eitaa logo
نقد غفاری
364 دنبال‌کننده
67 عکس
46 ویدیو
5 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
جمع بندی نقد سخنان جناب غفاری درباره و تذکر یک نکته در چند روز اخیر به نقد سخنان جناب غفاری درباره سوره عصر پرداختیم. علی رغم اینکه این سوره با سه آیه یکی از کوتاه ترین سوره های قرآن مجید است اما جناب عفاری مرتکب تفسیر به رای های حیرت آوری پیرامون همین سه آیه شده است. ما این اشکالات اصلی را در 11 قسمت تحت عناوین زیر به نقد کشیدیم. 🔹بازي با آیاتی از سوره عصر! ! 🔹بازي با آیاتی از سوره عصر! (2) ! 🔹بازي با آیاتی از سوره عصر! (3) 🔹آيا حضرت آسيه (س) ظلوم و جهول بود؟! 🔹آيا حضرت آسيه (س) ظلوم و جهول بود؟! (2) 🔹خوردن از شجره ممنوعه شجاعت بود؟! 🔹خوردن از شجره ممنوعه شجاعت بود؟! (2) 🔹خوردن از شجره ممنوعه شجاعت بود؟! (3) 🔹آيا حضرت آدم و حوا در بهشت خلد بودند؟ 🔹آيا حضرت آدم و حوا در بهشت خلد بودند؟ (2) 🔹آيا «قالوا بلي» فقط براي شيعيان بود؟! 📢لازم است که مخاطبان گرامی به این نکته توجه داشته باشند که حجم مطالب منتشر شده از جناب غفاری بسیار بالاست. به عنوان نمونه ایشان در ماه مبارک رمضان هر روز سخنرانی کرده اند و ما تاکنون حتی فرصت گوش کردن یکی از این سخنرانی ها را هم نداشته ایم چه رسد به نقد آنها. 😭وقتی تفسیر یک سوره کوتاه بر آن مترتب بوده شما خود وضعیت اشکالاتی که ممکن است به آن حجم از سخنرانی های وارد باشد را تصور کنید. 🚫حقیقت آن است که ما فرصت پرداختن به آنها را نداریم. اما همین حجم از اشکالاتی که تاکنون در این کانال منتشر شده کافی است تا به افرادی که واقعا دنبال یافتن برای معنوی خود هستند دهد که با گام بردارند. ☹️اما آنکه از دچار است را فعلا چاره ای نیست. جز آنکه رحمت الهی شامل حالش شود. ما از این پس با فاصله بیشتر و مطالب کمتر (در حد ضرورت) به روز خواهیم شد. @naghdeghaffari
🔅گونه‌شناسي مريدان آقاي غفاري قسمت پنجم از مقالات تاكنون نقدهاي متعددي در اين كانال درباره سبك و سخنان آقاي غفاري منتشر شده است. اين نقدها شامل مواردي چون عدم آگاهي از برخي آيات قرآن، طرح ادعاهاي مخالف با قرآن، تفسيربه راي برخي آيات قرآن، بي‌توجهي به جايگاه ائمه معصومين (ع) و اشكالاتي مربوط به دستورالعمل‌ها و... مي‌شود. با اين حال مي‌دانيم كه بسياري از مريدان ايشان از علوم ديني و بعضا از روحانيان ملبس به لباس . شايد براي شما هم اين پرسش به وجود آمده باشد كه چطور ممكن است شخصي با اين سطح از اشتباهات در مساله‌اي حساس و حياتي يعني الي الله چنين مريداني داشته باشد. براي پاسخ به اين پرسش لازم است به بررسي ويژگي‌هاي و وي بپردازيم. در ميان غالب شاگردان جناب غفاري دو ويژگي برجسته مشاهده مي شود. اولين ويژگي‌ غالب مريدان جناب غفاري و بعضاً نسبت به مسايل معنوي است. اين تشنگي سبب شده كه برخي از آنها سال‌ها به دنبال شخصي براي دستگيري خود در اين امور بگردند و آنگاه، در حالي كه از يافتن چنين