eitaa logo
چای و ایوون
86 دنبال‌کننده
286 عکس
18 ویدیو
0 فایل
-What about some 🍵? اینجا یه ایوونِ که توش می‌شینم کتاب می‌خونم و به‌خودم و گل‌ها یه‌سری چیزارو یادآوری می‌کنم؛این میون گاهی غرمی‌زنم یا نفرین می‌فرستم بر خودم، گآهی هم به این فکر‌ می‌کنیم که کی هستیم و توی چه مسیری به سوی کجا می‌ریم.. 'Trust Allah'
مشاهده در ایتا
دانلود
حس عجیبیه روزی که امام رضا علیه السلام راه افتادن از مدینه به سمت خراسان؛ تو حرم و صحن های مشهد؛ خوندن کتاب زندگی‌نامه ایشون..
من تو حرم ازین صحن به اون صحن،ازین رواق به اون یکی رواق درحال گشتن برای یه جا که بشینم و درس بخونم[دارم گم می‌شم و هر دقیقه به معماری ایرانی بیشتر ایمان می‌آرم]
معماری ایرانـی صد هیچ از بقیه جلو تره ـــــــ
خیلی خوشم میاد می‌بینم یه مؤمن تمام هنر و حرفه‌شو وقف پاکان اسلام می‌کنه؛ مثلا همین معمارها/مهندس‌هایی که حرم ائمه رو ساختن یا به هر نحوی هرکسی که سعی‌کرده آنچه که آموخته رو برای خدا و مولاش خرج کنه.. این خیلی زیباست.. -باشد که ماهم هرآنچه که داریم رو وقف راه خدا کنیم:)))
چای و ایوون
وقتی افتاب می‌تابه که دیگه اصلا:)))
ناشناس هارو همونجا جواب می‌دم غنچه ها:)
شدم عین این توریست های خارجی که میان ایران کلی ذوق و شوق و حیرت از زیبایی هاش.. هردوقدم که راه می‌رم میگم سبحان الله معماری رو نیگا.. 😮😮😮
قبل از اذان، با صدای نقاره‌زن ها رعد و برق همراه شده بود و آسمون غرش می‌کرد.. از ابتدا تا انتهای نماز جماعت حرم هم داشت بارون می‌اومد.. [دعا کردم همتون قسمتتون بشه:))]
امام رضا میشه بیایم زیر سایه‌ات، زیر بارون خیس شدیم..