نظریه ی جدید در موضوع مهاجرت بزرگ آریایی ها؛از داستان تا واقعیت، آیا آن ها از قطب شمال آمده بودند؟/2
در گفتگوي بين زردتشت و اهورا مزدا، از زبان اهورا مزدا نقل ميشود كه نخستين انسان از ميان آدميان كه گياه مقدس هوم را به اهورا عرضه داشت و با او سخن گفت، ييمة زيبا، صاحب گلههاي خوب است كه به او دين اهورايي زرتشتي را آموخت و از او خواست كه خود را براي آموختن و نگاه داشت دين خود مهيّا كند وي عدم آمادگي خود را اعلام كرد و اهورا مزدا گفت: پس به آباد كردن جهان من همت گمار و آن را فزوني بخش و پشتيباني و نگهبانی جهان مرا بپذير و جمشيدنیز پذيرفت. 4 (وندیداد به نقل از صفا ، 1379/431 به بعد)
«جمشيد از اَشي و نگوهي (فرشتهي ثروت حلال تقاضاي ياري كرد تا آفريدگان مزدا را حياتي فارغ از زوال بخشد و آنان را از گرسنگي و تشنگي و پيري و مرگ و باد گرم و باد سرد تا هزار سال دور دارد.»( یشت 17 ، فقرات 28-31 به نقل از صفا ، 1379/428 )
«هم چنين صد اسب و هزار گاو و ده هزار گوسفند براي ناهيد «ارديسور اناهيت» بر فراز كوه بلند «هوكئيريه». «Hukairya» قرباني كرد و از او چنين خواست كه مرا با شاهنشاهي مطلق همه كشورها برسان و بر ديوان و آدميان و جادوان و جباران و كاويان و كرپانان چيرگي ده و نيروي آنم بخش كه از ديوان، مال و سود و فراواني و رمه و خشنودي و شكوه را بر گيرم.»(یشت 5،فقره 25-27،به نقل ازصفا،1379/427-428)
اهورامزداپس از پذيرش مسئوليت پشتيباني و نگهباني مشروط جمشید از جهان، به او دو ابزار داد: يكي انگشتري زرين و ديگري عصاي سر تيز كه به زر گرفته شده بود و بدين ترتيب او صاحب دو نيرو و قدرت گشت. سيصد زمستان از دورهي پادشاهي جمشيد گذشت و زمين پر از چهارپايان كوچك و بزرگ و آدميان و سگان و مرغان و آتشهاي سرخ سوزان شد و اهورا مزدا او را آگاه ساخت كه ديگر زمين جايي براي اين موجودات ندارد. جمشيد رو به جنوب به جانب روشنايي و به طرف خورشيد رفت و زمين را با انگشتري زرّين به حركت در آورد و با عصاي سر تيز خود آن را سوراخ كرد و گفت: اي «اسپندارمذ» عزيز «سپنت ارمئي تي sepenta- Armaiti»= نگاهبان زمين و دختر اهورا مزدا!) دراز و فراخ شو تا بتواني چهارپايان و آدميان را بر خود جاي دهی. به اين ترتيب «جم» زمين را «يك سيم5» بيش از آنچه بود فراخ كرد، چنان كه هر يك از موجودات جايگاهي مطابق ميل خود يافتند و آن گونه كه خواستند زندگي ميكردند.پس از ششصد زمستان، مجدداً جا بر موجودات تنگ شده و باز اهورا مزدا جمشيد را آگاه ساخت و او با همان تدبير قبلي زمين را به اندازهي «دو سيم» بيش از آنچه بود وسعت دارد.وقتي نهصد زمستان از پادشاهي او گذشت باز ماجرا تكرار شد و اين بار جم زمين را يك سيم بيش از آنچه بود فراخ كرد.پس در مجموع زمين در طول 900 سال، سه بار به اندازهي گسترش يافت.اهورا مزداي خالق، انجمني آسماني از ايزدان ساخت و جمشيد نيز در همان جايگاه يعني گذرگاه رود "دائي تيا "انجمني از بهترين مردمان گرد آورد. آنگاه اهورا وي را آگاه كرد كه زمستانهايي سخت بر گيتي خواهد رسيد. و با آنها سرماهاي شديد و ويران كنندهاي همراه خواهد بود. بر جهان مادي زمستاني سخت خواهد رسيد به طوري كه از بلندترين كوهها گرفته تا ژرفاي درهي رودخانهي «اَردِوي» خواهد باريد و تنها يك سيم از جانوران ساكن آنجا ميتوانند گريخت. قبل از اين زمستان، اين كشور پر از چراگاهها بود اما ريزش برف رودهاي بزرگي پديد خواهد آورد كه آن مراتع را نابود ميكند.