شخصي خسته بوده‌اند هر يك به نوعي با مراد فعلي خود آشنا شده‌اند. دومين ويژگي‌ غالب مريدان وي و بودن آنهاست. بسياري از اين مريدان به لحاظ شخصيتي از عواطف و احساسات بالايي برخوردارند لذا اشتياق فراواني به شنيدن مباحث محبتي و تعابيري كه آنها را به سوي سوق دهد، دارند. گاهي به‌كارگيري يك تعبير ساده محبت‌آميز كافيست تا صداي گريه بر مجلس آنها حاكم شود. البته در ميان مريدان آقاي غفاري حتي مي‌توان طلابي را يافت كه از نظر علمي موفق بوده‌اند اما همان افراد نيز بيش از آنكه از و برخوردار باشند و خود هستند. اين دو ويژگي‌ مريدان وقتي با ويژگي‌هاي مرادشان (جناب غفاري) پيوند مي‌خورد حكايت انساني را يادآور مي‌شود كه پس از تحمل سال‌ها رنج و سختيِ دوري، ناگهان به گمشده خود رسيده‌ است. اما اين ويژگي‌هاي جناب غفاري كه مريدان را به او پيوند داده چيست؟ اين ويژگي‌ها را مي‌توان در چند عنوان خلاصه كرد. اول: برخی ؛ بي‌شك جناب غفاري از نظر روحي بي‌مايه نيست. اينكه ما او را نقد مي‌كنيم به معناي نفی هرگونه امتیاز و برجستگی در او نيست. بلكه به معناي وي و عرفان و دستگيري سالكان الي الله است. بله ممكن است مریدي پيش از اين اهل گناه بوده اما پس از مدتي كه با وي ارتباط گرفته حتي اهل شده يا خواب‌هاي لذت‌بخشي ببيند اما آيا اين ويژگي‌ها براي پيمودن مسر پر پيچ و خم ملكوت كافي است؟! (در اين رابطه بعدها بيشتر خواهيم نوشت) دوم: رفتار عاطفي و جناب غفاري با خود يكي ديگر از عوامل جذابيت‌ اوست. سوم: بخش قابل توجهي از سخنان جناب غفاري در فضاي روابط عاطفي با خدا و اولياي او سير مي‌كند. اين سخنان نيز تناسب بسياري با شخصيت شاگردان و مريدان وي دارد. اتفاقاً او هر گاه از اين فضا خارج ‌شده و تلاش مي‌كند تا به مباحث خود رنگ و بوي علمي بدهد سوژه‌هاي بسياري را براي منتقدان خود فراهم مي‌آورد لذا خود او نيز ترجيح مي‌دهد تا بيشتر در همان فضاي مباحث محبتي و از جمله تفسير شعر عرفا سير كند. اين مساله گرچه بسياري از سخنان او را تكراري مي‌كند اما با ويژگي مريدانش سازگار است چرا كه آنها جلسه‌اي را گذرانده‌اند كه در آن مباحثي احساسي شنيده‌ و اشكي ريخته‌اند. چهارم: افراط جناب غفاری در دادن به مریدان خود از دیگر عوامل اوست. آري تركيب ويژگي‌هاي مريد و مراد علاقه براي مريدان او ايجاد مي‌كند كه حتي اگر يا هم هستند او در استفاده از و را نبينند و يا توجيه كنند. آنها نه تنها سخن خيرخواهانه ديگران را در احتمال اشتباه بودن مسيرشان نمي‌پذيرند بلكه ناصحان را مي‌پندارند! (حب الشي يعمي و يعصم.) لحظه ای به این فکر کنید که چند سال دیگر جمع زیادی (اعم از طلبه و غیرطلبه) با این ویژگی ها به نام شاگردان جناب غفاری خود استادی سلوک خواهند شد. به هر حال ما، مريدان جناب غفاري را بخاطر دلبستگي‌شان به سلوك معنوي دوست داريم و از صميم قلب برايشان می کنيم. @naghdeghaffari
