eitaa logo
نقد غفاری
364 دنبال‌کننده
67 عکس
46 ویدیو
5 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بازي با آیاتی از ! (3) جناب غفاري در چهارمین جلسه تفسیر سوره عصر براي توجيه افتضاحي كه در تفسير كلمه خسران به بار آورده‌، اساساً منكر استثنا بودن كلمه «الا» ‌شده و مي‌گويد: «اين الا اينجا به نظر نمي‌رسد؛ الا زماني مياد كه قبلش رو انسان يا از كفار باشه يا از مشركين باشه يا تحت سيطره شيطان و نفس باشه يا از ظرف هدايت خارج و در ظرف ظالمين قرار بگيره. اين الا را حالا شما طلبه‌ها چي‌چي ميگيد بهش؟ شايد باشه! باشه! اينجا الا، نيست! مثل «لاغوينهم اجمعين الا عبادك منهم المخلصين» اينجا حضرت استاد مي‌فرمايد: اين الا، الاي اسثنا نيست!😳 [به معنای] مگر نيست!😳 اينجا لُنگ مي‌ندازه براي مخلصين! اصلاً جرأت نزديك شدن نداره تا بخواد اغفال بكنه. يعني مخلَص از همه اينها عبور كرده... اينجا هم معنا همين است. الا الذين آمنوا؛ چه كساني ايمان مي‌آورند؟! يعني رسول الله (ص) مظهر ايمان را علي (ع) معرفي مي‌كند!...پس اگر اين را الاي اسثنايي نگيريم مال كساني است كه ايمان به معناي واقعي آوردند.» درباره اين سخنان مشوش نيز بيان نكات زير لازم است: 1. اگر الا در اين آيه حرف ربط باشد و استثنا نباشد، معنا اينچنين خواهد شد: «به درستي كه انسان در خسران است و كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و توصيه به حق و صبر كردند!» به فرضي كه از روي جهالت اين نوع معنا كردن آيه را بپذيريم در آن صورت تكليف معناي آيه بر اساس بد دانستن خسران چه خواهد شد؟! 2. آقاي غفاري به مرحوم آيت الله سعادت پرور نسبت كذب داده كه ايشان كلمه الا در آيه «فبعزتك لاغوينهم اجمعين الا عبادك منهم المخلصين» را استثنا نگرفته و به معناي مگر ندانسته است! اين در حالي است كه در جلد دهم (صفحه 185) از كتاب (اثر استاد ) در ترجمه اين آيه آمده است: «پس به عزت و سرافرازي‌ات سوگند مسلماً همه آنها را گمراه خواهم نمود، مگر بندگان مخلَص و پاك [به تمام وجود] تو» اساساً اين الا جز به معناي استثنا و مگر هيچ معناي صحيح ديگري نمي‌تواند داشته باشد. 3. ما هيچ مفسر معتبر قرآني از شيعه و سني را نيافتيم كه كلمه الا در سوره عصر را به معناي استثنا نداند. @naghdeghaffari
خوردن از بود؟! جناب غفاري در بخش ديگري از تفسير مثلاً عرفاني خود از ضمن اشاره به داستان اخراج و (عليهما السلام) از بهشت، شجره ممنوعه را اسما و (ع) معرفي كرده و به تمجيد از عمل حضرت آدم و حوا (عليهما السلام) در خوردن از اين شجره پرداخته، عمل آنها را شجاعانه ناميده است. وي در بخشي از سخنان خود مي‌گويد: ▪️«اون شجره ممنوعه رو خدا مي‌کنه! خب چرا اون رو قرار دادي؟ چرا بايد زمينه‌اش را در من و قرار بده؟! و بعد ما بخواهيم! همه اينها زيباست. نشان داد؛ حضرت آدم (ع) و حضرت حوا (ع) اينها آن حقيقت را ديدند. شجره ممنوعه مقامات اهل بيت عصمت و طهارت (ع) بود؛ بود. اونها گفتند ما هم مي‌خوايم! فرمودند: شماها نمي‌تونيد! خداوند تبارک و تعالي قرار داد که من بخوام!... از اون طرف تمام اميال نفساني در وجودت قرار داده از اين ور تزيين فرموده، قرآن مي‌گه تزيين کردم تمام ماده را؛ از اون طرف ميلت را هم قرار دادم بعد بهت مي‌گم که به اين نزديک نشو (با خنده) اين چه کاريه قربونت برم؟!... ائمه هدي (ع) هم بهانه بود! در حقيقت اون شجره ممنوعه تجلي‌اي از تجليات خودش بود که مي‌خواست ببينه کي مرد ميدانه!»(جلسه اول) ▪️«چه کسي ما را به اين خسران انداخت؟ خداي تبارک و تعالي داره کارگرداني مي‌کنه! اينجا گندم مي‌ذاره، گندم حالا مثلي هست و مظهر مقامات اهل‌بيت (ع) است. از اين ور به ما مي‌گه منع مي‌کنه از اون ور به ميگه برو به ميدان! همه اينها حساب کتاب داره، مي‌خواد... اگر يادتون باشه يه وقتي بحث رو داشتيم. شجاعت اونيه که انسان نيست بشه. اينه که انسان يک چيري رو درخواست کنه در حالي که چون خدا فرمود اين انسان و قبول کرد! يعني از اون اول ما زدن به خودمان هستيم... اونکه بخاطرش از رضوان و بهشت الهي اخراج شديم و اين ظلم را بر خود پذيرفتيم و آمديم يادمون نره که انسان که تلاش نمي‌کنه دوباره برگرده به بهشت. ديوونه بوده که از اونجا بياد و دوباره تلاش کنه که برسه به اونجا. چون مرحله بالاتر را نشان دادند اونو مي‌خواد. شماها اينو مي‌خوايد. تشيّع اينو مي‌خواد... ما توي بهشت بوديم، يک چيز بالاتر را نشان دادند و خدا منع کرد؛ اونهايي که ترسو بودند بهش نزديک نشدند، اونهايي که شجاع بودند ورود پيدا کردند!»