eitaa logo
«نَّفْس خویش»
1.2هزار دنبال‌کننده
376 عکس
33 ویدیو
8 فایل
مـن نـدانـم اهـرمـن‌ام یـا انـسان... خـود هواۍ نفـس خـودم یـا شیـطان...› حرفی که قراره راز باشه،هرگز از زبان جاری نمی شود.اینجا از ناگفته های که روزی راز بودند خواهیم گفت کانال تلگرام:https://t.me/+Y2quAhtVDJQ3MjFk
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5938077923520029620 (1).pdf
حجم: 5.5M
مقاله ای در مورد عقاید نصیریه از مایر مایکل براشر(علویان سوریه) بسیار جالب و ارزشمند درباره اهمیت نوروز در عقاید نصیریه و احترام خاصی که آنان برای اردشیر بابکان و شاهپور اول قائل هستند و نیز ستایش کیقباد و کیکاووس و کیخسرو و ولهراسب و سیروس و کیومرث و طهمورث و جمشید و فریدون و.... تکریم آتش و نور و نیایش ویژه برای مهرگان به فارسی و اعتقاد به بهمن و....... خلاصه آیینی است کاملا آمیخته با عقاید ایرانیان باستان. نفس خویش←@nafsma→
با گشتن توی فضای مجازی غربی ها و مردم مثلا فرنگی به چیز های عجیب و غریب شبه علمی میرسم که کرک و پر آدم رو میریزه،با دیدن چند نقاشی قدیمی و صرفا شباهت چشم گربه به خزندگانی مثل مار،گربه را گونه ای خزنده می دانند و او را متفاوت از دیگر گربه سان ها در نظر می گیرند(باز هم صد رحمت به زمین تخت گرایان خودمون) نفس خویش←@nafsma→
گفته اند سال ۷۲۵ پیش از میلاد گشتاسب به آيين زرتشت گرويد و برگ جدیدی از تاریخ ایران نوشته شد. همچنین جنگ های دینی نیز آغاز گشت،جایی که رها کردن کیش کهن پهلوی(یا به گفته ی خیلی ها مهر پرستی) و پذیرش کیش زرتشتی توسط شاه ایران جنجال ها به پا کرد،پیامد های پذیرش زرتشت توسط گشتاسب،از یورش اَرجاسب پادشاه توران به ایران تا جنگ رستم و اسفندیار و کشته شدن پسرش اسفندیار در این جنگ بود يك هفته به آغاز بهار،"گشتاسپ"، شاه كيانی،به آيين زرتشت گرويد.گشتاسپ پس از نزديك به دو سال مذاكره و بحث با فرستادگان زرتشت،قانع شد و پذيرفت كه از پيروان آموزشهای او باشد.برخی از مورخان، زمان آن را سال ۷۲۵ پيش از ميلاد نوشته‌اند. نفس خویش←@nafsma→
«نَّفْس خویش»
گفته اند سال ۷۲۵ پیش از میلاد گشتاسب به آيين زرتشت گرويد و برگ جدیدی از تاریخ ایران نوشته شد. همچن
طبق شاهنامه ارجاسب پادشاه توران به بهانه پذیرش کیش زرتشت توسط گشتاسب به ایران حمله می کند و‌ همچنین کشته شدن ارجاسب توسط اسفندیار پسر گستاسب،ارجاسب در نامه به گشتاسب نوشته: برافگندی آیین شاهان خویش بزرگان گیتی که بودند پیش رها کردی آن پهلوی کیش را چرا ننگریدی پس و پیش را نفس خویش←@nafsma→
«نَّفْس خویش»
الفگی (alafeh) یا شب علفه،رسمی کهن با رنگ و بوی اسلامی که با چهارشنبه سوری پیوند خورده است. آیا شب ع
پنج شنبه آخر سال و عید مردگان یا روز الفه به یاد همه درگذشتگان سنتی دیرینه با رنگ و بوی اسلامی. زندگان برای مردگان عید بر پا می کنند و به آرامستان ها سری می زنند فاتحه ای قرائت می کنند،شمع و بخور روشن می کنند و گاهی چراغ می گذارند و حتی در آرامستان غذا و خوراکی می خورند نفس خویش←@nafsma→
«نَّفْس خویش»
پنج شنبه آخر سال و عید مردگان یا روز الفه به یاد همه درگذشتگان سنتی دیرینه با رنگ و بوی اسلامی. زند