نفس خویش←@nafsma→
نظریه ی جدید در موضوع مهاجرت بزرگ آریایی ها؛از داستان تا واقعیت، آیا آن ها از قطب شمال آمده بودند؟/3
شاید ادعاهای زیادی راجع به پدیده مهاجرت آریاییان شنیده باشید،برخی که کلاً این پدیده را رد میکنند! برخی هم مهاجرت بزرگ را از سرزمینهای مادری خود دانسته اند.مانند آنکه ایرانیها از ایران، اروپایان از اروپا، هندیها از هند،و... برخی هم معتقدند که این مهاجرت از نواحی سیبری به سوی جنوب اتفاق افتاده و از آنجا هم از طریق تنگه برینگ مردمان آریایی به آمریکا رفته اند!
طبق پژوهشها و شواهد علمی و بر پایه متون کهن و بدور از تعصب بی پایه مهاجرت یا بهتر بگوییم جابجایی مردمانی خردمند حال با هر نام و نشان! از قطب شمال به چهار گوشه جهان درمسیر نیمروزان ( نصف النهار جنوبی) اتفاق افتاده است.سرزمین کهن قطبی اگر چه امروز سرد و یخ زده است؛اما روزگاری گرم و قابل زندگی بوده است. اشاره به قاره کهن در منطقه شمالگان در بیشتر فرهنگهای قدیم بشری به چشم میخورد جایی در زیر ستاره قطبی که خورشید و ماه و ستارگان پیرامون آن در گردش بودند جایی که یکروز و شب آن برابر با سالی است.نشان چلیپا در آثار هنری مردمان چهار گوشه جهان از آمریکا تا چین و شباهتهای دیگری مانند ساخت هرم و حتی واژگان مشترک میتواند به علت وجود همین سرزمین واسط و میانی باشد.سرزمینی کهن تر از هر سرزمین دیگر،سرزمین اسرارآمیز که بعد از نابودی و یخ زدن آن مردمان بر جای مانده که در اینجا آریایی یا بالا نشین مینامیم، مجبور به مهاجرت به اطراف و اکناف جهان شدند و با مردمان کشورهای دیگر آمیختند!این مهاجرت آنقدر نبوده که اندازه جمعیت کشورهای دیگر مانند ایران فعلی را تغییر دهد این مردمان به تدریج وارد و در جمعیتهای دیگر کشورها حل شدند بنابراین مغلطه ایی که برخی پژوهشگران متعصب ایرانی می آورند که مگر در این کشور جمعیت نبوده است که از شمال مهاجر بیاید؟ یا مگر اینجا ایرانی نبوده که از شمال آریایی بیاید؟! سخنانی است بدون پایه و مایه علمی چون ترکیب دو جمعیت مهاجر و ساکن متفاوت میباشد. که پژوهشگران متعصب آنرا نادیده انگاشته اند. برای مثال فرض کنید امروز مهاجرانی از ایران به آمریکا میروند آیا ده هزار سال دیگر که جمعیتها آمیخته شد آمریکاییها میتوانند بگویند:
" مگر مردمان آمریکایی در این کشور نبوده که از ایران جمعیت بیاید؟! پس ما همیشه در این کشور جمعیت آمریکایی داشته ایم و مهاجرت ایرانیها به آمریکا دروغ است؟! و مهاجرت معکوس بوده و از آمریکا به نقاط جهان مهاجرت بوده است."
