها هم برنامه‌هایی دارد و شاید بخاطر همین‌ها بوده که فرموده‌اند: «موقع سحر و افطار سوره قدر بخوانید که در این صورت، مثل شهیدِ غوطه‌ور‌ در ‌خون حساب می‌شوید.» 🔸البته قبول دارم! اینکه «سحری و افطاری و سوره قدر و شهادت چه ربطی به هم دارند» برای خودش سوالی است. شاید جوابش را بشود از این روایت زیبا حدس زد که فرمود: «قلب ماه رمضان، شب قدر است» انگار که تمام این روزه‌ها و شب‌زنده‌داری‌ها و فضیلت‌ها و فرصت‌های ماه مبارک برای این است که ما آماده‌ی شب قدر شویم. پس هم در سحرها و هم در افطارها می‌گویند: «فکر نکن شق القمر کردی با تهجد شبانه و گرسنگی روزانه! دنبال اثر عباداتت باش تا بفهمی به دردت خورده یا نه! سوره قدر بخوان تا بفهمی اینها اصل نیست و فقط ابزاری است برای یک هدف. همه اینها برای این است که برای شب قدر آماده شوی و عیار صیام و قیام تو وقتی معلوم می‌شود که شب قدرت را بسازد. برای اینکه وقتی دارد «کل امر» نازل می‌شود و اندازه‌ی خیرات و البته اندازه‌ی شرور رقم می‌خورد، ببینیم چند مَرده حلاجی؟ خدایی که به روایت دعای جوشن، «قدّر الخیرَ و الشر» است می‌خواهد ببیند تو چقدر اهل ریسک هستی و چه سهمی از مقابله با شرور و دفاع از خوبی‌ها را به عهده می‌گیری و در کم‌کردن شرور و ازدیاد خوبی‌ها چقدر مشارکت می‌کنی و اندازه‌ها و مقدرات را تغییر می‌دهی؟» معلوم است دیگر! وسط دعوای خیر و شر که حلوا خیرات نمی‌کنند. اگر کسی در این معرکه مسئولیتی قبول کرد، چیزی منتظرش نیست جز زد و خورد و به قول خدا «یَقتلون و یُقتلون» و یا همان شهادت خودمان. 🔸نشان به آن نشان که در هر شب از شبهای دهه‌ی آخر ماه مبارک ـ که مهمترین دهه‌ی این ماه است و گویا هر شبش در تعیین مقدرات دخالت دارد ـ دائماً از خدا می‌خواهیم: «أن تجعل... روحی مع الشهداء..» و دنبال این هستیم که روح و جان را که مهمترین دارایی‌مان است، با شهدا همراه کنیم. همان‌ها که در دعوای خیر و شرّ، روح و جان دادند و بیشترین مسئولیت‌ها را به عهده گرفتند. 🔸نشان به آن نشان که وقتی عید فطر رسید و به قول معصوم هنگامه‌ی دادن مزد روزه‌دارها شد و در قنوت‌های مکرر، کلی خدا را به پیامبر و خاندانش قسم دادیم و دست‌های‌مان را دراز کردیم تا مزدمان را تحویل بگیریم، درباره همراهی با معصوم در خیر و شر صحبت می‌کنیم: «أن تدخلنی فی کل خیر ادخلت فیه محمداً و آل محمد و أن تخرجنی من کل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد» بعد از هر ماه رمضان، امام می‌خواهد برنامه تقدیر شده در شب قدر را محقق کند و موج جدیدی از خیرات راه بیندازد و با سطح جدیدی از شرور درگیر شود و «من انصاری الی الله» می‌گوید. مزد ما همین است عبادات‌مان برای‌مان در شب قدر، مسئولیت ساخته باشد تا بتوانیم با امام، وارد معرکه‌ی امسال شویم. 🔸حالا انصافاً با این روزه‌های سیاسی و این سحری‌های سیاسی و این افطارهای سیاسی که خدا از ما خواسته و این شب‌قدرهایی که مثل ملت ایران «شهیدپرور» هستند، نباید ماه رمضان‌مان به یک مانور سیاسی ختم شود و چیزی مثل «روز قدس» پا بگیرد تا اهل خیر برای اهل شر خط و نشان بکشند و پشت بازو نشان دهند؟! اینجاست که ما طلبه‌ها می‌گوییم: «فقیه یعنی »... ـــــ تقدیم به حضرت رهبری که این قلیلِ ناقابل، به عشق پیام بی‌سابقه و ناگهانی و شبانه و ایستاده و بلندگو به دست‌شان نوشته شد. ___ ✍: بله | آی‌گپ | سروش | تلگرام | ایتا @msnote
