eitaa logo
نقد غفاری
364 دنبال‌کننده
67 عکس
46 ویدیو
5 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بازي با آیاتی از سوره عصر! ! چنانچه پيشتر گفتيم جناب غفاري در تفسير يكي از كوتاه‌ترين سوره‌هاي قرآن سخنان حيرت‌آوري را بيان كرده كه بيانگر اوست. وي در تفسير آيه دوم از سوره مباركه عصر كه مي فرمايد: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي خُسْرٍ» با پشت پا زدن به و شواهد فراوان قرآني مدعي وجود معنايي خوب براي كلمه «خسران» شد. او در اين رابطه گفت: «اميدواريم که از خسراني که تا به حال به خودمون زده‌ايم از اين به بعد ديگه نزنيم. مواظبت بکنيم. اما خسران به اون معنايي که عرض کردم خيلي زيباست! چون نپذيرفتن خود، منيت و شئونات خودمون هست! اين خسران را بزنيد! که زده‌ايم تو عالم الست؛ از اين به بعد هم بزنيم! اما خسران‌هاي ديگه رو به وجود شريفتون اصلا هيچ اجازه نديد که خداي ناکرده بيش از اين عقب بمانيد!» (جلسه اول) وي همچنين در معناي [!] مي‌گويد: «اون خسران همش زيبايي هست. اين خسران خصوصاً در توجه به خواهش‌هاي نفساني همش تاريکي و ظلمت هست! خسران اولي همش نورانيت و معرفت و مقام هست! خسران دو لبه هست ديگه؛ پايينش اينچنينيه! انساني که خسران حقيقي را فهميد هيچ وقت خسران عالم تشريع بهش دست نمي‌ده! دچارش نمي‌شه!... در راه اينجوريه ديگه! خسران را انسان مي‌پذيره! جبهه‌هاي جنگ ظاهراً همش خسران بود ديگه! زن و بچه و پست و مقام و پول را همه را رها کرده! خسرانه ديگه! خسران! چه چيزي بالاتر از [اين] اما چه خسران زيباييه!» وي حتي بلافاصله پس از عبارات بالا پا را فراتر نهاد و عملاً منكر معناي منفي خسران در آيه فوق شد. او در اين رابطه گفت: «والعصر ان الانسان لفي خسر. صحبت از انسان است. انسان در خسران است! نه اونهايي که «بل هم اضل» از حيوان بدترند اما شکل انساني را دارند[!] قرآن اينها رو اصلاً موجود حساب نمي‌کنه! موجود پستند! هرچند که شکلشون آدمه! اينا رو اصلا جزو چيزا حساب نمي‌کنه! اينا انسان نيستند که! به اين انسان مي‌شه قسم خورد؟! کدوم عاقل اين رو مي‌پذيره که قرآن به انسان قسم مي‌خوره! انسان! نه موجود دوپايي که شکلش انسانه! انسان به تمام معنا که ميگن اين انسان هست! يعني به اونکه [؟!] دچار خسراني شديم که خود پذيرفته‌ايم. نمي‌خوايم از اين خسران کوچک‌ترين کوتاهي در رسيدن به اين خسران از ما سر بزنه [!] ما خسران را زديم به خودمون ديگه! کجا بوديم؟ بهشت بوديم. خسران زديم به [...] ميوه فروش‌ها بعضاً بعضي جاها ميگه: به مالم آتيش زدم! شنيديد؟! من و شما هم تو بهشت بوديم به مالمون آتيش زديم! بابا عالم سجن مي‌ري‌ها! خون دل‌ها خوردن هستا! زجر هست!... حضرت ملکه زمان بود... جايگاه دنيوي بالايي داشت... وقتي به خداي (ع) ايمان آورد... آتيش به اموالش و موقعيتش مي‌زنه... اين ظلوم و جهول نيست؟! کدوم عاقلي اين کارو مي‌کنه؟ چه جهالتي بالاتر از اين؟! چه ظلمي بالاتر از اين‌که انسان موقعيت آن‌چناني رو پشت کنه بهش؟! اين خسران نيست؟! چه خسراني بالاتر از [اين]؟... داريم خسران رو معني مي‌کنيم‌ها! خسراني که بهش قسم خورده شده!!! يعني انسان فقط مي‌تونه خسران‌پذير باشه نه هر دوپايي که به شکل انسان است! زيبايي‌هاي خيلي بالاست. سالکي موفقه که دار و ندارشو آتيش بزنه... ما از ازل [!] خسران را قبول کرديم و خودمان را از بهشت انداختيم به اين مشکلات!» نقد اين عبارات را در مطلب بعد بخوانيد. @naghdeghaffari