با توجه به همین مثال باید گفت: شاید از آمریکا به مکانهای دیگر مهاجرت اتفاق افتاده اما چرا فرض مهاجرت دیگر مردمان مانند ایرانیها را به این سرزمین رد کنیم؟ پس بهتر است به جای مغلطه کمی منطقی بیندیشم.
نفس خویش←@nafsma→
نظریه ی جدید در موضوع مهاجرت بزرگ آریایی ها؛از داستان تا واقعیت، آیا آن ها از قطب شمال آمده بودند؟/4
داستان مهاجرت بزرگ در تاریخ کهن بشر
اگر چه آدمی پیوسته در سفر و تغییر مکان است و این از زمانهای قدیم با ییلاق و قشلاق وسفرها همراه بوده است اما به تحقیق یک مهاجرت بسیار بزرگ در فرهنگ همه اقوام وجود دارد که از آن نامبرده شده است.براین مبنا بیشتر اقوام ونژادهای کهن جهان معتقد هستند که روزگاری در میانه وبالای جهان زندگی میکردند و اما روزی با تازش اهریمن و خرابی آن بهشت زیبا مجبور به مهاجرت به مکانهای دیگر زمین شده اند! مایاها و تولتکها معتقدند که از شهر صلیب آمده اند ایرانیها به ایرانویج عقیده دارند سرزمینی زیبا که با تازش اهریمن نابود و بعد آنان به نیمروزان مهاجرت میکنند سومریان این سرزمین را دیلمون مینامند و چینیها آنرا شانگ ته نامند مصریها آنرا تانیتر و ژاپنیها نیز آنرا اونوگورجیما میدانند اکدیها آنرا سرزمین خارسک کورا دانسته اند و هندیها آنرا ایلاورته گفته اند در سوئد و نروژ آنرا اسگرد میدانند و در کتاب مقدس آنرا عدن نام است و نامهای فراوان دیگر اکنون اگر از مهاجرت بزرگ آریاییان که در آثار کهن ایرانی چون اوستا هم به آن اشاره شده سخن میرود منظور همین مهاجرت بزرگ نخستین بشری است مهاجرتی که بسیار پیش تر از تاریخهای شناخته شده هر ملتی اتفاق افتاده؛به عبارتی دیگر مهاجرتی بزرگ که آنرا فقط در بخشهای تاریخ فراکهن ملتها میتوان قرار داد.مهاجرتی که انقدر از تاریخهای ما فاصله دارد که زمان دقیق آنرا نمیتوان مشخص نمود! اما آنچه از لابلای اسطوره ها و گفتار بومیان بدست می آید باقیمانده های آن مردمان اگر شاید حتی در غارهای سرد و تاریک سکنی گزیده بودند. اما هماره به گذشته خویش با افتخار نگاه میکردند. و نقش سرزمین کهن خود را در هر جایی ترسیم میکردند!
