eitaa logo
امتداد
991 دنبال‌کننده
677 عکس
269 ویدیو
21 فایل
مرکز تجربه نگاری امتداد امتداد، حکایت راه های طی شده ✅ارتباط با ادمین @mtedad_admin 🌐سایت امتداد: http://www.mtedad.org 🌐بله: https://ble.ir/mtedad_org 🌐تلگرام: https://t.me/mtedad_org
مشاهده در ایتا
دانلود
لحظه‌های آخر تجمع میدان شهدای ذهاب رشت بود؛ هوا بوی بارانِ مانده روی سنگفرش‌ها را می‌داد و نوای دعای فرج به گوش میرسید. نگاهم میان انبوه آدم‌ها پرسه میزد، دنبال نشانه‌ای … چیزی که دل را تکان بدهد. یک‌باره نگاهم به پلاکاردی ساده خورد؛ دست‌نویس، بی‌ادا و اطوار. مقوایی سبز رنگ که جمله‌ای رویش نشسته بود: «مردم، خدا مراقب ماست.» همان لحظه، انگار دستی از آسمان به روی نشانه‌ام گذاشته شد. آرامشی عجیب؛ از همان‌ها که آدم را چند لحظه‌ای از زمین و زمینی‌ها جدا می‌کند. با خودم گفتم: این روزها… واقعاً همه‌اش همین است؛ خدا مراقب ماست. چشمم هنوز به همان چند کلمه قفل شده بود و آن‌طرف‌تر، نوای میدان در گوشم می‌پیچید: «یا مولانا… یا صاحب‌الزمان…» مثل اینکه پلاکارد، صدا و جمعیت، دست در دست هم داده باشند تا میزانسنی را بچینند که برای لحظاتی هرچند کوتاه، آسمان را کمی به زمین نزدیک‌تر کنند. ✍ علی دارا 📍 گیلان 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
در چشم جهان ببین که سیلاب شده مام وطن از این غصه بی تاب شده چون مهدی صاحب الزمان هم دلخون از قصه ی کودکان میناب شده ✍ حمید خانی 📍تهران 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
شبی که صبحش خبر شهادت حضرت آقا اعلام شد رو اصلاً نخوابیدم، حس خوبی نداشتم... ساعت ۲:۴۰ بامداد بهم زنگ زدن که خودمو برسونم ستاد... بازم یه درصد احتمال نمی‌دادم که این اتفاق افتاده باشه، آخه قبلاً هم اینطوری بی‌موقع ما رو احضار کرده بودن، شرایط هم که جنگی بود و این طور رفتارها طبیعی بود... وقتی رسیدیم همه چیز عادی بود و من و یکی از همکارا رفتیم برای بقیه سحری تهیه کنیم ولی من مدام کانال ها و گروه ها رو چک می‌کردم تا اینکه توی یکی از گروههای مجازی یکی از همکاران خبر شهادت رهبر رو گذاشت، بازم احتمال شایعه بودن میدادم و باورم نشد، فقط به همکارم که همراهم بود گفتم که دکتر ... اینطور پیامی توی گروه گذاشته... برگشتیم ستاد، چشمتون روز بعد نبینه، همه زار زار گریه میکردن، فقط دبیر ستاد حاجی ... خیلی خوب خودشو کنترل کرده بود و خم به ابرو نیاورد، همکارم با گوشیش شبکه خبر رو آورد، تصور کنید چند نفر دور یه گوشی کوچیک داشتیم خبر شهادت رهبر رو می‌شنیدیم و زار می‌زدیم 😭 حاجی گفت همه سحری بخورید که امروز خیلی کار داریم و باید جون داشته باشید ولی مگه چیزی از گلومون پایین می‌رفت... نماز جماعت رو به امامت حاجی خوندیم و بعدش حاجی کمی برامون حرف زد که الان وقت عزاداری نیست و باید محکم باشیم چند نفر هم از اصحاب اندیشه مثل آقای زرگوش نسب و آقای عزیزی هم خودشون رو رسانده بودند ستاد.‌‌.. بعدش هم همه رفتیم سمت منزل امام جمعه برای هماهنگی حضور صبحگاهی مردم در میدان ۲۲ بهمن... مسلمان نشنود، کافر نبیند...😭 ✍ عماد کرمی 📍 ایلام 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
چهلمین روز  ِ  گرفتاری ام دشمن هرچه  وِلِنگواری ام خامنه ام ازخُم ناب ِ حسین ( ع ) پرچم میناب  ِ نِگون ساری ام 📍مشهد ✍ مهدی عرفانیان 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
روسری گلدار(1).m4a
حجم: 2.7M
🎙 فاطمه مراد زاده 📍کردستان نفیسه فرمانی 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