(جلسه دوم) 🔘اين عبارات بدترين بخش از سخنان جناب غفاري در تفسير اين سوره است. چرا كه شجاعانه معرفي كردن تناول از شجره ممنوعه و تمجيد از اين اقدام علاوه بر اينكه با مقتضاي آداب بندگي خداوند سازگار نيست، در تعارض با آيات متعددي از مجيد و روايات ائمه معصومين عليهم السلام است. ما در مطلب بعد به بررسي اين موضوع خواهيم پرداخت. @naghdeghaffari
خوردن از شجاعت بود؟! (2) قسمت دوم در قست قبل جملاتي از جناب غفاري در تمجيد از اقدام و (عليهما السلام) مبني بر تناول از شجره ممنوعه و ناميدن اين اقدام را نقل كرديم. اينك به نقل آيات متعددي از قرآن كه به اين موضوع پرداخته است، مي‌پردازيم. 🔸در آيه 35 از سوره بقرة و آيه 19 از سوره اعراف خداوند متعال نزديك شدن به اين درخت را از مصاديق ظلم ناميده، مي‌فرمايد: وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمينَ 🔸در آيه 20 از سوره أعراف نزديكي به اين درخت را حاصل وسوسه ناميده، مي‌فرمايد: فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما در ادامه همين آيه سخنان شيطان كه باعث آدم شد، بيان شده است: وَ قالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدين وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحين 🔸در آيه 120 از سوره طه نيز ضمن اشاره به به بخشي از سخنان فريبنده او اشاره شده است: فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ قالَ يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى 🔸در آيه 22 از سوره اعراف خوردن از ميوه درخت ممنوعه حاصل فريب شيطان معرفي شده، فريبي كه از نتايج آن آشكار شدن زشتي آدم و حوا و مورد سرزنش الهي قرار گرفتن آن دو بوده است: فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبينٌ 🔸در آيه 121 از سوره طه نيز ضمن تكرار ماجراي آشكار شدن زشتي‌هاي آن دو بر اين نكته تاكيد شده است كه آدم به نافرماني از پروردگار خود به وعده شيطان هم نرسيد: وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى 🔸در آيه 23 از سوره اعراف به پشيماني آدم و حوا و آنها اشاره شده است: قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ 🔸در آيه 37 از سوره بقره به آدم و حوا اشاره شده است: فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ 🔸در آيه 122 از سوره طه به برگزيدن آدم، و او اشاره شده است: ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى 🔸در آيه 36 از سوره بقره به و حوا (ع) از بهشت و به زمين به واسطه از شيطان تصريح شده است: فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حين 🔸در آيه 24 از سوره اعراف نيز ماجراي تكرار شده است: قالَ اهْبِطُوا (الي آخره) 🔸در آيه 38 از سوره بقره بر تنزل عمومي جايگاه آدميان تاكيد شده است: قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً 🔸در آيه 27 از سوره اعراف خداوند متعال فرزندان آدم را مورد خطاب قرار داده كه مبادا همچون پدر و مادرتان شيطان را بخوريد: يا بَني آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما ❓اكنون پرسش ما از جناب غفاري آن است كه چگونه ممكن است عملي‌ هم از مصادیق معرفی شده باشد، هم مورد صريح الهي قرار گرفته باشد، هم در ارتكاب آن عمل، دخالت داشته باشد، هم مرتكبين آن عمل مورد خداوند واقع شده، يافته باشند و به اين واسطه شده، كرده باشند و هم خداوند از فرزندان آنها خواسته باشد كه از ماجراي پدر و مادرشان بگيرند و در عين حال با اين همه نكوهش‌ها و سرزنش‌ها چنين عملي از سوی شما مصداق معرفی شده، مورد شما قرار بگيرد؟! ادامه دارد... @naghdeghaffari