لقمان بال گنگادهار تیلاک نویسنده کتاب میهن قطبی در وداها:«آریایی ها نه بومی اروپا بودند و نه آسیای مرکزی, بلکه وطن اصلی آنها در دوران پارینه سنگی جایی نزدیک به قطب شمال قرار داشت و سپس از آنجا به طرف جنوب و مناطقی در آسیا و اروپا مهاجرت کردند. دلیل مهاجرت آنها یک انگیزه ناگهانی و غیرقابل مقاومت نبود, بلکه شرایط اقلیمی موطن اصلی شان دچار تغییرات نامطلوب شده بود. اوستا حاوی مطالبی است که این نکته را تایید میکنند, اما محققین این محتویات را بی ارزش خوانده اند, محققینی که کارشان بر اساس نظریه هایی بود که تاریخ تمدن انسان را به دوران مابعد یخبندان محدود میکردند عقیده داشتند محتویات اوستا با محتویات ودایی تناقض دارد. اما امروز به کمک داده های گسترده تری که کشفیات علمی جدید در اختیار ما قرار داده, میتوان نشان داد که سنت های اوستایی حاوی حقایق تاریخی واقعی است که مورد تایید وداها هم قرار دارد.» ال. بی. جی. تیلاک, کتاب میهن قطبی در وداها
نفس خویش←@nafsma→
نظریه ی جدید در موضوع مهاجرت بزرگ آریایی ها؛از داستان تا واقعیت، آیا آن ها از قطب شمال آمده بودند؟/5
یکی از دلایل واضح که نشان میدهد آریاییان در قطب شمال سکونت داشتند احکام دینی موبدان برای زمستانهای تاریک و تابستانهای روشن بوده است.
در واقع این پرسش مطرح است که:چرا نمازهای زرتشتی و دفن مردگان در زمانهای کهن در زمستان تعطیل بوده است؟!
آنگونه که از متون کهن هم هندی و هم ایرانی بر می آید در زمستانهای کهن! همواره خورشید در حالت هاون یا طلوع بوده و هیچگاه از افق بیرون نمی آمده است. و بالطبع نمازی هم نبوده! اما تابستانها روزها معمولی میشده و ظهر و غروب هم وجود داشته و خورشید سیر طبیعی خود را داشته پس میتوانستند با حرکت آفتاب در تابستان نمازهای پنچ گانه را در محل طلوع، ظهر، غروب و نیمه شب بخوانند. اما در هوای تاریک یا نیمه روشن زمستان نماز تعطیل بوده است!علاوه بر نماز احکام دیگری را در متن نمونه از کتاب بندهشن ( کتاب دینی ایرانی) را میابیم که اثبات میکند : ظاهرا"هنوز ایرانیان تا آنزمان در کمربند قطبی زندگی میکردند!و فرایض را بصورت قطبی انجام میدادند. مثلا" آریاییان کهن برای دفن مردگانشان منتظر میماندند تا بعد زمستان و در آغاز روز و تابستان مردگان را دفن کنند! چون در تاریکی دفن انجام نمیشده و کاری ناروا بوده است !آریاییان کهن برای هفته ها مردگان را در کته ایی در نقطه ایی تاریک و سرد خانه قرار میدادند تا در تابستان و روشنی به تدفین آن بپردازند. (به کتاب کشور هفتم مراجعه نمایید)
متن بندهشن:
"...هیربدان برای احکام نسا ( دفن مرده) و چیزهای دیگر (نماز ) در تابستان و زمستان چنین عمل میکردند:بدان هفت ماه که تابستان، که رپیهوین را بستایند (نماز)، گاه روزان و شبان پنج است که بامداد ،گاه هاون (سحر)، نیمروز، گاه رپیهوین (ظهر)، ایواره، گاه اوزیرین (مغرب)، و هنگامی که ستاره پیدا آمد نیمشب، گاه ایوی سروسریم و از نیمشب تا ستاره ناپیدا شود گاه اوشهین (عشا) یاسپیده دمان ( نماز خوانده میشود)اما در زمستان چهارگاه باشد ، از بامداد تا ازیرینگاه سراسر هاونگاه ( همه روز نیمه روشن و خورشید در حالت طلوع یا سحر ) است. بندهشن بخش 10 ص 106
خوب دوستان همانگونه که در مطالب بالا خواندید گزارش ایرانیان کهن از زمستانها در تمام روز حالتی شبیه به سحر و فضای نیمه تاریک بوده است. امروز با اشراف به موقعیت نخستین ایرانویج در مدارات قطب شمال البته این متن حل شده است.اما این متن مبهم که از احکام دینی در فصل زمستان بوده است شاید همیشه بی معنی جلوه مینمود خصوصا" اینکه هیچ کجای ایران بزرگ چنین وضعیتی نداریم که زمستان تمام روز هوا نیمه تاریک باشد! و از اینرو هیچگاه تفسیر درستی از این متن نشده بود اما دیدیم که با پیشرفت دانش، اسرار تاریخ بیشتر آشکار میشود و متون مذهبی مبهم! که روزگاری به غلط بودن و بیریطی و دری وری گویی متهم میشدند چگونه درستی آن اثبات میشود. اکنون باید بیاموزیم هیچ چیز اثبات شده و مسلمی وجود ندارد و ممکن است هر باوری روزی تغییر نماید.
