eitaa logo
مبهم؛
1.4هزار دنبال‌کننده
316 عکس
124 ویدیو
0 فایل
آدمی‌شاعرنمیشود‌مگر‌به‌جبر‌اندوه ! - پرسیدند او کیست ؟ گفتم هر آنچه که دارم. - " کپی؟ نداشتیم از این حرفا "
مشاهده در ایتا
دانلود
ای که برداشتی از شانه موری باری بهتر آن بود که دست از سر من برداری ظاهر آراسته‌ام در هوس وصل، ولی من پریشان‌ترم از آنم که تو می‌پنداری هرچه می‌خواهمت از یاد برم ممکن نیست من تو را دوست نمی‌دارم اگر بگذاری موجم و جرأت پیش آمدنم نیست، مگر به دل سنگ تو از من نرسد آزاری بی‌سبب نیست که پنهان شده‌ای پشت غبار تو هم ای آینه از دیدن من بیزاری؟! _ فاضل نظری
صد بوسه بر آن دست که زد خنجرم از پشت.
عاشقم گر نیستی لطفی کن و نفرت بورز بی تفاوت بودنت هر لحظه آبم می کند‌
و امروز بازم کسی که نباید میزد تو ذوقم ، بد زد تو ذوقم ؛ و اون قرار نیس خودش بفهمه فقط یهو یه جایی میبینه دیگه مثل قبل نیستم پیشش و این بیشتر منو اذیت میکنه چون اون ادم برای من عزیز بود ولی با این کارش جایگاهش تو قلبمُ مغزم صد لول پایین اومد در حالی که میتونم باهاش حرف بزنم ولی اون دیگه برای من عزیز نیست ؛)
شعرم حتی مار را از لانه بیرون می‌کشد ، از کجا آورده‌ای این قلب بی‌احساس را !
-
جانان من سفر کرد با او برفت جانم.
اگر از من بگیری خنده های گه گُدارم را کجا پنهان کنم اندوه های بی شمارم را؟
اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز ندانم از پی چندین جفا که با من کرد نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟ به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار جواب داد فلانی ازان ماست هنوز چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز عداوت از طرف آن شکسته پیمانست وگرنه از طرف ما همان صفاست هنوز بتا تو روی ز من برمتاب و دستم گیر که در سرم ز تو آشوب و فتنه‌هاست هنوز کجاست خانهٔ قاضی که در مقالت عشق میان عاشق و معشوق ماجراست هنوز نیازمندی من در قلم نمی‌گنجد قیاس کردم و ز اندیشه‌ها وراست هنوز سلام من برسان ای صبا به یار و بگو که سعدی از سر عهد تو برنخاست هنوز. -سعدی.