تورا شیرین ترین لیلای دوران دوستت دارم
چنان فرهاد مجنون از دل و جان دوستت دارم
تو ای سلطان قلبم!با من درویش دردآلود
چه خوش سرکرده ای با لقمه ای نان،دوستت دارم
انیس روزهای تلخ و شیرین در کنار من
دمی بنشین و این تشویش بنشان، دوستت دارم
برای لحظه های قهر نه، یک لحظه بعد از آن
برای لحظه های بوسه باران دوستت دارم
در این فصل پر از نیرنگ مثل تو نخواهم یافت
گل روییده در برف زمستان دوستت دارم
کم است این شعر،عشق من فراتر از نوشتن هاست
فراوان در فراوان در فراوان دوستت دارم...!
به جایی رسیدم که دیگه برام مهم نیست چطور رفتار میکنی، مهم نیست بهم اهمیت نمیدی، مهم نیست من رو نمیبینی، مهم نیست دوستم نداری، میبینی؟ بالاخره شدم مثل خودت، الان فقط مهم خودمم.