🌺عید فطر آمد و ماه رمضان گشت تمام 🌸بر شما همسفران سفر روزه سلام 🌺روزه هاتان همه در پیش خداوند قبول 🌸روزگار خوشتان مظهر توفیق مدام 🌺 و حلول بر شما مبارک @msnote
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─••• از «شعبانِ» پیامبر تـــــــــــــــا «فروردینِ» خمینی ♦️«زمان» پدیده‌ی مَهیب و مسلّطی است و آدم‌ها هر چقدر هم گردن‌کش شوند، نمی‌توانند از تسلط زمان بر خودشان فرار کنند و محکوم آن نباشند. حالا فکر کنید خالق زمان تصمیم گرفته باشد همچین پدیده‌ای را گره بزند به نام نامیِ محمّد و با شخص شخیص پیامبر اکرم. شاید برای این‌که نشان بدهد که برترین پیامبرش مثل بقیه‌ی بنده‌هایش نیست و مخلوقی را آفریده که حتی بر زمان هم حکومت دارد. اگر کسی به من بگوید «ماه شعبان یعنی چه»، انتخاب عقل ناقص من، همین جمله‌های بالایی است. ♦️احتمالاً عظمتِ این نعمت بوده که نبیّ‌اکرم را به یک رفتار خاص در ماه سوق می‌داده: «الذی کان رسول‌الله یدأب فی صیامه و قیامه فی لیالیه و ایامه» روزهای روزه و شب‌های به‌پاخاسته‌ که محبوب‌ترین آفریده‌ی خدا آنها را با حالت ویژه‌ی «بخوعاً لک فی اکرامه و اعظامه» همراه کرده و ما را یاد «لعلّک باخع نفسک» انداخته. نمی‌دانم تعبیر درستی بکار می‌برم یا نه ولی به حکم معنای «بخوع» در قرآن، انگار هدیه خدا به پیامبرش به قدری مهابت داشته که نبیّ‌اکرم «خودش را به کشتن می‌انداخته» تا بتواند پاسخ این رحمت را بدهد و شکر این هدیه‌ی مخصوص را به جا بیاورد. ♦️شاید از همین حال نبیّ، بشود حکمت ندای آن مُنادی را که به فرمان پیامبر در مدینه فریاد می‌زد، حدس زد: «ای مردم مدینه! بدانید که شعبان، ماه من است. پس خدا رحمت کند هر کسی را که من را بر [ادای حق] ماه من، یاری کند.» پیامبر که خودش یاری‌کننده همه‌ی انسان‌ها و جوامع است و به حکم صلوات شعبانیه، «غیاث المضطر المستکین» نام گرفته، چرا باید از بقیه کمک بخواهد؟ چون می‌خواهد با حالت «بخوع» از این هدیه‌ی خدا تشکر کند. کسی که برای کاری خودش را به کشتن می‌اندازد، تمام توانمندی‌هایش را به میدان می‌آورد و به قدر تمام مقدوراتش و حتی بالاتر از آن دوندگی می‌کند و خب، چه توانمندی و مقدوری بهتر از «امّت» ش؟ از همه آنها می‌خواهد به میدان بیایند و شاخه‌های درخت طوبی را بگیرند تا شکر این نعمت نه با یک زبان و یک نفر، که با میلیون‌ها زبان و نفر رقم بخورد و کثرت امّت بدون اینکه نفی شود، حول محور پیامبر با هم ترکیب شود و یک برآیند واحد از جنس «پرستش و بندگی» را رقم بزند و این بندگی و شکر به جای منحصر شدن در پیامبر، مرکّب از رفتار او و امّتش باشد و تا همیشه تاریخ، عمر و امتداد پیدا کند و دائماً افزون‌تر شود. ♦️بخاطر همین‌ها، گمان می‌کنم همه اعمالی که در ماه شعبان وارد شده، از روزه