📛هشدار سیدمحمدصادق حسینی طهرانی (فرزند و از اساتید اخلاق مشهد) درباره خطر استاد غیرکامل از زمانى كه سالك در ميدان و قرار مى گيرد، رفته رفته تغيير كرده و درهم ريخته، و به دست استاد در قالب تازه اى ريخته مى شود؛ حال اگر طريق از مهارت و تبحّر لازم و كافى در و برخوردار باشد طبعاً بناى جديد نفس شاگرد خود را بر أساسى مستحكم و استوار و مستقيم برپا مي كند، و درصورتى كه به دقائق و زواياى تربيت آگاه نباشد، از طرفى از حال أوّل خود خارج شده و از طرف ديگر در مرتبه دوّم بر و چه بسا رشد كرده و بى ثمر خواهد شد، بطوريكه آن شاگرد در سلوك راه خدا شده و ديگر نيست. (، ج 1، ص 465) @naghdeghaffari
هدایت شده از نقد غفاری
📛هشدار سیدمحمدصادق حسینی طهرانی (فرزند و از اساتید اخلاق مشهد) درباره خطر استاد غیرکامل از زمانى كه سالك در ميدان و قرار مى گيرد، رفته رفته تغيير كرده و درهم ريخته، و به دست استاد در قالب تازه اى ريخته مى شود؛ حال اگر طريق از مهارت و تبحّر لازم و كافى در و برخوردار باشد طبعاً بناى جديد نفس شاگرد خود را بر أساسى مستحكم و استوار و مستقيم برپا مي كند، و درصورتى كه به دقائق و زواياى تربيت آگاه نباشد، از طرفى از حال أوّل خود خارج شده و از طرف ديگر در مرتبه دوّم بر و چه بسا رشد كرده و بى ثمر خواهد شد، بطوريكه آن شاگرد در سلوك راه خدا شده و ديگر نيست. (، ج 1، ص 465) @naghdeghaffari
🔔 ما به از جریان غفاری افراد حق طلبی که پیش از این در حلقه ارادتمندان جناب غفاری بوده اند اما در اثر مشاهدات خود یا شنیدن و از وی جدا شده اند را می توان به دو دسته تقسیم کرد. ▪️دسته اول آنها که در اثر فریبی که از این جریان خورده اند، از پیمودن مسیر به کلی شده، حتی اعتمادشان به اساتید با صلاحیت نیز با مشکل مواجه می شود. برخی از آنها حتی به ضدیت با اصل روی می آورند. این بزرگترین ضربه ای است که افراد بی صلاحیت به سابق خود و بالاتر از آن به جریان اصیل وارد کرده و می کنند. عجیب آنکه برخی از افراد علی رغم آنکه به اشکالات خود پی برده اند از گرفتار شدن به این حالت، خود را از شنیدن و خواندن اشکالات منتقدان دور نگه می دارند تا بتوانند ولو با و ، خویشتن را در حلقه مرادشان نگه دارند اما واضح است که بهره برداری از مسیر سلوک، جز با به صلاحیت استاد و کامل بودن او امکان پذیر نیست. ▪️دسته دوم آنها هستند که چون تسلیم حق و حقیقتند، لحظه به لحظه هدایت را از خداوند متعال طلب می کنند. آنها این را مقدمه خود قرار می دهند. به فرصت نمی دهند تا آنها را از طی مسیر بازدارد. بلکه با ، ، و به دنبال یافتن سر از پا نمی شناسند. ما حکایت های زیبایی از برخی افرادی شنیده ایم که مثلا به عشق در حلقه مریدان جناب غفاری گرفتار شده بودند اما با دعا و توسل از هدایت آیت الله بهجت برخوردار شده، به چشمه زلالی متصل شدند. والعاقبه للمتقین @naghdeghaffari
