eitaa logo
نقد غفاری
364 دنبال‌کننده
67 عکس
46 ویدیو
5 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
تفسیری حیرت آور از سوره عصر جناب غفاری اخیرا طی سه جلسه در مشهد الرضا (ع) به تفسیر پرداخته است. وی در تفسیر این سوره و به خصوص در تفسیر این عبارت که «ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات» حرف هایی زده که بر خلاف آیات متعددی از قرآن کریم است. وی ابتدا در ادعایی حیرت آور، تعبیر «خسران» که در ادبیات قرآن مجید فقط حاوی بار منفی است را به «» و «» تقسیم می کند! سپس به مناسبت بکاربردن تعبیر «» و «» برای انسان در ماجرای پذیرش امانت الهی، این دو تعبیر را قرین «خسران» کرده نتیجه می گیرد که پذیرش این امانت توسط انسان از مصادیق خسران است! آنگاه ضمن اشاره به داستان اخراج (ع) و (س) از بهشت، را اسما و مقامات اهل بیت (ع) معرفی کرده و به تمجید از عمل حضرت آدم (ع) و حوا (س) در متابعت از پرداخته و این عمل را عملی معرفی می کند! @naghdeghaffari
بازي با آیاتی از ! (2) ! متاسفيم كه برای اتمام حجت بر مريدان ايشان شده‌اند که اين عبارات را قرآن مي‌پندارند، به نقد اين سطح از مطالب بپردازیم. به هر حال آنچه واضح است اينكه: 1. معناي لغوی هر كلمه را ابتدا در بايد يافت. بر این اساس هیچ لغت شناسی خسران را در معنای مثبت بکار نبرده است. 2. پس از فهمیدن معنای "خسران" در علم لغت نوبت به بررسي موارد كاربرد این کلمه در آيات قرآن مي‌رسد. اين بررسي نشان مي‌دهد كه ماده «خسر» و مشتقات آن در 25 آيه از آيات قرآن به كار رفته است اما اين كلمه و مشتقاتش در هيچ كدام از اين آيات داراي بار مثبت نيست. 3. جناب غفاري بر اساس روش خود كه عوض كردن معناي اصلي كلمات قرآني است در تعبيري توهين‌آميز حضرت را نيز و ناميد! در اين رابطه بعدا بيشتر خواهيم نوشت. 4. آقاي غفراني در يك جا ادعا كرده كه به انسان قسم خورده و ممكن نيست كه خداوند به هر انساني قسم بخورد! وي چند دقیقه بعد مدعي شده خداوند به خسران قسم خورده است! اين در حالي است كه قسم قرآن به «عصر» است نه به «انسان» يا «خسران»! والعصر ان الانسان لفي خسر 5. گويا آقاي غفاري در جلسات اول و دوم از اين نكته غافل بوده كه در آيه سوم از اين سوره يك استثناي مهم وجود دارد كه با «تفسير به راي» ايشان از كلمه «خسران» سازگار نيست. لذا در جلسه سوم كه به اين آيه رسيده است، به اين اشاره مي‌كند و عبارات بي ربط زير را در توجه آن بيان مي‌دارد: «اين افراد ديوانه‌وار اين ضرر را مي‌پذيرند اين را مي‌خوايد با «الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات» چه جوري مي‌خوايد تطبيقش بديد؟ مگر اونايي که ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند. ايمان‌آورندگان چه کساني هستند؟ يه وقت ايمان اعتقادي داريم؛ ايمان غالبي بهش مي‌گن. يه وقت ايمان مراحل [...] خب ايمان را 10 شمردند، 100 شمردند. مراحل داره ديگه ايمان. اون عالي‌ترين درجه ايمان؛ اونجا عمل صالح چي مي‌شه؟ عمل صالح براي مثلاً امام معصوم (ع) چي مي‌شه؟... شما امام معصوم (ع) را در همه‌جا و همه وقت بايد ببيني. مخصوصاً در جاهايي که ظهورشون بيشتر هست. مثلاً در نماز... آنهايي که شمشير کشيدن بر علي (ع) او را نمي‌شناختند؟... يقيناً بهتر از ما مي‌شناختند. اشکال کار کجاست؟ چرا ما خودمون را تافته و بافته، فکر مي‌کنيم خيلي خوبيم؟ کجات خوبه؟... ضعف ما عدم شناخت از حقايق ملکوتي و عالم اسمائي است. اينو درستش کنيم. اينو درست کنيم خيلي چيزا درست مي‌شه... اگر عمل صالح پشتوانه درخواست‌‌هامون نباشه هيچ فايده‌اي نداره و عمل صالح بدون معرفت به امام هم هيچ فايده‌اي ندارد... بزرگ‌ترين عمل صالح اينه كه انسان امامشو بشناسه، خدا رو بشناسه...» چنانچه مشاهده مي‌كنيد در اين عبارات هيچ توجيهي براي استثناي «الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر» از معناي [!] ارائه نشده است. در قسمت بعد بیشتر به این موضوع می پردازیم. @naghdeghaffari
آيا حضرت (س) و بود؟! پيش از اين اشاره شد كه جناب غفاري در مقام تفسير سوره عصر به ماجراي پذيرش توسط انسان اشاره كرده و بدين مناسبت با اشاره به تعبير ظلوم و جهول پذيرش اين امانت را از مصاديق خسران انسان دانسته است. به عبارات زير توجه كنيد: ▪️«ما زيانکاري را در روز از خدا گرفتيم و اعلام کرديم که زيانکاريم! کدام آيه هست؟ آن آيه‌اي که فرمود اين امانت بزرگ را بر هر موجودي از عالم هستي قرار دادم که بپذيرد، نپذيرفت جز انسان ظلوم و جهول؛ انساني که هم ظالمه هم جاهله. زيانکاره ديگه! زيانکاريش را از اينجا پذيرفته است!... هر لحظه انسان در خسران است. هميشه به خودش ضرر مي‌زنه، ظالمه ديگه! ظلم مي‌کنه به خودش؛ اما اون ظلمي که خدا مي‌گه با اون ظلمي که من و شما مي‌فهميم زمين تا آسمان فرق هست! گفت مقام خليفه الهي را من دادم هيچ موجودي در عالم تکوين و غيرتکوين، ملکوت و غيرملکوت نپذيرفت جز انسان جهول و ظلوم! اين از اول زيانکاري را پذيرفته است، به جان خريده است. زيانکاره مي‌خواد صدمه بزنه به خودش. اصلا نمي‌خواد خودشو ببينه! اصلا به جايي مي‌رسه که نمي‌خواد ريخت خودشو ببينه! اين زيانکاريه ديگه! انسان عاقل که اين کارو نمي‌کنه! اينا يه عده ديوونه مي‌خواد که بپذيره!... به هر حال خداي تبارک و تعالي دنبال کسي است که بي‌کله باشه... ما از اون اول خسران را به خود زديم و قبول کرديم! لذا قسم قسم بزرگي است که تو اي انسان از اون اول ظلوم و جهول بودي! اگر مي‌دانستي چقدر سختي‌ها داره، چقدر مصيبت‌ها داره، چقدر اذيت شدن‌ها داره،...» (جلسه اول) ▪️«حضرت آسيه ملکه زمان بود... جايگاه دنيوي بالايي داشت... وقتي به خداي (ع) ايمان آورد... آتيش به اموالش و موقعيتش مي‌زنه... اين ظلوم و جهول نيست؟! کدوم عاقلي اين کارو مي‌کنه؟ چه جهالتي بالاتر از اين؟! چه ظلمي بالاتر از اين‌که انسان موقعيت آن‌چناني رو پشت کنه بهش؟!» (جلسه دوم) ❓اكنون پرسش آن است كه چرا خداوند پس از پذيرش امانت الهي توسط انسان او را ظلوم و جهول ناميد؟ آيا بر اساس اين تعبير مي‌توان شخصيت‌هاي بزرگي چون حضرت (س) را به خاطر پشت پا زدن به جلوه‌هاي دنيا نعوذ بالله ظلوم و جهول ناميد؟ آيا مي‌توان پذيرش امانت الهي را از مصاديق خسران دانست؟ پاسخ به این پرسش ها را در مطلب بعد بخوانید. @naghdeghaffari
