علامه #سید_محمدحسین_حسینی_طهرانی(ره)👆:
#استاد_عامّ شناخته نمي شود مگر به #مصاحبت و #مرافقت با او در خلأ و ملأ تا به طور يقين براي #سالك واقعيّت و يقين او دستگير شود،
👈 و ابداً به ظهور #خوارق_عادات، و اطّلاع بر #مغيبات و #اسرار_خواطر_افراد بشر، و #عبور_بر_آب و آتش، و #طي_الارض و الهواء، و #استحضار_از_آينده و گذشته و امثال اين #غرائب و #عجائب نمي توان پي به وصول صاحبش برد زيرا كه اينها همه در مرتبه #مكاشفه_روحيّه حاصل مي شود و از آنجا تا سرحدّ #وصول و #كمال، راه به نهايت دور است و تا هنگامي كه در استاد #تجلّيات_ذاتيّه_ربّانيّه پيدا نشود استاد نيست، و به مجرّد #تجلّيات_صفاتيّه_و_اسمائيّه نيز نمي توان اكتفا كرد و آنها را كاشف از وصول و كمال دانست👉
منظور از #تجلّي_صفاتي آنست كه سالك صفت خدا را در خود مشاهده كند و علم يا قدرت و حيات خود را حيات و علم و قدرت خدا ببيند. مثلا چيزي را كه مي شنود ادراك كند كه خدا شنيده و او سميع است، و چيزي را كه مي بيند ادراك كند كه خدا ديده و او بصير است، و يا در جهان علم را منحصر به خدا ذوق كند و علم هر موجودي را مستند به علم او بلكه نفس علم او مشاهده كند.
و مراد از #تجلّي_اسمائي آنست كه صفات خدا كه مستند به ذات او هستند مثل قائم، عالم، سميع، بصير، حي و قدير و امثال اينها را در خود مشاهده كند. مثلا ببيند كه عليم در عالم يكي است و او خداي متعال است و دگر خود را در مقابل او عليم نبيند بلكه عليم بودن او عين عليم بودن خداست. يا ادراك كند كه حي و زنده يكي است و او خداست و خود او اصلا زنده نيست بلكه زنده خداست و بس.
و بالأخره وجدان كند كه «ليس القدير و العليم و الحي الا هو تعالي و تقدّس».
البتّه ممكن است #تجلّي_اسمائي در خصوص بعض از اسماء الهيّه صورت گيرد، و هيچ لازمه اي در بين نيست كه چون در سالك يكي دو اسم تجلّي كرد حتما بايد بقيّه اسماء تجلّي كند.
امّا #تجلّي_ذاتي آنست كه ذات مقدّس حضرت باري تعالي در سالك تجلّي نمايد، و آن وقتي حاصل مي شود كه #سالك از اسم و رسم گذشته باشد، و به عبارت ديگر به كلّي خود را گم كرده و اثري در عالم وجود از خود نيابد و خود و خوديّت خود را يكباره به خاك نسيان سپرده باشد «و ليس هناك الا الله» در اين موقع ديگر ضلال و گمراهي براي چنين شخصي متصوّر نخواهد بود زيرا تا ذرّه اي از هستي در سالك باقيست هنوز طمع شيطان از او قطع نشده است و اميد اضلال و اغواي او را دارد ولي وقتي كه بحول الله تبارك و تعالي سالك بساط خوديّت و شخصيّت را درهم پيچيد و قدم در عالم لاهوت نهاد و در حرم خدا وارد شده لباس حرم در بركرد و به تجلّيات ذاتيّه ربّانيّه مشرّف آمد شيطان دندان طمع را از او كنده و در حسرت مي نشيند.
👈 #استاد_عام بايد بدين مرتبه از كمال برسد و الا به هر كسي نتوان سر سپرد و مطيع و منقاد گشت.
هزار دام به هر گام اين بيابان است
كه از هزار هزاران يكي از آن نجهند
بنا بر اين نبايد در مقابل هر كسي كه متاعي عرضه مي كند و بضاعتي ارائه مي دهد و #كشف و شهودي ادّعا مي نمايد سر تسليم فرود آورد.
بلي در جائي كه تحقيق و تدقيق در حال استاد و شيخ متعذّر يا متعسّر باشد بايد توكّل به خدا نموده و آنچه را كه او بيان مي كند و دستور مي دهد با كتاب خدا و سنّت رسول خدا و سيره ائمّه طاهرين - صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين - بسنجد اگر موافق بود عمل نمايد و الا ترتيب اثر ندهد.
بديهي است چون چنين سالكي با قدم توكّل به خدا گام برمي دارد شيطان بر او سلطه نخواهد يافت:
انَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ علَي الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلَي رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ - انَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَي الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ
@naghdeghaffari
نقد غفاری
رسالۀ #سیر_و_سلوک منسوب به #بحرالعلوم @naghdeghaffari
♨️ "حال محوری" در انتخاب استاد
وبلاگ #استاد_کامل با اشاره به عباراتی از رساله #سیر_و_سلوک منسوب به بحرالعلوم نوشت:
گاهی از برخی #مریدان آقای عباسی (غفاری) میشنویم که علت اصلیای که ایشان را به عنوان #استاد_سیر_و_سلوک انتخاب کردهاند آن بوده که پس از حضور در جلسات او و انجام دستورالعملهایش، بهسرعت «#حالات_خوش_معنوی» به دست آوردهاند و به قول خودشان سالها نزد دیگر اساتید رفتهاند و «بهجایی نرسیدهاند»، ولی در اندک زمانی نزد آقای عباسی بهجاهایی رسیدهاند و #شهوداتی داشته اند.
سؤال مهمی که مطرح می شود این است که آیا این موضوع میتواند معیار درستی برای تشخیص #استاد_عرفان و سیر و سلوک باشد؟
پاسخ این سؤال را در #رسالۀ_سیر_و_سلوک منسوب به #بحرالعلوم: ص168 میتوان یافت:
«و اما #استاد_عام شناخته نمیشود مگر به #مصاحبت او در خلأ و ملأ و #معاشرت_باطنیه و ملاحظۀ #تمامیت_ایمان جوارح و نفس او. و زینهار به #ظهور_خوارق_عادات و #بیان_دقائق_نکات و #اظهار_خفایای_آفاقیه و #حبایای_انفسیه و #تبدل_بعضی_حالات_خود، به متابعت او #فریفته نباید شد، چه #اشراف_بر_خواطر و #اطلاع_بر_دقائق و #عبور_بر_ماء_و_نار و #طیّ_زمین_و_هوا و #استحضار_از_آینده و امثال اینها در مرتبۀ #مکاشفۀ_روحیه حاصل میشود و از این مرتبه تا #سرمنزل_مقصود راه بینهایت است و بسی منازل و راحل است، و بسی راهروان این مرحله را طی کرده و از آن پس از راه افتاده به #وادی_دزدان_و_ابالسه داخل گشته و از این راه #بسی_کفار را اقتدار بر بسیاری از امور حاصل».
بر این اساس
1-مشاهدۀ امور #خارق_العاده چون حرکت بر آب، #طی_الارض و ...
2- #غیب_گویی
3-تغییر حالات درونی ما
4-آگاهی شخص مدعی از #خطورات_ذهنی ما
و...
نمی تواند ملاک درستی برای #انتخاب_استاد باشد.
@naghdeghaffari