هدایت شده از شیرینی خونه مدیا
کاش یکی بود که فقط به من توجه میکرد، یعنی فقط فقط من .
-•[ߊܠܝ̇ߺحیܢ̣]•-
کاش یکی بود که فقط به من توجه میکرد، یعنی فقط فقط من .
آدمیزاد سختشه که بگه "به من توجه کن".
برای همین قیل و قال راه میندازه، عصبی میشه، داد میزنه، قهر میکنه، فرار میکنه، با خودش و زمین و زمان لج میکنه، برای اینکه به چشم بیاد؛ برای اینکه دیده شه!
تو فقط میبینی که چشماشو میبنده و داد میزنه و هیچی نمیشنوه؛ اون داره میپره و دستاشو تکون میده و میگه "هی! من اینجام! ببین منو!"
داره میگه "به من توجه کن."
و میدونی چقدر درموندست این جمله؟
سراسر التماسه و وقتی به زبون بیاد، اگه به زبون بیاد؛ دیگه گفتن و نگفتنش، فرقی نداره...
-•[مَسیث]•-
-•[ߊܠܝ̇ߺحیܢ̣]•-
آخرم روی تو دست گذاشتم تو گوشیم اسمتو نفس گذاشتم
نیومده کجا ول کردی رفتی؟
از تو که عشقمی توقع داشتم
-•[ߊܠܝ̇ߺحیܢ̣]•-
واسه اشک چشام ممنون واسه حال بدیام ممنون
آره خب شما یادت رفت
ولی من همچیو یادم موند!
کتاب هه:
به شدت چاق شده بود ؛.
ازش پرسیدم چیکار کردی با خودت؟
گفت: این بغض لعنتی با هیچی پایین نمیره، هی لقمه رو بزرگتر میکنم!
به حرف اون روزش خندیدم
تا اینکه یه بغض دائمي نشست بیخ گلوم؛ فقط من لقمه رو حذف کردم.