پنج شنبه یا پنجه آخر سال یا فروردگان یا جشن مردگان،از جشن های کهن ایرانی ست که ادغام شد با سنت های اسلامی و همچنان در بسیاری از نقاط ایران پاسداری می شود. در سده ۵ ق ابوریحان بیرونی در التفهیم و گردیزی در زین‌الاخبار به این آیین با نام « فروردگان / پروردگان » اشاره کرده‌اند.زرتشتی‌ها در گاهشماری « پنجه آخر سال » داشتند؛گرامی داشتن پنجشنبه در تقویم جدید برای زیارت قبور، از این‌جا آمده،زرتشتی‌ها دخمه و استودان داشتند،با کتیبه‌های پهلوی که در سرتاسر ایران دیده می‌شوند،به هر حال این سنت همان طور که قبلا هم گفتیم با چهار شب سوری که امروزه به نام چهارشنبه سوری شناخته می شود پیوند خورده و امروزه به شکل دیگری با احترام به مردگان قبل از نوروز و بعد از نوروز به مدت ده روز انجام می شد. برپایه مندرجات کتاب بندهشن در این روزها تمام ارواح گذشتگان به خانه‌های خود بازگشت نموده و در میان خویشاوندان و فرزندان و بازماندگان خود به‌سر می‌برند.(گاه‌شماری و جشن‌های ایران باستان،ص۳۹۴) ایرانیان پیشین بر این باور بودند که بایستی در این روزها پذیرایی شایانی از ارواح نیاکان خود بنمایند. زرتشتیان کنونی نیز مانند پدران و مادران و نیاکان خود این روزها را به نام فروردگان) یا پروردگان جشن می‌گیرند و خانه را آب و جاروب کرده و همه نوع گل سبزی و ظرفی آب تمیز و مجمری آتش که پیوسته با عود و عنبر و صندل می‌سوزد حاضر می‌نمایند و به خواندن دعای معروف به فروردین یشت که مخصوص فرورهای پاکان عالم است مشغول و به تمام ارواح گذشتگان درود می‌فرستند و آن‌ها را به خانه خود دعوت می‌کنند.در فروردین یشت، فرگرد چهل،در این باره چنین آمده است: «فروهرهای مقدس و نیک و توانای پاکان را می‌ستاییم که در هنگام آخرین جشن فصلی سال از آرامگاه‌های خویش پرواز نموده در مدت ده شب و روز پی در پی در اینجا بسر ببرند.» ابوریحان بیرونی درباره این جشن چنین می‌نویسد: «ایرانیان در اوقات فروردگان در اتاق مرده و بالای بام خانه، در فارس و خوارزم، برای پذیرایی ارواح غذا می‌گذارند و بوی خوش بخور می‌کنند.» تفاوت« فروهر و روح »: برپایه باورهای زرتشتی، باطن انسان از ۵ بخش ساخته شده؛ آهو (جان)، دئنا (وجدان)، بئوذ (درک)، روان (روح)،فروهر یا فروشی،که ذره‌ای از پرتو اهورایی است و خدا در وجود انسان قرار داده و این ذره پس از مرگ بسوی اهورامزدا بازمیگردد.روح در جهان تحت تاثیر رفتارهای شخص آلوده می‌شود و در آن جهان باید پاسخگو باشد.اما فروهر ذره‌ای از وجود خدا است و دچار آلودگی نمیشود و نقش محافظ و نگهبان آدمی بسوی راستی را دارد و پس از مرگ بسوی آفریدگار باز می‌گردد طبق باورهای زرتشتی، در روزهای فروردگان « فروهر درگذشتگان » دوباره به زمین بازمیگردد و خانواده‌ها با روشن کردن آتش بر روی پشت‌بام‌ها آنها را راهنمایی میکردند و خانه‌ها را تمیز و خوشبو میکردند و با پهن کردن سفره های رنگین از آنها پذیرایی می‌کردند نفس خویش←@nafsma→
اگر شعر و ادب فارسی مدیون حافظ و سعدی و فردوسی و مولاناست،فلسفه و حکمت را مدیون‌ابن‌سینا،سهروردی،فارابی بدانیم،قطعا عرفان را باید مدیون بایزید بسطامی،ابوالحسن خرقانی و ابوسعید ابولخیر(میهنی) محمد غزالی و عبدالقادر گیلانی بدانیم عکس:آرامگاه بایزید بسطامی در بسطام(شاهرود،استان سمنان) نفس خویش←@nafsma→
به رسم کهن چهارشنبه سوری مبارک قبل از اسلام ایرانیان ایام هفته نداشتند و بروج سال تقسیم بندی سی روزه داشتند و چون کبیسه گیری نمی شد پنج روز و چهار شب مانده به نوروز با برافراشتن آتش به استقبال نوروز می رفتند(محل اسکان آریایی ها در سرزمین های شمالی شش ماه شب و شش ماه روز بود و قبل از نوروز آسمان زمستان تماماً شب بود و اندکی مانده به نوروز آسمان به رنگ سرخ در می آمد) قدیمی ترین اشاره به جشن چهارشنبه سوری در دوره اسلامی : «و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هر چه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آنگاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون شبِ سوری چنان‌که عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند. پاره‌ای از آن بجست و سقف سرای درگرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت»تاریخ بخارا ۳۳۲ ق نفس خویش←@nafsma→