آيا حضرت (س) و بود؟! (2) در مطلب قبل ضمن نقل سخنان جناب غفاری در مقام تفسیر سوره عصر درباره ظلوم و جهول بودن انسان این پرسش ها را مطرح کردیم: چرا خداوند پس از پذيرش امانت الهي توسط انسان او را ظلوم و جهول ناميد؟ آيا بر اساس اين تعبير مي‌توان شخصيت‌هاي بزرگي چون حضرت (س) را به خاطر پشت پا زدن به جلوه‌هاي دنيا نعوذ بالله ظلوم و جهول ناميد؟ آيا مي‌توان پذيرش امانت الهي را از مصاديق خسران دانست؟ 🔸براي پاسخ به اين پرسش‌ها تنها به نقل ديدگاه (ره) در تفسير بسنده مي كنيم. حضرت علامه در تفسير آيه 72 از سوره احزاب مي‌نويسد: 🔹«مراد از امانت عبارت شد از ولايت الهى، و مراد از عرضه داشتن اين ولايت بر آسمانها و زمين، و ساير موجودات مقايسه اين ولايت با وضع آنهاست. و معناى آيه اين است كه: اگر ولايت الهى را با وضع آسمانها و زمين مقايسه كنى، خواهى ديد كه اينها تاب حمل آن را ندارند و تنها انسان مى تواند حامل آن باشد و معناى امتناع آسمانها و زمين، و پذيرفتن و حمل آن به وسيله انسان اين است كه در انسان استعداد و صلاحيت تلبس آن هست، ولى در آسمانها و زمين نيست. اين است آن معنايى كه مى توان آيه را بر آن منطبق كرد، و گفت آسمانها و زمين و كوهها با اينكه از نظر حجم بسيار بزرگ، و از نظر سنگينى بسيار ثقيل و از نظر نيرو بسيار نيرومند هستند، ليكن با اين حال استعداد آن را ندارند كه حامل ولايت الهى شوند، و مراد از امتناعشان از حمل اين امانت، و اشفاقشان از آن، همين نداشتن استعداد است... ظلوم و جهول بودن انسان، هر چند كه به وجهى عيب و ملاك ملامت و عتاب، و خرده گيرى است، و ليكن، عين همين ظلم و جهل انسان مصحح حمل امانت و ولايت الهى است، براى اينكه كسى متصف به ظلم و جهل مى شود كه شانش اين است كه متصف به و باشد، وگرنه چرا به ظالم و جاهل نمى گويند؟ چون متصف به عدالت و علم نمى شود، و همچنين و جهل و ظلم را حمل نمى كنند، به خاطر اينكه متصف به عدل و علم نمى شوند، به خلاف انسان كه به خاطر اينكه شان و استعداد علم و را دارد، و نيز هست. و امانت مذكور در آيه كه گفتيم عبارت است از ، و كمال صفت ، وقتى حاصل مى شود كه حامل آن، و به خدا داشته، و نيز را كه عبارت ديگر است، داشته باشد، و كسى كه متصف به اين دو صفت بشود، يعنى ممكن باشد كه به او بگوييم و ، قهرا ممكن هم هست گفته شود، و ، و چون علم و عدالت انسان موهبتى است كه خدا به او داده، و اما خود او فى حد نفسه جاهل و ظالم است، پس همين اتصاف ذاتى اش به ظلم و جهل، مجوز اين شده كه امانت الهى را حمل كند، و در حقش گفته شود: انسان بار اين امانت را به دوش كشيد، چون ظلوم و جهول بود- دقت بفرماييد... پس جمله" إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ" معنايش اين است كه: ما ولايت الهى و استكمال به حقايق دين حق را، چه علم به آن حقايق، و چه عمل بدانها را، بر آسمانها و زمين عرضه كرديم، و معناى عرضه كردن آن، اين است كه ما يك يك موجودات را با آن سنجيديم، و قياس كرديم، هيچ يك استعداد پذيرفتن آن را نداشتند، به جز انسان» (ترجمه تفسير الميزان، ج16، ص 525-527) 🔸اكنون با توجه به تفسير علامه طباطبايي براي آيه مذكور نكات زير واضح است. 1⃣منظور از قبول امانت الهي توسط انسان و عدم قبول آن از سوي ساير مخلوقات، و