نکته:تحریم دفن مردگان و تدفین در سنگ ها نوعی واکنش نسبت به تاریکی هوا و زمستان قطبی بوده چه بسا در بعضی از نقاط به خاطر عدم تدفین روی به آتش زدن مردگان نیز می آورند همان گونه که می دانید در اوستا نیز آتش زدن مردگان آمده اما به دلیل تقدس آتش فردی که مرده را آتش می زد حکمش مرگ بود،اما در دیگر نقاط دنیا اقوامی یافت می شود که همچنان مرده را آتش بزنند،گویا آتش زدن مرده رواج آنچنانی نداشته و در موارد خاص مثل بیماری ها یا موارد این چنینی در شب های تاریک قطب انجام می شده/پایان
نفس خویش←@nafsma→
شهادت رئیس جمهور مجاهد و مردمی و همراهان ایشان را خدمت مردم شریف ایران تسلیت عرض می کنیم.
#خادم_مردم
#سید_شهیدان_خدمت
نفس خویش←@nafsma→
«نَّفْس خویش»
شاید گمان برید تاریخ نگارش یک متن قدیمی تنها مشخص کننده زمان واقعی یک دستنویس باشد و شاید عدد هزار س
زمستانها و تابستانهای بزرگ در دوره های ده هزار ساله (تِئوری کرول)
نفس خویش←@nafsma→
زمستانها و تابستانهای بزرگ در دوره های ده هزار ساله (تِئوری کرول)
فصول بزرگ: سر ربرت بال" (Sir Robert Ball) اما معتقد است به جای عوامل زمین شناسی در ایجاد یخبندانها یا گرماها بهتر است به سراغ عوامل ستاره شناسی و خورشیدی و نظمهای دقیق آن روی آوریم که در اینصورت مسائل حل و مشکلات برطرف میشود. "تئوری کرول" یکی از پرطرفدارترین نظریههای یخبندان است که مبنای آن خروج از مرکز مدار زمین و تغییرات گردشی محور زمین در دورههای 26 هزار ساله موسوم به "حرکت تقدیمی" است.
