eitaa logo
نقد غفاری
364 دنبال‌کننده
67 عکس
46 ویدیو
5 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
علامه (ره)👆: شناخته نمي شود مگر به و با او در خلأ و ملأ تا به طور يقين براي واقعيّت و يقين او دستگير شود، 👈 و ابداً به ظهور ، و اطّلاع بر و بشر، و و آتش، و و الهواء، و و گذشته و امثال اين و نمي توان پي به وصول صاحبش برد زيرا كه اينها همه در مرتبه حاصل مي شود و از آنجا تا سرحدّ و ، راه به نهايت دور است و تا هنگامي كه در استاد پيدا نشود استاد نيست، و به مجرّد نيز نمي توان اكتفا كرد و آنها را كاشف از وصول و كمال دانست👉 منظور از آنست كه سالك صفت خدا را در خود مشاهده كند و علم يا قدرت و حيات خود را حيات و علم و قدرت خدا ببيند. مثلا چيزي را كه مي شنود ادراك كند كه خدا شنيده و او سميع است، و چيزي را كه مي بيند ادراك كند كه خدا ديده و او بصير است، و يا در جهان علم را منحصر به خدا ذوق كند و علم هر موجودي را مستند به علم او بلكه نفس علم او مشاهده كند. و مراد از آنست كه صفات خدا كه مستند به ذات او هستند مثل قائم، عالم، سميع، بصير، حي و قدير و امثال اينها را در خود مشاهده كند. مثلا ببيند كه عليم در عالم يكي است و او خداي متعال است و دگر خود را در مقابل او عليم نبيند بلكه عليم بودن او عين عليم بودن خداست. يا ادراك كند كه حي و زنده يكي است و او خداست و خود او اصلا زنده نيست بلكه زنده خداست و بس. و بالأخره وجدان كند كه «ليس القدير و العليم و الحي الا هو تعالي و تقدّس». البتّه ممكن است در خصوص بعض از اسماء الهيّه صورت گيرد، و هيچ لازمه اي در بين نيست كه چون در سالك يكي دو اسم تجلّي كرد حتما بايد بقيّه اسماء تجلّي كند. امّا آنست كه ذات مقدّس حضرت باري تعالي در سالك تجلّي نمايد، و آن وقتي حاصل مي شود كه از اسم و رسم گذشته باشد، و به عبارت ديگر به كلّي خود را گم كرده و اثري در عالم وجود از خود نيابد و خود و خوديّت خود را يكباره به خاك نسيان سپرده باشد «و ليس هناك الا الله» در اين موقع ديگر ضلال و گمراهي براي چنين شخصي متصوّر نخواهد بود زيرا تا ذرّه اي از هستي در سالك باقيست هنوز طمع شيطان از او قطع نشده است و اميد اضلال و اغواي او را دارد ولي وقتي كه بحول الله تبارك و تعالي سالك بساط خوديّت و شخصيّت را درهم پيچيد و قدم در عالم لاهوت نهاد و در حرم خدا وارد شده لباس حرم در بركرد و به تجلّيات ذاتيّه ربّانيّه مشرّف آمد شيطان دندان طمع را از او كنده و در حسرت مي نشيند. 👈 بايد بدين مرتبه از كمال برسد و الا به هر كسي نتوان سر سپرد و مطيع و منقاد گشت. هزار دام به هر گام اين بيابان است كه از هزار هزاران يكي از آن نجهند بنا بر اين نبايد در مقابل هر كسي كه متاعي عرضه مي كند و بضاعتي ارائه مي دهد و و شهودي ادّعا مي نمايد سر تسليم فرود آورد. بلي در جائي كه تحقيق و تدقيق در حال استاد و شيخ متعذّر يا متعسّر باشد بايد توكّل به خدا نموده و آنچه را كه او بيان مي كند و دستور مي دهد با كتاب خدا و سنّت رسول خدا و سيره ائمّه طاهرين - صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين - بسنجد اگر موافق بود عمل نمايد و الا ترتيب اثر ندهد. بديهي است چون چنين سالكي با قدم توكّل به خدا گام برمي دارد شيطان بر او سلطه نخواهد يافت: انَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ علَي الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلَي رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ - انَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَي الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ @naghdeghaffari
نقد غفاری
رسالۀ #سیر_و_سلوک منسوب به #بحرالعلوم @naghdeghaffari
♨️ "حال محوری" در انتخاب استاد وبلاگ با اشاره به عباراتی از رساله منسوب به بحرالعلوم نوشت: گاهی از برخی آقای عباسی (غفاری) می‌شنویم که علت اصلی‌ای که ایشان را به عنوان انتخاب کرده‌اند آن بوده که پس از حضور در جلسات او و انجام دستورالعمل‌هایش، به‌سرعت «» به دست آورده‌اند و به قول خودشان سال‌ها نزد دیگر اساتید رفته‌اند و «به‌جایی نرسیده‌اند»، ولی در اندک زمانی نزد آقای عباسی به‌جاهایی رسیده‌اند و داشته اند. سؤال مهمی که مطرح می شود این است که آیا این موضوع می‌تواند معیار درستی برای تشخیص و سیر و سلوک باشد؟ پاسخ این سؤال را در منسوب به : ص168 می‌توان یافت: «و اما شناخته نمی‌شود مگر به او در خلأ و ملأ و و ملاحظۀ جوارح و نفس او. و زینهار به و و و و ، به متابعت او نباید شد، چه و و و و و امثال اینها در مرتبۀ حاصل می‌شود و از این مرتبه تا راه بی‌نهایت است و بسی منازل و راحل است، و بسی راهروان این مرحله را طی کرده و از آن پس از راه افتاده به داخل گشته و از این راه را اقتدار بر بسیاری از امور حاصل». بر این اساس 1-مشاهدۀ امور چون حرکت بر آب، و ... 2- 3-تغییر حالات درونی ما 4-آگاهی شخص مدعی از ما و... نمی تواند ملاک درستی برای باشد. @naghdeghaffari