🔔 ما به از جریان غفاری افراد حق طلبی که پیش از این در حلقه ارادتمندان جناب غفاری بوده اند اما در اثر مشاهدات خود یا شنیدن و از وی جدا شده اند را می توان به دو دسته تقسیم کرد. ▪️دسته اول آنها که در اثر فریبی که از این جریان خورده اند، از پیمودن مسیر به کلی شده، حتی اعتمادشان به اساتید با صلاحیت نیز با مشکل مواجه می شود. برخی از آنها حتی به ضدیت با اصل روی می آورند. این بزرگترین ضربه ای است که افراد بی صلاحیت به سابق خود و بالاتر از آن به جریان اصیل وارد کرده و می کنند. عجیب آنکه برخی از افراد علی رغم آنکه به اشکالات خود پی برده اند از گرفتار شدن به این حالت، خود را از شنیدن و خواندن اشکالات منتقدان دور نگه می دارند تا بتوانند ولو با و ، خویشتن را در حلقه مرادشان نگه دارند اما واضح است که بهره برداری از مسیر سلوک، جز با به صلاحیت استاد و کامل بودن او امکان پذیر نیست. ▪️دسته دوم آنها هستند که چون تسلیم حق و حقیقتند، لحظه به لحظه هدایت را از خداوند متعال طلب می کنند. آنها این را مقدمه خود قرار می دهند. به فرصت نمی دهند تا آنها را از طی مسیر بازدارد. بلکه با ، ، و به دنبال یافتن سر از پا نمی شناسند. ما حکایت های زیبایی از برخی افرادی شنیده ایم که مثلا به عشق در حلقه مریدان جناب غفاری گرفتار شده بودند اما با دعا و توسل از هدایت آیت الله بهجت برخوردار شده، به چشمه زلالی متصل شدند. والعاقبه للمتقین @naghdeghaffari
🔔 ما به از جریان غفاری افراد حق طلبی که پیش از این در حلقه ارادتمندان جناب غفاری بوده اند اما در اثر مشاهدات خود یا شنیدن و از وی جدا شده اند را می توان به دو دسته تقسیم کرد. ▪️دسته اول آنها که در اثر فریبی که از این جریان خورده اند، از پیمودن مسیر به کلی شده، حتی اعتمادشان به اساتید با صلاحیت نیز با مشکل مواجه می شود. برخی از آنها حتی به ضدیت با اصل روی می آورند. این بزرگترین ضربه ای است که افراد بی صلاحیت به سابق خود و بالاتر از آن به جریان اصیل وارد کرده و می کنند. عجیب آنکه برخی از افراد علی رغم آنکه به اشکالات خود پی برده اند از گرفتار شدن به این حالت، خود را از شنیدن و خواندن اشکالات منتقدان دور نگه می دارند تا بتوانند ولو با و ، خویشتن را در حلقه مرادشان نگه دارند اما واضح است که بهره برداری از مسیر سلوک، جز با به صلاحیت استاد و کامل بودن او امکان پذیر نیست. ▪️دسته دوم آنها هستند که چون تسلیم حق و حقیقتند، لحظه به لحظه هدایت را از خداوند متعال طلب می کنند. آنها این را مقدمه خود قرار می دهند. به فرصت نمی دهند تا آنها را از طی مسیر بازدارد. بلکه با ، ، و به دنبال یافتن سر از پا نمی شناسند. ما حکایت های زیبایی از برخی افرادی شنیده ایم که مثلا به عشق در حلقه مریدان جناب غفاری گرفتار شده بودند اما با دعا و توسل از هدایت آیت الله بهجت برخوردار شده، به چشمه زلالی متصل شدند. والعاقبه للمتقین @naghdeghaffari
🔔 ما به از جریان غفاری افراد حق طلبی که پیش از این در حلقه ارادتمندان جناب غفاری بوده اند اما در اثر مشاهدات خود یا شنیدن و از وی جدا شده اند را می توان به دو دسته تقسیم کرد. ▪️دسته اول آنها که در اثر فریبی که از این جریان خورده اند، از پیمودن مسیر به کلی شده، حتی اعتمادشان به اساتید با صلاحیت نیز با مشکل مواجه می شود. برخی از آنها حتی به ضدیت با اصل روی می آورند. این بزرگترین ضربه ای است که افراد بی صلاحیت به سابق خود و بالاتر از آن به جریان اصیل وارد کرده و می کنند. عجیب آنکه برخی از افراد علی رغم آنکه به اشکالات خود پی برده اند از گرفتار شدن به این حالت، خود را از شنیدن و خواندن اشکالات منتقدان دور نگه می دارند تا بتوانند ولو با و ، خویشتن را در حلقه مرادشان نگه دارند اما واضح است که بهره برداری از مسیر سلوک، جز با به صلاحیت استاد و کامل بودن او امکان پذیر نیست. ▪️دسته دوم آنها هستند که چون تسلیم حق و حقیقتند، لحظه به لحظه هدایت را از خداوند متعال طلب می کنند. آنها این را مقدمه خود قرار می دهند. به فرصت نمی دهند تا آنها را از طی مسیر بازدارد. بلکه با ، ، و به دنبال یافتن سر از پا نمی شناسند. ما حکایت های زیبایی از برخی افرادی شنیده ایم که مثلا به عشق در حلقه مریدان جناب غفاری گرفتار شده بودند اما با دعا و توسل از هدایت آیت الله بهجت برخوردار شده، به چشمه زلالی متصل شدند. والعاقبه للمتقین @naghdeghaffari