eitaa logo
my notes!
62 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
203 ویدیو
15 فایل
یادداشت‌های یک ذهن خسته... گوشِ شنوا: https://daigo.ir/secret/8435569336
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
قدیما وقتی چیزی رو جا می‌ذاشتم، بهم می‌گفتن: "مواظب باش خودتو جا نذاری!" اون موقع‌ها می‌خندیدم، فکر می‌کردم شوخیه... ولی بعدها فهمیدم آدم خودش رو هم می‌تونه یه جایی جا بذاره. یه سالن انتظار، یه کافه نیمه‌تاریک، یه خیابون بارونی، یا حتی توی آغوش یه خاطره‌ای که دیگه برنمی‌گرده. »Mona« @farsitweets
خسته شدم از جنگیدن با چیزی که اسمش خانواده‌ست
واقعا دیگه نه کشش دارم نه تحمل
یه شعر ترکی چن روزه پیدا کردم، بدجور قفلیم شده، خیلی به دلم نشسته، انقد که قشنگه. از بس خوبه که هرچی از زیباییش بگم کم گفتم، هیچی حق مطلب رو ادا نمی‌کنه در وصف قشنگیش
my notes!
insta: ghavam_tohid
خیلی غم داره، خیلی لذت بخشه دلمو یه حالت غمگینِ شیرینی می‌کنه:) اینو احتمالا اونایی که ترکی بلدن می‌فهمن که چی می‌گم
ایشون خودش از اساتید و شاعران معروف شهرمونه ولی این شعر از یکی دیگه‌ست
ترجمه‌ش رو هم می‌گم براتون
چشمم افتاد به ماهِ نو، گفتم شاید قراره بیای قند از دستم افتاد تو چای، گفتم یقین قراره بیای از ستاره‌ها نور می‌باره، دلم از هیچ و پوچ یهو می‌ریزه ظرفا ردیف چیده می‌شن، می‌گم دیگه قراره بیای از دیدارت سهمی دلم خواسته(ترجمه دقیق به فارسی می‌شه همون ویار)، می‌خوای بیای بیا، خسته شدم بازم سر حرفم وایستادم، قراره بیای، قراره بیای گفتن که به عشق پشت کرده، به غریبه دل بسته آخه حسرت چشات تو دلم مونده. باور نمی‌کنم، قراره بیای اومدم دیدم حرفا راسته، دلم کدر شد و غم پاره پاره کرد شادی و عشق واسم پژمرده شد، حالا چطوری بگم قراره بیای
بعضی جاهاش چون ترکی اصیل بود و عامیانه نیست، و یا اصطلاح و ضرب المثل بود، واقعا ترجمه‌ش به فارسی سخت بود و عین اون نشد
my notes!
چشمم افتاد به ماهِ نو، گفتم شاید قراره بیای قند از دستم افتاد تو چای، گفتم یقین قراره بیای از ستاره
مثلا مصرع دوم بیت آخر که گفتم پژمرده شد، ترجمه دقیقش این بود که آدم وقتی ناراحت می‌شه لباش چطوری می‌شه، عشق واسم اونطوری شد همین :( خودمون
my notes!
چشمم افتاد به ماهِ نو، گفتم شاید قراره بیای قند از دستم افتاد تو چای، گفتم یقین قراره بیای از ستاره
یا مثلا مصرع دوم بیت ماقبل آخر، گفتم حسرت چشات تو دلم مونده، اینطوری بود که آدم وقتی یه چیزیو می‌بینه دلش پیشش گیر می‌کنه، فکر و ذهنش می‌مونه پیشش، تو ترکی می‌گن چشمم موند، در حقیقت این بود که چشمم موند به چشمت