گاهی گمان میکنم این کوری ز من است و عمدی ست.. گاهی ترس دارم که گرد باد من و زمینم را ببلعد،
گاهی
(به نقل از صراط)
این قلب من است که
در راهِ گلویم ایستاده و این دلِمن است که بوی مرگ میدهد..
پروانههای سفید
اشکها،نالهها،سعیدر گریستنهاتون،و حتی تلاشبرایدرکواحترامبهاینواقعه، همه قبولِ درگاهحق؛ باشد که شایسته باشیم:))
چای و ایوون
پروانههای سفید اشکها،نالهها،سعیدر گریستنهاتون،و حتی تلاشبرایدرکواحترامبهاینواقعه، همه
امیدوارم امشب هر خواستهٔای دارید خودِ مولایمان عباس علیه السلام دعاگوتون باشند.. آمین
به این فکرمیکنم هر یک درد های مولا و زخم های اولاد ایشان رو جدا جدا به یک شب اختصاص دادن و ما هر شب برای یک دردِ عمیق و سوزناک میگریستیدیم-و هنوز من ناتوان بودم در درک آن-
حال
بگویید که تمامی این شب ها و این دردها همه خلاصه میشوند در یک صبح تا ظهر..
هدایت شده از چای و ایوون
زودتر من را به اربعین برسانید
به مجنونهایپیاده در راه لیلی،
به عطر حرمش و غروب بینالحرمین
به اذکار یاحسین زوارش و
گریه های مادرش فاطمه «س»
چای و ایوون
«و ما حقُّ مَنِ اعْتَصَمَ بِکَ أنْ یُخْذَلَ»
«و آن کس به تو چنگ بزند حق ندارد ناامید شود»
بابونهها اگر دنبال ناشناس میگشتید،دومین پیامِ سنجاق شدهست.
*بیوگرافی مجال نمیداد*