🔔 ما به از جریان غفاری افراد حق طلبی که پیش از این در حلقه ارادتمندان جناب غفاری بوده اند اما در اثر مشاهدات خود یا شنیدن و از وی جدا شده اند را می توان به دو دسته تقسیم کرد. ▪️دسته اول آنها که در اثر فریبی که از این جریان خورده اند، از پیمودن مسیر به کلی شده، حتی اعتمادشان به اساتید با صلاحیت نیز با مشکل مواجه می شود. برخی از آنها حتی به ضدیت با اصل روی می آورند. این بزرگترین ضربه ای است که افراد بی صلاحیت به سابق خود و بالاتر از آن به جریان اصیل وارد کرده و می کنند. عجیب آنکه برخی از افراد علی رغم آنکه به اشکالات خود پی برده اند از گرفتار شدن به این حالت، خود را از شنیدن و خواندن اشکالات منتقدان دور نگه می دارند تا بتوانند ولو با و ، خویشتن را در حلقه مرادشان نگه دارند اما واضح است که بهره برداری از مسیر سلوک، جز با به صلاحیت استاد و کامل بودن او امکان پذیر نیست. ▪️دسته دوم آنها هستند که چون تسلیم حق و حقیقتند، لحظه به لحظه هدایت را از خداوند متعال طلب می کنند. آنها این را مقدمه خود قرار می دهند. به فرصت نمی دهند تا آنها را از طی مسیر بازدارد. بلکه با ، ، و به دنبال یافتن سر از پا نمی شناسند. ما حکایت های زیبایی از برخی افرادی شنیده ایم که مثلا به عشق در حلقه مریدان جناب غفاری گرفتار شده بودند اما با دعا و توسل از هدایت آیت الله بهجت برخوردار شده، به چشمه زلالی متصل شدند. والعاقبه للمتقین @naghdeghaffari
نقد غفاری
هفده سال غریبی! جدیدترین تلاش برای توجیه ناشناس بودن غفاری در جمع شاگردان مرحوم #سعادت_پرور @naghd
😎هفده سال غریبی در جلسه انس! در آداب و آمده است که نپرسیدن نام و نسب دوست و همنشین و است. رسول مکرم اسلام (ص) درباره یکی از جفاهایی که ممکن است کسی در حق همنشین خود روا دارد، چنین بیان می فرمایند: «...مِنَ الْجَفَاءِ أَنْ يَصْحَبَ الرَّجُلُ الرَّجُلَ فَلَا يَسْأَلَهُ عَنِ اسْمِهِ وَ كُنْيَتِهِ: از جمله جفاها آن است که مردی با مردی دیگر همنشین شود و از و اش نپرسد.» (بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج71، ص: 174) ایشان همچنین در روایتی دیگر می فرمایند: «إِذَا أَحَبَّ أَحَدُكُمْ أَخَاهُ فَلْيَسْأَلْهُ عَنِ اسْمِ أَبِيهِ وَ عَنْ قَبِيلَتِهِ وَ عَشِيرَتِهِ فَإِنَّهُ مِنَ الْحَقِّ الْوَاجِبِ وَ صِدْقُ الْإِخَاءِ أَنْ يَسْأَلَهُ عَنْ ذَلِكَ وَ إِلَّا فَإِنَّهَا مَعْرِفَةٌ حَمْقَاء: هرگاه یکی از شما برادر مؤمن خود را دوست می دارد [نه تنها نام او را بلکه] نام پدر و قبیله و عشیره اش را [نیز] بپرسد چرا که این از دوستان است و در برادری اقتضا دارد که از این امور پرسش شود و الا آشنایی آنها یک است.» (بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج71، ص: 179) اینها کلام رسول خدا بود اما در زمان ما افرادی پیدا می شوند که به اسم و ، در توجیه این پرسش که «چطور ادعای شاگردی فلان استاد را داری اما شاگردان برجسته آن استاد تو را نمی شناسند؟!» می گوید: من 17-19 سال به جلسه محدود و 30 نفره استادمان می رفتم اما فقط نام 2-3 نفر از شرکت کنندگان را می شناسم! در طول این 17-19 سال نه من