eitaa logo
«نَّفْس خویش»
1.2هزار دنبال‌کننده
376 عکس
33 ویدیو
8 فایل
مـن نـدانـم اهـرمـن‌ام یـا انـسان... خـود هواۍ نفـس خـودم یـا شیـطان...› حرفی که قراره راز باشه،هرگز از زبان جاری نمی شود.اینجا از ناگفته های که روزی راز بودند خواهیم گفت کانال تلگرام:https://t.me/+Y2quAhtVDJQ3MjFk
مشاهده در ایتا
دانلود
یک تصویر دقیق، رنگارنگ و پُرجزییات از سلول انسان، که با استفاده از داده‌های «کرایو الکترون میکروسکوپی»، «ان ام آر» و «ایکس رِی» ساخته شده است. فوق‌العاده زیبا و حیرت‌انگیز است. گویی درحال تماشای شهری از نمای بالا هستیم، با شهروندانی که در تکاپو و تعامل با یکدیگرند تا وظایفشان را به بهترین شکل به انجام برسانند. اگر همۀ اینها محتویات فقط یک سلول است، تصور کنید بدن انسان چه کهکشان عظیمی است که ۳۷ تریلیون از این سلول‌ها دارد. به معنای واقعی ما یک هستی شگف‌انگیزیم؛ بی‌انتها، ناشناخته، پیچیده، پرجنب‌وجوش و البته بسیار زیبا، به قول هاتف اصفهانی که در آن ترجیع‌بند معروفش می‌فرماید: دل هر ذره را که بشکافی آفتابیش در میان بینی عکس از: Evan Ingersoll و Gael McGill ‌ نفس خویش←@nafsma→
هدایت شده از ܭـࡅ߳ـیـبـــــܘ...🪴
حمل ماهی های غول آسا و صید شده از رودخانه کارون،از بزرگی این ماهی ها همین بس که با الاغ و قاطر جابجا می شدند 🦈 🎨نقاشی:مادام ژان دیولافوا،۱۸۸۷ خوزستان @katebeh_com
در کتابی مربوط به قرن 13که ظاهرا دانشمندان سوریه آنرا نگاشته اند؛ طرز ساخت سلاح موشک مانندی که رو، یا زیر آب حرکت کند توضیح داده شده که از نفت،شوره و ترکیبی از فلزات مختلف ساخته میشود! نفس خویش←@nafsma→
نقشه‌کشی‌در‌معماری‌ایرانی_اسلامی،فواصل نجومی در معماری ایرانی به زبان ساده نفس خویش←@nafsma→
در قوسهای تیز دو ناحیه بسیار مهم وجود دارد یکی که از پای کاردر اینجا نقطه B تا زاویه 22.5 درجه امتداد میابد را به اصطلاح بنایی قدیم ناحیه شکر گاه گویند که در اینجا با نقطه M نشان داده شده ناحیه دیگری را که تا 67.5 درجه از پای کار قرار میگیرد را ناحیه ایوارگاه یا آوارگاه نامند در اینجا با نقطه N نشان داده شده است. نفس خویش←@nafsma→
«نَّفْس خویش»
نقشه‌کشی‌در‌معماری‌ایرانی_اسلامی،فواصل نجومی در معماری ایرانی به زبان ساده نفس خویش←@nafsma→
نقشه‌کشی‌در‌معماری‌ایرانی_اسلامی،فواصل نجومی در معماری ایرانی به زبان ساده/فرشاد فرشید راد شکرگاه ناحیه ای است که قوس زیرین طاق از این ناحیه در فشار شدید قرار دارد و نقطه آسیب پذیر طاق یا گنبد است که آنرا با قوسهای کوچک میسازند تا گنبد شکسته نشود برخی شکرگاه را سر خود به شکن گاه تغییر دادند و شکر را درست ندانسته اند (حتی استاد گرامی من گفت مگر مغازه قنادی است که شکر داشته باشیم! ) حال آنکه شکر درست است این واژه خود به معنی شکستن هم هست و آن در لغتنامه برهان قاطع آمده است. شکریدن