و مناجات و صلوات شعبانیه تا صدقه و استغفار و اذکار، همگی ابزارهایی برای یاری به پیامبر هستند تا او از طریق ما، «بخوع» شعبانیه‌اش را با ترکیب پیچیده‌تر و جزئیات بیشتری به خدایش تقدیم کند. مثلاً همین ذکر «لا اله الا الله و لا نعبد الا ایاه مخلصین له الدین و لو کره المشرکون» که گفته‌اند هزار بار در ماه شعبان بخوانید؛ مخصوصا با آن صیغه جمع در «نعبد» و «مخلصین» که توحید را از شکل فردی در می‌آورد و «پرستش دسته‌جمعی» و «اخلاص اجتماعی» را فریاد می‌زند: وقتی «توحید» باعث ایجاد یک «جمع» شود و انسان‌ها به این دلیل جامعه بسازند که نه فقط نیازهای مادّی که نیازهای یکدیگر برای پرستش عمیق‌تر و پیچیده‌ترِ خدا را هم برطرف کنند، یک قدرت ایمانی درست شده که اهالی باشگاه قدرت مادّی را به ترس و لرز و کراهت و نفرت می‌اندازد و «و لو کره المشرکون» را به یک رویّه حتمی تبدیل می‌کند. ♦️فکر کنم کمی سخت شد. خب می‌شود کار را راحت‌تر کنیم و برویم سراغ جمله‌ی کسی که عمرش را صَرف همین ذکر کرده و ترجمه امروزین آن را در سراسر منطقه پراکنده. منظورم خمینی کبیر است که گفت: «حاشا که خلوص عشق موحدین جز به ظهور کامل نفرت از مشرکین و منافقین میسّر شود.» مردی که زندگیش را به ابزاری برای بخوع پیچیده‌تر پیامبر اکرم تبدیل کرد و از طریق ملت ایران، پرستش جمعی خدای متعال را مبنای «جمهوری اسلامی» قرار داد. یعنی در زمانه‌ای که شرک و جاهلیت مدرن می‌خواست با «تقسیم کار بین‌المللی»، امت پیامبر اکرم را به ابزاری برای غلیظ‌تر کردنِ دنیاپرستی خودش تبدیل کند، جمهور ایرانیان را بر محور «قدرت اسلام» و «اقتدار موحدین» در برابر مشرکین و منافقین، جمع کرد و با زبان میلیون‌ها ایرانی، به میلیون‌ها زبان فریاد زد: «لا اله الا الله و لا نعبد الا ایاه مخلصین له الدین و لو کره المشرکون». ادامه👇
♦️ حتی اگر مشرکین بدشان بیاید و از نفرت و عصبانیت بمیرند، ترکیب‌شدن امّت با پیامبر از فراز قرن‌ها عبور کرده و صدای منادی رسول‌الله زمان و مکان را درنوردیده به دوازدهم فروردین رسیده و در کوچه‌های ایران پیچیده: «بدانید که شعبان، ماه من است. پس خدا رحمت کند هر کسی را که من را بر [ادای حق] ماه من، یاری کند...»ـ ❤️تقدیم به جمهوری اسلامیِ عزیزتر از جان در سالروز ولادتش؛ نظامی که با «استکبارستیزی در سیاست»، پرچم دفاع از «پرستش اجتماعیِ خدای متعال» را در قرن بیستم به اهتزاز در آورد و حالا باید با دستیابی به نسخه‌ی عملیِ «عدالت‌محوری در اقتصاد»، از آزمون «ظهور کامل نفرت از مشرکین» در این عرصه هم با سربلندی عبور کند... ••─━⊱✦▪️✦⊰━─•• 🖊: سروش splus.ir/msnote ایتا Eitaa.com/msnote بله https://ble.im/msnote تلگرام https://t.me/msnote