"جیمز کرول" در کتاب "آب و هوا و زمان" (Climate and Time, in Their Geological Relations) که در سال 1875 ارائه شد. مشخص ساخته که ما هر21 هزار سال شاهد تغییرات دمایی در کره زمین هستیم یعنی هر حدود ده هزار و پانصد سال جای فصول با هم عوض میشود. بنابراین تغییر موقعییت محوری زمین میتواند تغییراتی در فصول زمین ایجاد کند. در توضیح این اثر باید گفت: مدار گردش زمین به دور خورشید در روزگار ما بیضی نزدیک به دایره است و در نتیجه هوای متعادلی را ایجاد مینماید اما این مدار در هر حدود 21 هزار سال (دو دوره تقریباً ده هزار و پانصد ساله) تغییر میيابد و از آنجا که خورشید کاملاً در مرکز مدار زمین نیست با بیضیتر شدن مدار گردش زمین نتیجتاً زمین یا به خورشید نزدیکتر است (حضیض) یا از خورشید دورتر (اوج) که از همین دور و نزدیکی زمین به خورشید روزهای زمستان یا تابستان هر کدام بیشتر یا کمترمیشود و در نتیجه تابستانهای گرم یا زمستانهای سرد و یا برعکس زمستانهای ملایم و تابستانهای خنک اتفاق خواهد افتاد (جابجایی فصول در دورههای تقدیمی زمین) مثلاً اگر انقلاب زمستانی امروز در حدود اوایل دی ماه اتفاق میافتد درده هزار سال آینده در اول بهمن ماه خواهد افتاد که همین طول زمستان رسمی (نه تقویمی) را حدود یک ماه افزایش خواهد داد. پس در اینصورت یخهای ایجاد شده فرصت خوبی دارند تا ماندگار شوند و تابستانهای کوتاه فرصت آب کردن آنها را نداشته باشد و همینطور به مرور قطر یخها اضافه شود تا دورههای یخبندانی در جهان فراگیر و تثبیت شود. ( کتاب کشور هفتم ص 175)
نفس خویش←@nafsma→
حرکت تقدیمی زمین در دوره های 26 هزار ساله مدار زمین را کم کم از دایره به بیضی نزدیک میکند که بر میزان دریافت نور خورشید بر زمین موثر است و یخبندانها و گرماهای دوره ایی را بوجود می آورد (کشور هفتم ص 177)
نفس خویش←@nafsma→
اهرام سه گانه مصر هم تراز و با هم در امتداد نقاطاصلی(شمال_جنوب_شرق_غرب)هستندبه عقیده باستان شناسان چنین دقتی برای زمانی که پهباد و ابزار مهندسی وجود نداشت باور نکردنی است.
نفس خویش←@nafsma→
«نَّفْس خویش»
اهرام سه گانه مصر هم تراز و با هم در امتداد نقاطاصلی(شمال_جنوب_شرق_غرب)هستندبه عقیده باستان شناسان
چرا تصاویری مانند تصویر بالا که اهرام را در راستای سه ستاره کمربند شکارچی نشان داده اشتباه است!؟
حال بر اساس مطالب فوق و تئوری کرول و اساس نظریه ی هفت کشور که بار ها و بار ها مطالبش را در کانال قرار دادیم می توانید با ذهن باز تری این نوع مطالب را نقد کنید.
پاسخ ساده است: چرا که هر 2150 سال نقشه آسمان حدود سی درجه جابجا میشود و حتی ستاره قطبی نیز جای خود را عوض میکند مثلا در زمان ساخت اهرام ستاره قطبی در آلفای خرس کوچک نبوده و قطب زمین را ستاره آلفای اژدها که به ثعبان معروف است نشان می داده است. پس هندسه صور فلکی که در آسمان می بینیم بی شک در پنج هزار سال پیش بگونه ایی دیگر بوده و در راستای امروزی نبوده است. مگر اینکه عمر اهرام بیش از بیست و شش هزار سال بوده باشد و آسمان یک دور تقدیمی را طی کرده و فرض کنیم در آن زمان در جایگاه امروز قرار داشته است!
نفس خویش←@nafsma→
هدایت شده از «نَّفْس خویش»
تقسیمات هفت کشوری در متون کهن ایرانی بر پایه نور آفتاب:
تقسیمان هفت کشوری در متون کهن ایرانی (جغرافیای کهن) آگاهی عظیم مردمان هزاره های دور و دانش شگفت انگیز خردمندان گمنام ایرانی را آشکار میسازد. این تقسیمات حداقل باید به ده تا دوازده هزار سال پیش مربوط باشد! چرا که کشور هفتمین در قطب شمال، بنا بر داده های زمین شناسی و اقلیمی چندین هزاره است که از صفحه گیتی ناپدید شده است! و بی شک مشخصاتی که در کتابهای قدیم ایرانی از این سرزمین آمده رونویسی از متون بسیار کهنتری بوده است.
نفس خویش←@nafsma→