رنگآمیزی پرچم اسرائیل دانشگاه :)💙
" ناجـــه "
_
- دیدی عزیزِ من ؟
آذر هم به نیمه رسید . . .
پاییز امسال در آستانهی تمام شدن است ،
بدونِ هیچ اتفاقِ هیجانانگیزی!
بدونِ قدمزدنِ طولانی زیر باران .
بدونِ بیدار ماندن تا صبح .
بدونِ وقتگذراندن با تو .
بدونِ صحبت کردن از کتابها .
بدونِ ملودیِ خشخش برگها
و آمیخته شدنش با صدایِ تو .
بدونِ شعرخواندن در یکشبِ پاییزی .
بدونِ لحظههای ناب و خاطرهانگیز .
پاییز امسال ، عجیب گذشت . . .
نه بارانی بارید که آرام قدم بزنم ،
به تو فکر کنم و برایت دعا کنم .
نه کسی را دیدم که به یادت بیفتم ،
نه توانستم بیمهابا در خیابان راه بروم ،
چاووشی گوش بدهم و لحظههایمان را مرور کنم!
پاییز امسال؛ پر از خالی بود ...
پر از جایِ خالیِ تو و لبخندهایت در ثانیههای زندگیام .
پر از جایِ خالی حرفهایت در مهمترین
لحظات عمرم .
پاییز امسال پر بود از شبهایی که دلم میخواست تا صبح بیدار بمانم و با تو حرف بزنم ؛ اما نمیشد .
پر از اتفاقاتِ جالبی که فقط به تو میتوانستم بگویم و نگفتم . .
اما مهم نیست ؛
به گمانم هفتهی پیش ، همهی این نبودنها جبران شد .
شاید بهاندازهی تمام دلتنگیهایم نبود ،
اما برای التیامِ دردهایم ، کافی بود✨
حالا باز هم کتاب پاییز آمد را دست
میگیرم و ورق میزنم .
غرق میشوم در خاطراتِ فخرالسادات و
ذهنم به روزهای انقلاب پرواز میکند . .
دوستدارم روزهای پایانی پاییز ، با این رمان عاشقانه بگذرد .
رمانی که انتهایِ عشقش به شهادت
ختم میشود و حضرتِ آقا ، برایش تقریظ
نوشتهاست .
پیشنهاد میکنم این کتاب را بخوانید .
سادگی واژههایش ، نمکگیرتان میکند : )🍁
- گلنار .