انسان و عدم استعداد و قابليت ساير موجودات است. 2⃣بكارگيري تعبير ظلوم و جهول براي شخصيت‌هاي بزرگي چون حضرت (س) ناشي از معناي آيه شريفه است. چرا كه آن حضرت و ديگر شخصيت‌هايي كه به حدي از كمال رسيده‌اند كه خداوند از آنها به عنوان الگو در قرآن ياد مي‌كند از مصاديق عادل و عالم اند نه ظلوم و جهول! 3⃣ تنها انسان‌هايي دچار خسران مي‌شوند كه خود را به ملكه علم و عدالت متصف نكنند. اما پس از اتصاف به علم و عدالت به كارگيري صفت خسران براي آنها ناشي از و است. @naghdeghaffari
خوردن از بود؟! جناب غفاري در بخش ديگري از تفسير مثلاً عرفاني خود از ضمن اشاره به داستان اخراج و (عليهما السلام) از بهشت، شجره ممنوعه را اسما و (ع) معرفي كرده و به تمجيد از عمل حضرت آدم و حوا (عليهما السلام) در خوردن از اين شجره پرداخته، عمل آنها را شجاعانه ناميده است. وي در بخشي از سخنان خود مي‌گويد: ▪️«اون شجره ممنوعه رو خدا مي‌کنه! خب چرا اون رو قرار دادي؟ چرا بايد زمينه‌اش را در من و قرار بده؟! و بعد ما بخواهيم! همه اينها زيباست. نشان داد؛ حضرت آدم (ع) و حضرت حوا (ع) اينها آن حقيقت را ديدند. شجره ممنوعه مقامات اهل بيت عصمت و طهارت (ع) بود؛ بود. اونها گفتند ما هم مي‌خوايم! فرمودند: شماها نمي‌تونيد! خداوند تبارک و تعالي قرار داد که من بخوام!... از اون طرف تمام اميال نفساني در وجودت قرار داده از اين ور تزيين فرموده، قرآن مي‌گه تزيين کردم تمام ماده را؛ از اون طرف ميلت را هم قرار دادم بعد بهت مي‌گم که به اين نزديک نشو (با خنده) اين چه کاريه قربونت برم؟!... ائمه هدي (ع) هم بهانه بود! در حقيقت اون شجره ممنوعه تجلي‌اي از تجليات خودش بود که مي‌خواست ببينه کي مرد ميدانه!»(جلسه اول) ▪️«چه کسي ما را به اين خسران انداخت؟ خداي تبارک و تعالي داره کارگرداني مي‌کنه! اينجا گندم مي‌ذاره، گندم حالا مثلي هست و مظهر مقامات اهل‌بيت (ع) است. از اين ور به ما مي‌گه منع مي‌کنه از اون ور به ميگه برو به ميدان! همه اينها حساب کتاب داره، مي‌خواد... اگر يادتون باشه يه وقتي بحث رو داشتيم. شجاعت اونيه که انسان نيست بشه. اينه که انسان يک چيري رو درخواست کنه در حالي که چون خدا فرمود اين انسان و قبول کرد! يعني از اون اول ما زدن به خودمان هستيم... اونکه بخاطرش از رضوان و بهشت الهي اخراج شديم و اين ظلم را بر خود پذيرفتيم و آمديم يادمون نره که انسان که تلاش نمي‌کنه دوباره برگرده به بهشت. ديوونه بوده که از اونجا بياد و دوباره تلاش کنه که برسه به اونجا. چون مرحله بالاتر را نشان دادند اونو مي‌خواد. شماها اينو مي‌خوايد. تشيّع اينو مي‌خواد... ما توي بهشت بوديم، يک چيز بالاتر را نشان دادند و خدا منع کرد؛ اونهايي که ترسو بودند بهش نزديک نشدند، اونهايي که شجاع بودند ورود پيدا کردند!»(جلسه دوم) 🔘اين عبارات بدترين بخش از سخنان جناب غفاري در تفسير اين سوره است. چرا كه شجاعانه معرفي كردن تناول از شجره ممنوعه و تمجيد از اين اقدام علاوه بر اينكه با مقتضاي آداب بندگي خداوند سازگار نيست، در تعارض با آيات متعددي از مجيد و روايات ائمه معصومين عليهم السلام است. ما در مطلب بعد به بررسي اين موضوع خواهيم پرداخت. @naghdeghaffari