شهید تازه داماد رمضان این چهارده شهید رمضان کردستان چقدر پر رمز و راز هستند ... با جمعی از دوستان و بزرگان برای دومین سرکشی ، بیت پاسدار شهید مجید شریفی از شهدای دزلی مریوان را سر زدیم.. روستای برمه‌تپه از توابع شهرستان قروه کردستان که تا همین دیروز حتی نامش هم نشنیده بودیم... قدری آن‌طرف‌تر دزج به سمت سنقر ، در انتهای دشتی وسیع جاده روستا می‌گذشت... از دل روستا که گذشتیم،کنار خانه‌ای قدیمی که هنوز بخش‌هایی از آن کاه و گِل بود بچه‌ها توقف کردند مردی میانسال با قامتی بلند و تکیده و دستانی زِبر و تَرک تَرک، به استقبال آمده بود ، تازه وقتی که صحبت‌ها گُل کرد معلوم شد که پدر شهید ایشان هستند چهره پُرنور و معصوم مجید با لباس سبز پاسداری به دیوار آویخته بود و چقدر جوان و چقدر حیف... روضه پرتکرار مادرش، تازه داماد شهیدم بود... می‌گفت یک ماه نشده برایش عروسی گرفته‌است و هنوز فیلم جشن ازدواجش آماده نشده... از عصای دست بودن مجید می‌گفت که این چند سال جور کاستی‌ها خانه و زندگی و برادر و خواهرش را می‌کشیده... می‌گفت و آه بود که دمادم امانش را بریده بود این‌طرف هم شیخ مرتضی مانده بود روضه قاسم بخواند یا علی‌اکبر که با داغ جوان، مرثیه شروع شد و قیامت غم به پا شد... ، تشنه و خشکیده ، ، نور، و قیام عجیب رمز و رازی داشتند این چهارده شهید رمضان 😭 ✍ صادقی 📍 کردستان 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
بیا هــم وطــن، مـرد مـیدان، بیا بــیا درخــــیابان ، خــــیابـان، بــیا بـیا شـیر بـیشه، بـه مــیدان رزم بـزن نـعـره، بـا عـشق ایـران، بـیا بیادرخیابان کـه ایـن سنگراست به عشق و طن با شـهیدان، بیا بیا بنـدگی کــــن خـــدا را زجـان بــرای خـــــداونــــد رحـــمان، بـــیا خیابانِ و شهرت همه مسجداست بــه ذکـــر دعـــا در شـبستان، بــیا بـــیـا خلــوتــی بــا خـــــــداونـــدگـار بـــــیا بـــا تــــــجـــلّای ایــــمان بـــیا بیا و ز«میـناب»، شــعـری بــــــگو بــنـام، دبــستان ، دبــستان، بــیا بیا شیر میدان به میـدان،بِکِش بروی سـتم خـــطّ بــُــــطلان، بـیا ✍ غلامرضا غلامپوردهسرخی 📍مشهد مقدس 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
ابرقدرت واقعی باری دیگر دنیا شاهد تعریف جدیدی از قدرت بود، قدرتی که در آسمان و دریا و خیابان متجلی شد آن هم به دست فرزندان ایران. ابرقدرت در آن معنا و مفهوم که ذهن ها را به سمت آمریکا میبرد، رنگ باخت و همه با هر دین و آیینی به این باور رسیدند که ابرقدرت واقعی «خداوند» است او که وعده ی پیروزی حق بر باطل را در آیه آیه ی کتابش بیان کرده، مگر می شود در پناه خداوند باشی و شکست بخوری؟ آنها طبل های تو خالی ای بودند که صدایشان گوش فلک را کر کرده بود اما به وقت مقاومت در هم کوبیده شدند و پوچی شان به چشم دنیا آمد... و فرزندان حیدر با توکل به خدا مسیر قله ای را پیمایش کردند که تا رسیدن به نوک آن تنها چندقدمی بیشتر باقی نمانده است. «ایران» ِ پس از این ایرانِ اقتدار است. «آمریکا» کشوری کوچک با مغزهای کوچک زنگ زده و پوزینه های به خاک مالیده و ابهتی فروریخته.... و این خلاصه ی «چهل روز مقاومت» است. ✍ تکتم عبداللهی 📍 خراسان جنوبی 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
میشود با کنار هم بودن دشمن از خاک خویش بیرون راند دسته گل شد یکان یکان انگاه عطر گل در میان شهرافشاند دست دردست هم که ما بدهیم در خیابان و کوچه ها هرشب روبهان را به وحشت اندازیم که بسوزد دمادمان در تب ما گل سرخ دشت مجنونیم شیر میدان برای اهریمن جنسمان آلیاژ فولاد است پشت هم دربرابر دشمن ما پرستوی آسمان هستیم سهممان یک بغل رها بودن همسفر با کبوتران شهید ذهنمان از زمین جدا بودن با سپاه غیور در میدان دیده دنیا که هم صدا هستیم ما که با رمز وحدت حیدر همه در لشکر خدا هستیم نه فقط مفتخر به این وصفیم که بدین وصف وحال میبالیم باهمین در کنارهم بودن پشت دشمن به خاک می‌مالیم 📍فارس-ارسنجان ✍ سجاد جعفری 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
