هدایت شده از •بغضخاکخورده۲۱۴۱•
خب امروز؟
امروز همون روزیه که یه چال گونهایه چش قشنگ به دنیا اومده
اوه نه ..
جملاتو سنگین نمیکنم ،
بیا ساده باهم حرف بزنیم
مثلاً بزار ساده بگم که تو خاصی !
اونقدر خاص که حاضرم باهات روی یه بالش بخوابم ؛
حاضرم نصف پتومو بهت بدم ؛
حاضرم تو لیوانی که تو باهاش آب خوردی آب بخورم ؛
حاضرم دست به موهات بزنم و نوازشت کنم ؛
حاضرم توی یه ظرف باهات غذا بخورم ؛
حاضرم اون دستات که همیشه کرمی و چربن رو ساعت ها توی دستام بگیرم ؛
حاضرم ماکارونیمو ،تیکه های بزرگ پیتزامو ،تهدیگ سیبزمینیمو ، نوشابهمو ،بستنیمو و حتی گُلامو کتابامو بهت بدم ؛
تو خاصی اونقدر که تمام شعرای قشنگمو واسه تو میخونم ؛
منی که واسه همه گوش شنوام واسه تو فقط میگم و میگم انقدر میگم که گاهی تو چشات «میشهخفهشی» رو میخونم ؛
ولی خب دست خودم که نیست
آخه تو همون:
«خودت محرم رازایِ تو دلمی..»ای دیگه :)
هر جا برم تو نباشی همه تعجب میکنن و میگن:«وا حدیث کو پس؟»
آخه تو همون:
«تو رفیق شیشِ منی،هرجا برم پیش منی»ای دیگه :)
هیچوقت یادم نمیره اون روزایی رو که با بغض سر کردم و حالم بد بود فقط تو بودی که کنارم بودی
آخه تو همون:
«منو تنها نداشتی آخه تنهایی کشیدی
عجب جایِ درستی به داد من رسیدی»ای دیگه :)
هرخلافی که کردم تو شریک جرمم بودی
اصن میدونی خرابکاریم با تو شیرین تره
آخه تو همون:
«بهترین رفیق منی،پایه ثابتی شریک غمی»ای دیگه :)
خلاصه که ممنونم بابت اینکه بااینهمه آدم دوروبرت منو به قلبت راه دادی
آره خب تو همون:
«با آنهمه دلداده دلش بسته ما شد
ای من به فدای دل دیوانه پسندش»ای دیگه :)
دوسِت دارم خاص ترین خاصِ من:)
تولدت مبارک²⁹³🌱🤍
-•[ߊܠܝ̇ߺحیܢ̣]•-
رفیق خودم
تن من نمیتونه بدون تو زنده بمونه
من + تو تا ابد همیشگی هستیم.
تو همونی هستی که تا یه اتفاقی میوفته،گوشیمو باز میکنم،میبینم٤٥تا پی ام از تو دارم بعد کنجکاوانه چشمامو تیز میکنم میگم [یا خدااا،چی شدههه].
وابستگی دست خودم آدم نیستش،من به تو وابسته شدم.
یهو به خودم میام میبینم تا گردن تو فکر و خیالت غرقم.
من به دستای گرمت برای ادامه دادن زندگیم نیاز دارم،لطفا بمون و هیچوقت از پیشم نرو
از اون رفیق دبیرستانیا که تهش با همن
"مثل سهراب و هاشم"
ببین..
من مطمئنم آخرشم یه روز با کیک و شیرکاکائو میخورمت که همیشه تو دلم بمونی😂
هدایت شده از ‹ مَبـهوت ›
99% مواقع پشت هر سگ شدنی یه
دلتنگی وجود داره و کسی نمیفهمه،
هدایت شده از شیرینی خونه مدیا
کاش یکی بود که فقط به من توجه میکرد، یعنی فقط فقط من .
-•[ߊܠܝ̇ߺحیܢ̣]•-
کاش یکی بود که فقط به من توجه میکرد، یعنی فقط فقط من .
آدمیزاد سختشه که بگه "به من توجه کن".
برای همین قیل و قال راه میندازه، عصبی میشه، داد میزنه، قهر میکنه، فرار میکنه، با خودش و زمین و زمان لج میکنه، برای اینکه به چشم بیاد؛ برای اینکه دیده شه!
تو فقط میبینی که چشماشو میبنده و داد میزنه و هیچی نمیشنوه؛ اون داره میپره و دستاشو تکون میده و میگه "هی! من اینجام! ببین منو!"
داره میگه "به من توجه کن."
و میدونی چقدر درموندست این جمله؟
سراسر التماسه و وقتی به زبون بیاد، اگه به زبون بیاد؛ دیگه گفتن و نگفتنش، فرقی نداره...
-•[مَسیث]•-
-•[ߊܠܝ̇ߺحیܢ̣]•-
آخرم روی تو دست گذاشتم تو گوشیم اسمتو نفس گذاشتم
نیومده کجا ول کردی رفتی؟
از تو که عشقمی توقع داشتم