پرسیدم نام شما چیست و نه آنها پرسیدند نام تو چیست؟! میل به آشنایی نداشتیم! روحیه مان این بود! به فرض که ما خودمان را به نادانی زده، چنین سخن مضحکی را باور کنیم که کسی به مدت 17 سال در حلقه محدود و اولیه یک عارف، شرکت کند و بعد از حدود دو دهه تنها با نام 2-3 نفر از آنها آشنا شود، اما در آن صورت با پاسخ این پرسش چه کنیم که چنین جلسه ای چه نسبتی با اسلام و تعالیم رسول الله (ص) دارد؟! جهت اطلاع مخاطبان عرض می کنیم که جلسات محدود عارفان راستین چه به بگذرد چه به ، از آنها با عنوان جلسات «» یاد می شود. در این جلسات استاد زمینه انس شاگردان با خود و یکدیگر را فراهم آورده، نفوس شاگردان را به هم گره زده، از قوت روحی حاضران در جلسه معدلی حاصل می کند تا آنها که وضع روحی شان از معدل جمع پایین تر است، ارتقا یابند. لذا صرف شرکت در این جلسات سبب تعلق حق برادری دینی بر گردن یکدیگر می شود. علاوه بر این، آشنایی ها و دوستی هایی که در این جلسات تقویت می شود زمینه دعاهای افراد در و و دیگر مواطن دعا با ذکر نام یکدیگر را فراهم می آورد. توضیحات مذکور میزان بودن ادعای جناب غفاری درباره نشناختن افراد حاضر در یک جلسه 30 نفره آن هم طی حدود دو دهه از عمر خود را آشکارتر می کند. خوب است که سینه چاک جناب غفاری برای تقریب به ذهن مبارکشان یک لحظه تصور کنند که خدای ناخواسته 17 سال در حلقه مریدان جناب غفاری باقی بمانند و طی این دو دهه تنها با نام 2-3 نفر آشنا شوند! در این صورت چه نمره ای به هوش، درک و ذکاوت خود خواهند داد؟! @naghdeghaffari
15.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسیار زیبا 🎥 عنوان: این راه، راه ادعا نیست! ⏱ زمان: ۲:۱۲ دقیقه 📥 حجم: ۱۴/۸ مگابایت 🔺 @nasery_ir
🔔 ما به از جریان غفاری افراد حق طلبی که پیش از این در حلقه ارادتمندان جناب غفاری بوده اند اما در اثر مشاهدات خود یا شنیدن و از وی جدا شده اند را می توان به دو دسته تقسیم کرد. ▪️دسته اول آنها که در اثر فریبی که از این جریان خورده اند، از پیمودن مسیر به کلی شده، حتی اعتمادشان به اساتید با صلاحیت نیز با مشکل مواجه می شود. برخی از آنها حتی به ضدیت با اصل روی می آورند. این بزرگترین ضربه ای است که افراد بی صلاحیت به سابق خود و بالاتر از آن به جریان اصیل وارد کرده و می کنند. عجیب آنکه برخی از افراد علی رغم آنکه به اشکالات خود پی برده اند از گرفتار شدن به این حالت، خود را از شنیدن و خواندن اشکالات منتقدان دور نگه می دارند تا بتوانند ولو با و ، خویشتن را در حلقه مرادشان نگه دارند اما واضح است که بهره برداری از مسیر سلوک، جز با به صلاحیت استاد و کامل بودن او امکان پذیر نیست. ▪️دسته دوم آنها هستند که چون تسلیم حق و حقیقتند، لحظه به لحظه هدایت را از خداوند متعال طلب می کنند. آنها این را مقدمه خود قرار می دهند. به فرصت نمی دهند تا آنها را از طی مسیر بازدارد. بلکه با ، ، و به دنبال یافتن سر از پا نمی شناسند. ما حکایت های زیبایی از برخی افرادی شنیده ایم که مثلا به عشق در حلقه مریدان جناب غفاری گرفتار شده بودند اما با دعا و توسل از هدایت آیت الله بهجت برخوردار شده، به چشمه زلالی متصل شدند. والعاقبه للمتقین @naghdeghaffari
