eitaa logo
مبهم؛
1.4هزار دنبال‌کننده
316 عکس
124 ویدیو
0 فایل
آدمی‌شاعرنمیشود‌مگر‌به‌جبر‌اندوه ! - پرسیدند او کیست ؟ گفتم هر آنچه که دارم. - " کپی؟ نداشتیم از این حرفا "
مشاهده در ایتا
دانلود
دودم به سر بر آمد، زین آتش نهانی.
از کوشش بیهوده‌ٔ خود دست کشیدم در بستر مرداب چه حاجت به تکاپوست؟
دست و پا بسته و رنجور به چاه افتادن به از آن است که در دام نگاه افتادن سیب شیرین لبت باشد و آدم نخورد؟ تو بهشتی و چه بیم از به گناه افتادن لاک پشتانه به دنبال تو می آیم و آه چه امیدی که پی باد به راه افتادن؟ آخر قصه ی هر بچه پلنگی این است: پنجه بر خالی و در حسرت ماه... افتادن با دلی پاک، دلی مثل پر قو سخت است سر و کارت به خط و چشم سیاه افتادن من همان مهره ی سرباز سفیدم که ازل قسمتم کرده به سر در پی شاه افتادن عشق ابریست که یک سایه ی آبی دارد سایه اش کاش به دل گاه به گاه افتادن _ حامد عسکری
مرا تو راحت جانی و من تو را نگران گناهِ کیست که من با توام، تو با دگران
زشت است که شاعر وسط خواندنِ یک شعر با آمدنِ واژه ی برگرد بگریَد !
یک لحظه دلم خواست که پهلوی تو باشم بی‌محکمه زندانی بازوی تو باشم . . .
من آدم دلخور نشدنم، آدم خیلی دیر دلخور شدن، ولی اگه این باعث بشه که تو حضور من رو بی ارزش بشمری جایگاهت رو پیش من در یک لحظه تا‌آخر عمرت از دست می‌دی. و من اگه برم آدم برنگشتنم، آدم هرگز مثل قبل نشدن.
چيستي ؟ خوابی ؟ خيالي ؟ آرزویی ؟ خلسه اي ؟ يا همان شعري ك بردم آرزويش را به گور ؟
-