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─••• 🔅یک نامه در امتداد شش روایت🔅 ❤️(به مناسبت روز جمهوری اسلامی ِ عزیزتر از جان)❤️ ••─━⊱✦▪️✦⊰━─•• ✅یک: «تو هم این نوری را که مشرق و مغرب را پرکرده می‌بینی؟ تو هم می‌بینی کاخ‌های سرزمین فارس و قصرهای امپراطوری روم را؟» چشم‌های روشن «آمنه»، طوری نورانی شده بود که همسر ابوطالب را ـکه برای کمک به ولادت محمّد آمده بودـ از جا کَند و به نزد شوهرش فرستاد وچند لحظه بعد، فاطمه‌ی بنت اسد داشت با شگفتی همین چیزهایی را برای ابوطالب تعریف می‌کرد که آمنه دیده بود و از تولدِ مردی دم می‌زد که تاریخ را درمی‌نوردد و پایه‌های کفر را خُرد می‌کند و قدرت‌های ملحد را به زمین گرم می‌کوبد. ••─━⊱✦▪️✦⊰━─•• ✅دو: مرد عرب با این‌که داشت با عباس بن عبدالمطلب معامله می‌کرد، نمی‌توانست چشم از مرد و زن و نوجوانی که رو به کعبه خم می‌شدند و بعد به خاک می‌افتادند، بردارد و صدایش درآمد:«این دیگر کیست و این دیگر چه دینی است؟»و عموی پیامبر در وضعیتی که هنوز دعوت برادرزاده‌اش علنی نشده بود، در دو جمله، دین پسرعمویش را معرفی کرد: «این محمدبن‌عبدالله است. می‌پندارد خدا اورا فرستاده و گمان می‌کند که گنج‌ها و خزائن کسری و قیصر بر او گشوده خواهد شد.» ••─━⊱✦▪️✦⊰━─•• ✅سه: دیگر «انذز عشیرتک الاقربین» نازل شده و باید بزرگان قریش را جمع می‌کرد تا نهضتش را برای اولین بار علنی کند:«من شما را به دو کلمه؛ توحید خدا و نبوت خودم دعوت می‌کنم که اگر بپذیرید، فرمانروایان زمین خواهید شد و امّت‌های عرب و عجم فرمانبرداریِ شما را خواهند کرد.» ••─━⊱✦▪️✦⊰━─•• ✅چهار: سکوت شب‌هنگامِ «عقبه» را فقط صدای محمد و بزرگان مدینه می‌شکست و کار به جایی رسیده بود که نمایندگان اوس و خزرج داشتند همه شروط محمد را می‌پذیرفتند. همان‌جا بود که عباس بن نضله از جایش بلند شد و با صدایی آرام ـطوری که کسی نشنود و خبر این ملاقات پنهانی به اهل مکه نرسدـ گفت: ای گروه اوس و خزرج! می‌فهمید که دارید چه می‌کنید؟ پیمانی که با محمد می‌بندید معنایی ندارد جز این‌که با فرمانروایان تمام جهان بجنگید. بزرگان مدینه هم به او پرخاش کردند: تو را چه به صحبت‌کردن؟ جان ما به جان توست یا رسول‌الله؛هر شرطی که می‌خواهی بگذار! ••─━⊱✦▪️✦⊰━─•• ✅پنج: اتحاد بت‌پرستان و یهودیان، دور تا دور مدینه را به بند کشیده بود و مسلمانان هم مجبور شده بودند خندق بکَنند.اما آن سنگ بزرگ، سد راه خندق شده بود و همه می‌دانستند که مثل همیشه اعجاز محمد است که راه را باز می‌کند. پیامبر تیشه را از سلمان گرفت و ضربه‌ می‌زد و سنگ خُرد می‌شد و می‌گفت: «با این ضربتم، گنج‌های کسری و قیصر بر [امّت]من گشوده شد.» «بعضی‌ها» هم او را مسخره می‌کردند و می‌گفتند: «بخاطر محاصره حتی جرأت نداریم برای قضای حاجت از جای‌مان تکان بخوریم و آن‌وقت این مرد وعده‌ی فتح امپراطوری ایران و روم را می‌دهد.» ••─━⊱✦▪️✦⊰━─•• ✅شش: وضع سپاه مسلمین طوری بود که تن‌ش به لرزه افتاده بود و می‌خواست خودش به نقطه درگیری برود؛ هم در جنگ با روم و هم در جنگ با ایران. اما علی می‌دانست که هدف پیامبر با تدبیر خلیفه پیش نمی‌رود. آرمان نبیّ را فقط وصیّ می‌دانست که چطور باید محقق شود و خطبه خواند: «اگر خودت به جنگ بروی و کشته شوی، رشته تسبیح خواهد گسست و دشمن جسورتر خواهد شد و...» و با تدبیر پسرابوطالب و در مقابل چشم همان‌هایی که پیامبر را مسخره می‌کردند، کاخ‌های مدائن و شام فتح شد. ... ادامه👇👇👇