نقد غفاری
🔔 آخرین سفارش غفاری به مریدان: به شاگردان برجسته مرحوم #سعادت_پرور رجوع و اصرار کنید تا شما را بپذیر
♨️آخرين توصيه غفاري به مريدان جناب غفاري در آخرين سخنانش در جمع مريدان خود استدلالي را مطرح كرد كه تاكنون با بي‌توجهي مريدان وي مواجه شده است. استدلال جناب غفاري شامل اين گزاره‌ها بود: 1. من شاگردان مرحوم را نمي‌شناسم همچنان‌كه آنها مرا نمي‌شناسند. 2. گرچه من شاگردان استاد را نمي‌شناسم اما خود استاد را كه مي‌شناسم و به او اطمينان كامل دارم. 3. مرحوم استاد معارف خود را به شاگردان برجسته‌اش منتقل كرده است و اين معارف در سينه اين شاگردان نهفته است. 4. سفر من مانند سفر امام رضا (ع) بي‌بازگشت است! 5. شما براي برخورداري از اين معارف نزد شاگردان برجسته مرحوم سعادت‌پرور برويد تا شما را به شاگردي بپذيرند. 6. روش اساتيد آن است كه مراجعين را به سرعت نپذيرند. پس اگر آنها شما را نپذيرفتند آنقدر اصرار بكنيد تا بالاخره قبولتان كنند. اين استدلال گرچه با مواضع سابق جناب غفاري همخواني ندارد اما از جهت استدلال تام و تمام است. اين‌كه او اين استدلال را در چه شرايطي مطرح كرده است و اينكه آيا اين سخنان از روي و بوده يا بر اساس و از نظر اهميت در مرتبه بعد قرار دارد. مهم آن است كه براي كسي كه مي‌خواهد در مكتب علمي و عملي مرحوم سعادت‌پرور سلوك كند اين استدلال جناب غفاري بي‌نقص است. خصوصاً آنكه مرحوم سعادت‌پرور برجسته‌ترين شاگردان خود را با نام و نشان و به صورت مكتوب معرفي كرده است. و به فرضي كه برخي از آنها در گذر زمان از مسير سلوك خارج شده باشند اما يقيناً همه آنها يك‌باره و به صورت گروهي دچار انحراف و لغزش نشده‌اند. خصوصا که بقای صلاحیت به قوت خود باقیست. اين‌كه جناب غفاري صريحاً اعلام كرده كه سفرش بي‌بازگشت است نيز بدان معناست كه مريدان وي نمي‌بايست خود را معطل بازگشت او و از سرگيري فعاليت‌هايش نمايند چه در غير اين صورت عدم ايمان و اعتقاد خود را به حقانيت سخنان مراد خود به نمايش گذاشته‌اند. و با عدم ايمان به حقانيت سخنان مراد، رابطه مريدي و مرادي آنها مخدوش است و به فرض بازگشت مراد نيز عملاً بهره‌اي از اين بازگشت نصيبشان نخواهد شد. پس بهتر آن‌كه آن دسته از مريداني كه با تعصب شديد خود تاكنون علي‌رغم استدلال‌هاي قوي منتقدان تاكنون به او اميد بسته بودند لااقل از اين پس به توصيه مراد خود عمل كنند و اگر واقعا دنبال الي الله هستند يا به يكي از شاگردان برجسته مرحوم سعادت‌پرور رجوع كنند و اگر مكتب آن مرحوم براي آنها موضوعيت ندارد و اصل سلوك را طالبند به شخصيتي ديگر از مجموعه سالكان الي‌الله رجوع نمايند. بلكه خداوند عنايت خود را شامل حالشان نمايد. @naghdeghaffari