همین مانده بود.. همین مانده بود دور سرتان بگردم همین که این روزها،تا به خودمان آمدیم دیدیم نام شما هم دارد می رود روی مکان ها ؛ همین مانده بود ببینیم نام میدان ها و بلوار هایمان شده است شهید‌امام‌خامنه‌ای بیخیال میدان ها و بلوارها، با نام‌گیری رواق ها و صحن ها به نامتان چه کنیم؟! اصلا به دلِ سوخته ی ما فکر می کنند و این کارها را می کنند تصورکنید بخواهید به کسی آدرس بدهید ، بگویید بلوار شهید خامنه ای ام اصلا نه، در حرم ها و اماکن مقدسه همراهت را گم کنی یا تماس بگیری با عزیزانت که از همان دور سلام بدهند ، بگویی رواق شهیدخامنه ای ایستاده ام، همان رواق بالاسر یا درون صحن امام خامنه ای، مراسم بود به یادتان بودم. این که نمی شود.. ما همین‌طور که کنار اسم شما شهید را می بینیم، میمیریم چه برسد به اینکه بخواهیم پای نام شما را به آدرس‌دادن هایمان باز کنیم به محض گفتنش، بغض گلویمان را تسخیر میکند و اشک نیامده، قلب مان را میسوزاند؛ همین کم مانده بود شما هم با آن نام زیبا و عزیزتان قاطیِ نام هایی شوید که رفته‌اند و گذشته اند اما در تاریخ نام هایشان مانده . من که باورم نمی شود شما رفته باشید ولی یک فکری به حال ما بکنید همین که نام شما را روی تابلو های راهنمایی و رانندگی و سر در حسینیه ها و رواق های حرم ها ببینیم، از پا می‌افتیم .. حالِ‌دل پس‌ازشنیدن‌خبرنام‌گذاری‌ رواق‌بالاسرحضرت‌معصومه، به‌نامِ|شهید امام‌خامنه‌ای ✍زهرا خراسانی 📍سمنان 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
عجب تعبیر زیباییست این" اِلاّ جمیلاً ما رَاَیت" آقا چه لذت‌بخش رویایی‌ست این عاشق شدن" ثم اهتدیت " آقا تصور کن که معشوقت تورا در خاک‌وخون خواهد تورا در اوج سرمستی و در رقص جنون خواهد نه تنها تو که اولادت بنا باشد فدا گردد بنا باشد که دنیایت پر از رنج وبلا گردد سراپا شوق میگردی اگر دلبر تو راخواهد اگرآغشته درخونت اگر بی‌سر تو راخواهد به دستی جامی از خون وبه لب جام بلا داری شراب سرخ مینوشی،چنین" می"از کجا داری خوشا درمحفل مستان به دستت جام "مِی"باشد چنان مدهوش گردی که سرت بالای "نی"باشد میان مجلس بزم سبکباران ساحل ها به دریا دل بزن جانا "اَدِر کاساً و ناولها" اگرحتی نمی‌دانی که عشق آسان نمود اول برو در بزم آن طفلی که برپایش زده طاول بیا همراه دلبسته دعا کن تا بهار آید خوشا آن صبح دلچسبی که آن خونخواه یار آید 📍تهران ✍ حمید خانی 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
همه ما خانواده شهید هستیم... آخرای تجمع بود یه گوشه از پیاده رو وایساده بودم .دعای عهد طبق سین برنامه از بلندگوها پخش می شد. منم زیر لب زمزمه می کردم . یهو یاد بغض رهبر شهیدمون افتادم ؛ همون بغض معروف؛ لحظه تحویل سال وقتی به صاحب زمانمون(عج) سلام می دادند. اشکم جاری شد . این خاصیت دلتنگیست ،خبر نمی کند ،تا به خودت میایی میبینی اشکت راهشو پیدا کرده. بعد از تموم شدن دعا با خانمی که کنار ایستاده بود چشم تو چشم شدم. با دلسوزی خاصی پرسید شما خانواده شهدا هستید؟ اومدم بگم نه ، ولی انگار اختیار زبونم با خودم نبود. گفتم : هستم آقامون و از دست دادم ؛ رهبرم و ولی امر و . سرشو تکون داد گفت درسته الان همه ی ما خانواده شهیدیم.... ✍پروین کاظمی پورخسروی 📍همدان 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org