و شکار نیز از این واژه برمیآیند. پس بهتر است حتی در یک حرف قدما هم دست نبریم.! از ناحیه شکر گاه تا ایوارگاه ناحیه ای بحرانی برای خود پوسته گنبد است. اما از ایوارگاه تا افراز گنبد یا نوک گنبد به نسبت دو نقطه قبلی بحرانی بودن کمتری دارد. اگر شکرگاه ضعیف باشد گنبد میریزد اگر ایوارگاه در جای نباشد پوسته گنبد میریزد (شاید واژه آوار از همین آمده باشد. ایوارگاه نیز یعنی غروبگاه) ناحیه بین شکرگاه و ایوارگاه را شانه مینامند اما پرسش من از علاقمندان این است این دو زاویه که میل گنبد نام دارد با کدام زوایای نجومی تقریبا" برابر است.؟! پاسخ سوال: زوایای ۲۲/۵ درجه و ۶۷/۵ درجه به ترتیب تقریبا زوایای انحراف زمین و زاویه مدار قطبی است. ایوار در پهلوی به معنای غروب است و آن زمانی است که در اول دی ماه از زاویه مدار قطبی به بالا کاملا تاریک و مدارات شمالی کمترین نور  خورشید را دریافت میکند. این نسبتها در گنبد ایرانی که نمونه گنبد آسمان است دیده میشود. سخن در معماری ایرانی و نسبتهای نجومی آن زیاد است که به یاری خدا در کتاب "هفت گاهان در گاهشماری ایرانی" که سال آینده  منتشر میشود خواهد آمد. نفس خویش←@nafsma→
هدایت شده از اخبار سوریه
این عکس خیلی حرف دارد؛ نباید از آن ساده گذشت. شما فکر کنید که به ناگهان چنگیز بعد از 700 سال دوباره متولد شده باشد. آن خطی که می‌بینید همین عید نوروز در تبریز روی تخم‌مرغ نوشتند و در وسط شهر گذاشتند. می‌ترسم حرف بزنم چرا که حوصله دردسر را ندارم ما با ترکیبی از توحش مغولی، توهم اردوغانی، تلبیس انگلیسی و حماقت محض روسی طرف هستیم که باعث شده تا این تروریست‌های تکفیری چندملیتی وارد سوریه شوند و نام خودشان را انقلابیون! بگذارند و شروع به اشغال شهرها و خانه‌های مردم سوریه کنند. این تجربه تاریک و عجیبی در تاریخ منطقه ما است که برای همیشه به یادگار خواهد ماند... @SyrianKhabar
«نَّفْس خویش»
چند روز پیش چنین چیزی را در رسانه ها دیدم و بسیار متاسف شدم،نماد های نوروز با زبان مغولی!! ابتدا قص
ریشه شناسی اساطیری نماد های پانترکی؛ گرگ،نماد نسبت خانوادگی چنگیز از گرگ زادگان چه می دانید؟ آیا چنگیز شخصیتی نیمه خدا بین مغولان داشت؟ گرگ نماد مقدس ترکان و مغولان از کجا آمده؟ دلیل فتنه انگیزی ترکیه علیه ایران در آن سوی ارس و سوریه چیست؟ نفس خویش←@nafsma→
«نَّفْس خویش»
ریشه شناسی اساطیری نماد های پانترکی؛ گرگ،نماد نسبت خانوادگی چنگیز از گرگ زادگان چه می دانید؟ آیا چن