بازي با آیاتی از ! (2) ! متاسفيم كه برای اتمام حجت بر مريدان ايشان شده‌اند که اين عبارات را قرآن مي‌پندارند، به نقد اين سطح از مطالب بپردازیم. به هر حال آنچه واضح است اينكه: 1. معناي لغوی هر كلمه را ابتدا در بايد يافت. بر این اساس هیچ لغت شناسی خسران را در معنای مثبت بکار نبرده است. 2. پس از فهمیدن معنای "خسران" در علم لغت نوبت به بررسي موارد كاربرد این کلمه در آيات قرآن مي‌رسد. اين بررسي نشان مي‌دهد كه ماده «خسر» و مشتقات آن در 25 آيه از آيات قرآن به كار رفته است اما اين كلمه و مشتقاتش در هيچ كدام از اين آيات داراي بار مثبت نيست. 3. جناب غفاري بر اساس روش خود كه عوض كردن معناي اصلي كلمات قرآني است در تعبيري توهين‌آميز حضرت را نيز و ناميد! در اين رابطه بعدا بيشتر خواهيم نوشت. 4. آقاي غفراني در يك جا ادعا كرده كه به انسان قسم خورده و ممكن نيست كه خداوند به هر انساني قسم بخورد! وي چند دقیقه بعد مدعي شده خداوند به خسران قسم خورده است! اين در حالي است كه قسم قرآن به «عصر» است نه به «انسان» يا «خسران»! والعصر ان الانسان لفي خسر 5. گويا آقاي غفاري در جلسات اول و دوم از اين نكته غافل بوده كه در آيه سوم از اين سوره يك استثناي مهم وجود دارد كه با «تفسير به راي» ايشان از كلمه «خسران» سازگار نيست. لذا در جلسه سوم كه به اين آيه رسيده است، به اين اشاره مي‌كند و عبارات بي ربط زير را در توجه آن بيان مي‌دارد: «اين افراد ديوانه‌وار اين ضرر را مي‌پذيرند اين را مي‌خوايد با «الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات» چه جوري مي‌خوايد تطبيقش بديد؟ مگر اونايي که ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند. ايمان‌آورندگان چه کساني هستند؟ يه وقت ايمان اعتقادي داريم؛ ايمان غالبي بهش مي‌گن. يه وقت ايمان مراحل [...] خب ايمان را 10 شمردند، 100 شمردند. مراحل داره ديگه ايمان. اون عالي‌ترين درجه ايمان؛ اونجا عمل صالح چي مي‌شه؟ عمل صالح براي مثلاً امام معصوم (ع) چي مي‌شه؟... شما امام معصوم (ع) را در همه‌جا و همه وقت بايد ببيني. مخصوصاً در جاهايي که ظهورشون بيشتر هست. مثلاً در نماز... آنهايي که شمشير کشيدن بر علي (ع) او را نمي‌شناختند؟... يقيناً بهتر از ما مي‌شناختند. اشکال کار کجاست؟ چرا ما خودمون را تافته و بافته، فکر مي‌کنيم خيلي خوبيم؟ کجات خوبه؟... ضعف ما عدم شناخت از حقايق ملکوتي و عالم اسمائي است. اينو درستش کنيم. اينو درست کنيم خيلي چيزا درست مي‌شه... اگر عمل صالح پشتوانه درخواست‌‌هامون نباشه هيچ فايده‌اي نداره و عمل صالح بدون معرفت به امام هم هيچ فايده‌اي ندارد... بزرگ‌ترين عمل صالح اينه كه انسان امامشو بشناسه، خدا رو بشناسه...» چنانچه مشاهده مي‌كنيد در اين عبارات هيچ توجيهي براي استثناي «الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر» از معناي [!] ارائه نشده است. در قسمت بعد بیشتر به این موضوع می پردازیم. @naghdeghaffari
آيا حضرت (س) و بود؟! پيش از اين اشاره شد كه جناب غفاري در مقام تفسير سوره عصر به ماجراي پذيرش توسط انسان اشاره كرده و بدين مناسبت با اشاره به تعبير ظلوم و جهول پذيرش اين امانت را از مصاديق خسران انسان دانسته است. به عبارات زير توجه كنيد: ▪️«ما زيانکاري را در روز از خدا گرفتيم و اعلام کرديم که زيانکاريم! کدام آيه هست؟ آن آيه‌اي که فرمود اين امانت بزرگ را بر هر موجودي از عالم هستي قرار دادم که بپذيرد، نپذيرفت جز انسان ظلوم و جهول؛ انساني که هم ظالمه هم جاهله. زيانکاره ديگه! زيانکاريش را از اينجا پذيرفته است!... هر لحظه انسان در خسران است. هميشه به خودش ضرر مي‌زنه، ظالمه ديگه! ظلم مي‌کنه به خودش؛ اما اون ظلمي که خدا مي‌گه با اون ظلمي که من و شما مي‌فهميم زمين تا آسمان فرق هست! گفت مقام خليفه الهي را من دادم هيچ موجودي در عالم تکوين و غيرتکوين، ملکوت و غيرملکوت نپذيرفت جز انسان جهول و ظلوم! اين از اول زيانکاري را پذيرفته است، به جان خريده است. زيانکاره مي‌خواد صدمه بزنه به خودش. اصلا نمي‌خواد خودشو ببينه! اصلا به جايي مي‌رسه که نمي‌خواد ريخت خودشو ببينه! اين زيانکاريه ديگه! انسان عاقل که اين کارو نمي‌کنه! اينا يه عده ديوونه مي‌خواد که بپذيره!... به هر حال خداي تبارک و تعالي دنبال کسي است که بي‌کله باشه... ما از اون اول خسران را به خود زديم و قبول کرديم! لذا قسم قسم بزرگي است که تو اي انسان از اون اول ظلوم و جهول بودي! اگر مي‌دانستي چقدر سختي‌ها داره، چقدر مصيبت‌ها داره، چقدر اذيت شدن‌ها داره،...» (جلسه اول) ▪️«حضرت آسيه ملکه زمان بود... جايگاه دنيوي بالايي داشت... وقتي به خداي (ع) ايمان آورد... آتيش به اموالش و موقعيتش مي‌زنه... اين ظلوم و جهول نيست؟! کدوم عاقلي اين کارو مي‌کنه؟ چه جهالتي بالاتر از اين؟! چه ظلمي بالاتر از اين‌که انسان موقعيت آن‌چناني رو پشت کنه بهش؟!» (جلسه دوم) ❓اكنون پرسش آن است كه چرا خداوند پس از پذيرش امانت الهي توسط انسان او را ظلوم و جهول ناميد؟ آيا بر اساس اين تعبير مي‌توان شخصيت‌هاي بزرگي چون حضرت (س) را به خاطر پشت پا زدن به جلوه‌هاي دنيا نعوذ بالله ظلوم و جهول ناميد؟ آيا مي‌توان پذيرش امانت الهي را از مصاديق خسران دانست؟ پاسخ به این پرسش ها را در مطلب بعد بخوانید. @naghdeghaffari
آيا حضرت (س) و بود؟! (2) در مطلب قبل ضمن نقل سخنان جناب غفاری در مقام تفسیر سوره عصر درباره ظلوم و جهول بودن انسان این پرسش ها را مطرح کردیم: چرا خداوند پس از پذيرش امانت الهي توسط انسان او را ظلوم و جهول ناميد؟ آيا بر اساس اين تعبير مي‌توان شخصيت‌هاي بزرگي چون حضرت (س) را به خاطر پشت پا زدن به جلوه‌هاي دنيا نعوذ بالله ظلوم و جهول ناميد؟ آيا مي‌توان پذيرش امانت الهي را از مصاديق خسران دانست؟ 🔸براي پاسخ به اين پرسش‌ها تنها به نقل ديدگاه (ره) در تفسير بسنده مي كنيم. حضرت علامه در تفسير آيه 72 از سوره احزاب مي‌نويسد: 🔹«مراد از امانت عبارت شد از ولايت الهى، و مراد از عرضه داشتن اين ولايت بر آسمانها و زمين، و ساير موجودات مقايسه اين ولايت با وضع آنهاست. و معناى آيه اين است كه: اگر ولايت الهى را با وضع آسمانها و زمين مقايسه كنى، خواهى ديد كه اينها تاب حمل آن را ندارند و تنها انسان مى تواند حامل آن باشد و معناى امتناع آسمانها و زمين، و پذيرفتن و حمل آن به وسيله انسان اين است كه در انسان استعداد و صلاحيت تلبس آن هست، ولى در آسمانها و زمين نيست. اين است آن معنايى كه مى توان آيه را بر آن منطبق كرد، و گفت آسمانها و زمين و كوهها با اينكه از نظر حجم بسيار بزرگ، و از نظر سنگينى بسيار ثقيل و از نظر نيرو بسيار نيرومند هستند، ليكن با اين حال استعداد آن را ندارند كه حامل ولايت الهى شوند، و مراد از امتناعشان از حمل اين امانت، و اشفاقشان از آن، همين نداشتن استعداد است... ظلوم و جهول بودن انسان، هر چند كه به وجهى عيب و ملاك ملامت و عتاب، و خرده گيرى است، و ليكن، عين همين ظلم و جهل انسان مصحح حمل امانت و ولايت الهى است، براى اينكه كسى متصف به ظلم و جهل مى شود كه شانش اين است كه متصف به و باشد، وگرنه چرا به ظالم و جاهل نمى گويند؟ چون متصف به عدالت و علم نمى شود، و همچنين و جهل و ظلم را حمل نمى كنند، به خاطر اينكه متصف به عدل و علم نمى شوند، به خلاف انسان كه به خاطر اينكه شان و استعداد علم و را دارد، و نيز هست. و امانت مذكور در آيه كه گفتيم عبارت است از ، و كمال صفت ، وقتى حاصل مى شود كه حامل آن، و به خدا داشته، و نيز را كه عبارت ديگر است، داشته باشد، و كسى كه متصف به اين دو صفت بشود، يعنى ممكن باشد كه به او بگوييم و ، قهرا ممكن هم هست گفته شود، و ، و چون علم و عدالت انسان موهبتى است كه خدا به او داده، و اما خود او فى حد نفسه جاهل و ظالم است، پس همين اتصاف ذاتى اش به ظلم و جهل، مجوز اين شده كه امانت الهى را حمل كند، و در حقش گفته شود: انسان بار اين امانت را به دوش كشيد، چون ظلوم و جهول بود- دقت بفرماييد... پس جمله" إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ" معنايش اين است كه: ما ولايت الهى و استكمال به حقايق دين حق را، چه علم به آن حقايق، و چه عمل بدانها را، بر آسمانها و زمين عرضه كرديم، و معناى عرضه كردن آن، اين است كه ما يك يك موجودات را با آن سنجيديم، و قياس كرديم، هيچ يك استعداد پذيرفتن آن را نداشتند، به جز انسان» (ترجمه تفسير الميزان، ج16، ص 525-527) 🔸اكنون با توجه به تفسير علامه طباطبايي براي آيه مذكور نكات زير واضح است. 1⃣منظور از قبول امانت الهي توسط انسان و عدم قبول آن از سوي ساير مخلوقات، و انسان و عدم استعداد و قابليت ساير موجودات است. 2⃣بكارگيري تعبير ظلوم و جهول براي شخصيت‌هاي بزرگي چون حضرت (س) ناشي از معناي آيه شريفه است. چرا كه آن حضرت و ديگر شخصيت‌هايي كه به حدي از كمال رسيده‌اند كه خداوند از آنها به عنوان الگو در قرآن ياد مي‌كند از مصاديق عادل و عالم اند نه ظلوم و جهول! 3⃣ تنها انسان‌هايي دچار خسران مي‌شوند كه خود را به ملكه علم و عدالت متصف نكنند. اما پس از اتصاف به علم و عدالت به كارگيري صفت خسران براي آنها ناشي از و است. @naghdeghaffari
جمع بندی نقد سخنان جناب غفاری درباره و تذکر یک نکته در چند روز اخیر به نقد سخنان جناب غفاری درباره سوره عصر پرداختیم. علی رغم اینکه این سوره با سه آیه یکی از کوتاه ترین سوره های قرآن مجید است اما جناب عفاری مرتکب تفسیر به رای های حیرت آوری پیرامون همین سه آیه شده است. ما این اشکالات اصلی را در 11 قسمت تحت عناوین زیر به نقد کشیدیم. 🔹بازي با آیاتی از سوره عصر! ! 🔹بازي با آیاتی از سوره عصر! (2) ! 🔹بازي با آیاتی از سوره عصر! (3) 🔹آيا حضرت آسيه (س) ظلوم و جهول بود؟! 🔹آيا حضرت آسيه (س) ظلوم و جهول بود؟! (2) 🔹خوردن از شجره ممنوعه شجاعت بود؟! 🔹خوردن از شجره ممنوعه شجاعت بود؟! (2) 🔹خوردن از شجره ممنوعه شجاعت بود؟! (3) 🔹آيا حضرت آدم و حوا در بهشت خلد بودند؟ 🔹آيا حضرت آدم و حوا در بهشت خلد بودند؟ (2) 🔹آيا «قالوا بلي» فقط براي شيعيان بود؟! 📢لازم است که مخاطبان گرامی به این نکته توجه داشته باشند که حجم مطالب منتشر شده از جناب غفاری بسیار بالاست. به عنوان نمونه ایشان در ماه مبارک رمضان هر روز سخنرانی کرده اند و ما تاکنون حتی فرصت گوش کردن یکی از این سخنرانی ها را هم نداشته ایم چه رسد به نقد آنها. 😭وقتی تفسیر یک سوره کوتاه بر آن مترتب بوده شما خود وضعیت اشکالاتی که ممکن است به آن حجم از سخنرانی های وارد باشد را تصور کنید. 🚫حقیقت آن است که ما فرصت پرداختن به آنها را نداریم. اما همین حجم از اشکالاتی که تاکنون در این کانال منتشر شده کافی است تا به افرادی که واقعا دنبال یافتن برای معنوی خود هستند دهد که با گام بردارند. ☹️اما آنکه از دچار است را فعلا چاره ای نیست. جز آنکه رحمت الهی شامل حالش شود. ما از این پس با فاصله بیشتر و مطالب کمتر (در حد ضرورت) به روز خواهیم شد. @naghdeghaffari