ᴍʏ ᴍᴏᴏɴ
وقتی هسی همون حسی رو داره که بچه یه ساله بد قلق، دستاشو وا میکنه که بپره بغلت.
بودنت صدای معلم دبیرستانمو میده که میگه «تو نه پشت سریت»؛
ᴍʏ ᴍᴏᴏɴ
تورو خیلی کم دوست دارم! به اندازه بوی قرمه سبزی دمِافطار
تورو خیلی کم دوست دارم!
به اندازه تیکه آخر پیتزا
ᴍʏ ᴍᴏᴏɴ
بودنت صدای معلم دبیرستانمو میده که میگه «تو نه پشت سریت»؛
بودنت صدای خنده دوتا دوست صمیمی رو میده که صورتشون سرخ شده؛