" ناجـــه "
- پاریوقتها مینشینم زیر سقف آسمان و به ماه خیره میشوم .
به حجم سیاهِ شب مینگرم و به همهچیز میاندیشم .
به تمام اتفاقات روز ، به آدمها ، به رفتارها ، به حرفها ، به لبخندها .
به درون خود فرو میروم و با خود خلوت میکنم ؛ خلوتی از جنس شعر و موسیقی .
ماه هم همیشه همصحبتِ خلوتهای من است .
نگاهش میکنم و انگار که گوشی دارد برای شنیدن حرفهای من ، زیرلبی تمامِ چیزهایی که ذهنم را درگیر کرده است ، برایش تعریف میکنم .
و او گوش میدهد ، نور میتاباند و من انگار میکنم به من لبخند میزند .
گاهی هم پنهانی شعر نیما را زیرلب زمزمه میکنم و لبخند کمرنگی میزنم.
منظورم هرچه هست ، ماه میفهمد .
« نام بعضی نفرات ،
رزق روحم شده است .
وقت هر دلتنگی ،
سویشان دارم دست
جرئتم میبخشد ،
روشنم میدارد ... »
ماه رازدار خوبیست . از این واهمه ندارم حرفهایم را به کسی بگوید و با خیال راحت شطحیات میگویم : )
فیالحال در همین احوالات به سر میبرم .
سرمای پاییز ، من و ماه ، ملودیِ آرام موسیقی و واژههایی که به رقص درمیآیند .
آرام زمزمه میکنم :« اگر ماه بودم ، به هرجا که بودی ، سراغ تو را خدا میگرفتم.»
و باز فرو میروم در اعماق اندیشههایم ! : )
- گلنار .
لطفاً امشب برای آقایِ رضا امیرخانی خیلی دعا کنید .
فکرکنید یکی از عزیزان خودتان حالش خوب نیست و از ته دل، دعا کنید .
قلمِ این مرد ، بینظیر است. جامعه هنوز نیازمند حضور اوست!✨
_ چه چیزی میتواند تو را از غم نجات دهد؟
- ادبیات ، شعر ، خیال : )
من اگر با ادبیات آشنا نشده بودم ، ممکن نبود از روزهایِ سخت عبور کنم!
ادبیات تنها پناهِ روزهای غمانگیزِ من است :)