ریشه شناسی اساطیری نماد های پانترکی؛ گرگ،نماد نسبت خانوادگی چنگیز/1 بخش اول:در کتاب تاریخ سری مغولان حکایتی آمده که جده چنگیزخان در حالی که دو پسر کوچک داشته شوهرش می میرد و پس از آن بدون ازدواج صاحب سه پسر می شود. هنگامی که دو پسر وی با هم صحبت می کنند که مادر ما چگونه باردار شده؟ وی می شنود و پس از مدتی به آنان می گوید که این سه پسر من منشا آسمانی دارند: ۱۷- در این موقع دوبون مارگان از بین رفت. چون دوبون مارگان از بین رفت، آلان قوا [که بی شوهر مانده بود]، بدون داشتن شوهر، سه فرزند به دنیا آورد که به اسامی بوقوقتقی ، بوقاتوسالجی و بودونچر مونگقاق نامیده شدند. ۱۸- دو پسری که قبل از [مرگ] دوبون مارگان به دنیا آمده بودند: بالگونوتای و بوگونوتای، در خفای مادرشان با خود گفتند: «مادرمان که برادران ارشد یا اصغر ندارد، و پسر عمویی هم ندارد، و با آنکه بدون شوهر است، این سه فرزند را به دنیا آورده. تنها مردی که در خانه هست، مالیق بایااودای می باشد. آیا این سه، پسر او نیستند؟». مادرشان آلان قوا، فهمید که آنان در خفای وی با خود چنین گفتند. ۱۹- یک روز بهاری، که مشغول پختن گوسفند خشک شده بود، پنج پسر خود، بالگونوتای، بوگونوتای، بوقوقتقی، بوقاتوسالجی و بودونچر مونگقاق را به صف نشانید و به هر یک از آنان یک تیر چوبی کمان داد و گفت که آن را بشکنند. هر یک تیر چوبی خود را گرفت و شکست و به گوشه ای انداخت. سپس پنج تیر چوبی کمان را با هم گرفت و به آنان داد و گفت : « آنها را بشکنید». هر یک، یکی پس از دیگری، آن پنج تیر چوبی را گرفتند. ولی هر یک، یکی پس از دیگری، موفق به شکستن آن نشدند. ۲۰- آنگاه آلان قوا، مادرشان [چنین] گفت: «شما، دو فرزند من بالگونوتای و بوگونوتای، نسبت به من ظنین شده اید و با یکدیگر گفتید: «او این سه پسر را به دنیا آورده. اینان پسران که اند و چطور؟». شما ظن بردید و صحیح هم بود. ۲۱- «هر شب مردی زرد نورانی از روزن بالای خرگاه يا از درز روشن پنجره وارد می شد و بر شکم من دست می مالید، و پرتو نورانیش در شکم من فرو می رفت. چون خارج می شد، مانند گرگ یا سگ زردی در اشعه آفتاب یا ماه می خزید و خارج می شد. چه ثمر که با گفته جواب شما را بدهم؟ برای کسی که درک کند، این علامت مسلم است که این سه پسر می بایستی فرزندان آسمان باشند. چگونه شما آنان را با 《مردان سر سیاه》 مقایسه می کنید؟ ایشان سلاطین همه خلایق خواهند شد، و آنگاه مردم عادی به خوبی درخواهند یافت. } (تاریخ سری مغولان صفحه ۲۳ و ۲۴) نفس خویش←@nafsma→
ریشه شناسی اساطیری نماد های پانترکی؛ گرگ،نماد نسبت خانوادگی چنگیز/2 بخش اول:اجداد اولیه ترک ها اعتقاد داشتند که ترک ها از بچه ای که از یک ماده گرگ خاکستری زاده شده بود بوجود آمده اند . در قرن هشتم میلادی که ترک هابا اسلام آشنا شدند این اسطوره نیز اسلامی شد و گفته شد قبایل ترک از پشت پسران حضرت نوح بوجود آمده اند.خان های گوگ ترک ها درمقابل فرارگاهها و اقامتگاههایشان علمی نصب می کردند که شکل کله گرگ را داشت . سایر تیره های ترک نیز که در آسیای مرکزی حکومت کرده اند در باره منشاء پیدایش خودشان همواره روی عنصر گرگ تاکید می کردند .