آدم یه وقتایی دلش میخاد آزادانه زندگی کنه ، خودش باشه ،هیچ محدودیتی نداشته باشه
، حتی برای یه بار هم که شده توی زندگیش بی حد و مرز بخنده ، گریه کنه ، خوش بگذرونه و هرکاری دلش میگه بدون دلهره انجام بده .
کاش میشد زندگی تا این اندازه زجر آور نبود که برای تک تک کارات گاهی نیاز باشه تمام جوانب رو بسنجی ، کاش منم مثل خیلیا میتونستم برای انجام کاراهام و رفتارهام فقط و فقط خودمو در نظر میگرفتم و دل خودمو . .
_بامدادِبیستُنهم .