طبق این اسطوره خان های اویغور نیز که خود را از نوادگان گوگ ترک ها می دانستند همواره علم فلزی (سنجاق) با خود حمل می کردند که بشکل کله گرگ بود . گردیزی می نویسد که « مویون – چور»، خان بزرگ اویغور ها یکی از ژنرال های چینی را وادار کرده بود که در مقابل پرچم گرگ خاکستری به خاک بیافتد .بعد از تشکیل امپراطوری مغول اسطوره هائی که در باره منشاء ترک ها موجود بود به سلاله چنگیزخان نیز نسبت داده شد و آن عده از سلاله های ترک که در تشکیل امپراطوری مغول شرکت کرده بودند ، اصل و نسب خود را با چنگیز خان یکی می دانستند . حکومت های ترک که در اتحادیه (فدراسیون) قبچاق وارد شده بودند خود را با چنگیزخان هم منشاء می دانستند و در اثری بنام «چنگیزنامه» دو اسطوره در باره سلاله چنگیزخان قید شده است یکی از این اسطوره ها خیلی شبیه روایت چینی ها در باره منشاء اویغورها است طبق این اسطوره خان «آق دنیز» (دریای سفید) دختری بسیار زیبا بنام «اولاملیک» داشت که در زبان مغولی بمعنی غزال (مارال) می باشد. این دختر بقدری زیبا بود که وقتی می خندید درختان خشکیده گل می دادند و وقتی قدم در زمین خشگ می گذاشت زمین پر ازسبزه می شد. پدر دختر برای اینکه ماه وخورشید اورا نبینند وی را درقصر بزرگی مخفی کرده بود. روزی هنگامی که دختر از پنجره قصر به بیرون نگاه می کرد آفتاب به صورتش خورد و از نور خورشید حامله شد و بعد از سپری شدن دوران حاملگی پسری بدنیا آورد که اورا « دوبون – بایان» نام نهادند . می دانیم که « دوبون – بایان» یکی از اجداد چنگیزخان است و باین ترتیب منشاء چنگیزخان را به نور(گرگ یا سگ) نسبت می دادند .اسطوره دوم درباره افسانه «آلان – قوآ» مادرچنگیزخان است . آلان قوآ بعد از مرگ شوهرو بیوه شدنش از روحی که بصورت نور وارد می شود و بشکل گرگ خاکستری خارج می گردد حامله شده و چنگیزخان را بدنیا می آورد. در این اسطوره گرگ خاکستری با نور یکی شده است .مورخین مسلمان که تاریخ مغولان را نوشته اند هیچکدامشان از گرگ خاکستری سخنی بمیان نمی آورند ابوالقاضی خان و رشیدالدین که اعلام میکنند « چنگیز نامه» های زیادی دیده‌اند و در باره منشاء مغول ها اظهار نظر کرده اند از «بورت – چینه» که در زبان مغولی بمعنی گرگ خاکستری است تنها بعنوان یک شخصیت نامدار یاد می کنند . طبق نوشته همین مورخین «آلان‌قوآ» از انسانی که در میان نور از آسمان نازل شده بود حامله شده وچنگیزخان را زائیده است . نفس خویش←@nafsma→
ریشه شناسی اساطیری نماد های پانترکی؛ گرگ،نماد نسبت خانوادگی چنگیز/3 بخش اول:در مورد اصل و نسب چنگیزخان مطالبی آورده شد که فهم و درک آن و چینش پازل ها بر عهده خود مخاطب می باشد،اما نکانت قابل توجه در این افسانه ها،گرگ زاده بودن چنگیز است،در گذشته سگ و گرگ و شیر از یک نژاد و ریشه بودند،در برخی اساطیر مغولی ترکی نام سگ و در برخی نام گرگ درباره منشا تولد چنگیز یاد می شود،به هر حال می شود اینطور برداشت کرد که چنگیز فردی نیمه انسان نیمه خدا بین مغولان بوده،در باره زندگی باطنی چنگیز به این نکته بسنده کنیم که او قبل از شروع فتح الفتوح های خود 30سال در هیمالیا پنهان بوده و تحت تعالیم باطنی شمن ها قرار داشته،یکی از افسانه های پر بازگو بین مردم مغولستان استفاده ی چنگیز از شیاطین گرگ نما یا سگ نما در فتح الفتوح های خود بوده،به حدی که می گفتند لشکریان چنگیز زوزه کنان به سمت دشمن تاخت و تاز می کردند. اما در مورد سگ سر ها نیز در اساطیر اسلاوو نکات قابل توجه ای نیز هست،گاهی سگ سر ها در ایغورستان زندگی می کردند و گاهی در ترکیه امروزی:«افسانه های دیگری هم درباره سگ سرها وجود داشت. موجوداتی بسیار وحشتناک با سر سگ که فقط یک چشم و یک پا داشتند و قادر بودند مسافت های طولانی را چنان با سرعت زیادی بدوند که رهایی از دست آنها ممکن نباشد. البته آن ها موجودات نامیرا و نابودگری بودند!! بعدها انسان از خداوند خواست که این موجودات نامیرا را بمیراند و خدواند نیز چنان تیر غیبی حواله کرد که همه سگ سرها نابود شدنداما علاوه بر همه این ها افسانه دیگری هم وجود دارد که در کرانه هایی از زمین سگ سرها زندگی می کنند. اوکراینی ها حتی در قرن نوزدهم نیز باورشان این بوده است که سگ سرها در مناطقی از ترکیه و در آن سوی رود دانوب زندگی می کنند»(کتاب اسطوره های اسلاوهای شرقی صص 69 و 70) نکات پایانی در بخش اول: به دلیل اهمیت و دشمنی کشور ترکیه و رژیم باکو در کانال بیشتر در مورد اهداف و اساطیر ترکی مغولی خواهیم گفت،شاید کمتر گفته شده باشد اما انجمن های سری شمنی_مغولی در کشور دشمن یعنی ترکیه وجود دارند که در تلاش برای احیا امپراتوری چنگیز در ظاهری شبیه به عثمانی هستند(یعنی از نام عثمانی برای فریب اسلام گرایان استفاده می کنند) اهداف شوم آنها صرفا به سوریه و ادلب و حلب خلاصه نمی شود و دنبال چند پاره کردن کشور عزیز ما و احیا تمدن چنگیز هستند،هشدار ها را در مورد پروژه ی پانترکیسم بسیار جدی بگیرید و به شدت به آن حساسیت نشان دهید چون در حال حاضر بزرگ ترین دشمن ما همین انجمن های شمنی_مغولی، ترک زبان هستند. نکته:اصل و نسب چنگیزقاآن به بُرتاچینو می‌رسد،گرگ را در مغولی «بُرتا» یا «بُرته» می‌گویند؛ و بُرتاچینو به‌معنای گرگ خاکستری یا گرگ آبی‌رنگ است. نفس خویش←@nafsma→
«نَّفْس خویش»
این عکس خیلی حرف دارد؛ نباید از آن ساده گذشت. شما فکر کنید که به ناگهان چنگیز بعد از 700 سال دوباره
مردم سوریه از ترس عقرب جراره به مار غاشیه پناه بردند،و این تازه شروع دشواری ها و جنگ های سوریه ست. بشار اسد هم سرنگون شد،و این رخداد سریع نیز بار دیگر تئوری ابن خلدون تاریخدان قرن هشتم،در مورد سرنگونی حکومت ها را تایید کرد.دوران تنزل حکومت ها معمولاً کند است اما زمان سرنگونی وقتی سر رسید برق آسا است و هیچ چیز نمی تواند مانع آن شود. نفس خویش←@nafsma→