" ناجــه "
ء.
اگر از من بپرسی، میگویم آدمی باید بندهی دلخوشیهای کوتاه باشد، نه غمهای طولانی و ممتد.
نه که فکر کنی میخواهم از این حرفهای کلیشهای و انگیزشی بزنمها ، نه!
من فقط میخواهم بگویم بیا نوعِ نگاهمان به اتفاقات را تغییر دهیم.
بیا از زاویهای نگاه کنیم، که از چشممان دور مانده.
مثلاً بیا بین هزاران دلیل برای غصه خوردن، یک دلیل برای لبخند زدن پیدا کنیم.
بیا از آبیِ آسمان و سبزی درختان،
از شکوفههای بهاری، از عطرِ دلانگیز بهارنارنج و یاس و محمدی،
از بارانهای ناگهانی، از نسیم ملایم عصرگاهی، از تابش نور خورشید،
از تماشایِ ماه و حتی از دم و بازدم هر روزمان لذت ببریم🌝🪄
دنیا جای قشنگتری نمیشود اگر هر روز به جای اینکه غر بزنیم و مدام اخبار را چک کنیم، لبخند بزنیم و واقعاً زندگی کنیم؟
دنیا خواستنیتر نیست اگر فیلم ببینی، درس بخوانی، مطالعه کنی، یک دورهی آموزشی شرکت کنی و دور بمانی از هر آنچه که انرژیات را میگیرد ؟
میدانم که از واقعیت نمیشود فرار کرد، اما میشود راحتتر با آن کنار آمد و زندگی را از سر گرفت. نمیشود ؟
به قول یک عزیزی، حتی جنگ را هم میشود جور دیگر دید.
میگفت :
« چیزی توی جنگ وجود داره به نامِ "حکمت" !
حکمت همون واکسنیه که مامان گریه میکنه برای دردش اما تصمیم گرفته که به بچه بزنه تا واکسیناسیون بشه!
جنگ همون واکسیناسیونِ زندگی هامونه✨ »
آری عزیزِ من ؛
وقتی نوعِ نگاهت به وقایع اطراف را تغییر دهی و همه را به دیدِ خیر و حکمت ببینی،
دیگر هیچ تندبادی نمیتواند تو را پژمرده و هیچ آتشی نمیتواند تو را خاکستر کند!
همهچیز به نوعِ نگاه تو،
بستگی دارد عزیزِ من : )🦋🤍
- گلنار .
" ناجــه "
کتابهای پیشنهادی : چایت را من شیرین میکنم ( ۴جلد ) سانتا ماریا بادبادک باز دا دنیای سوفی طعم ش
بچهها همهی کتابهایی که تو ناشناس گفته بودین رو لیست کردم : )
ممنون از مشارکت همگی✨🍮
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
حالا جنگ آرام گرفته. تو دیگر در قاب تلوزیون نیستی آقای سخنگو. جنگ که بود، تو با مردم حرف میزدی. بسمالله قاصمالجبارین میگفتی و اقدامات میدان را به زبانی ساده برای عوام تشریح میکردی. تو حتی به زبان انگلیسی و عبری هم چیزهایی میگفتی و آنها را بهجان هم میانداختی. وقتی که انگشت بلند میکردی و برایشان خط و نشان میکشیدی ما میفهمیدیم که در میدان چهخبر است و طرح ما چیست و کجاها را قرار است بزنیم.«وما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم» انگار از ابتدا برای تو نازل شده بود. که چند قرن پس از رسول بیایی و توی قاب تلوزیون بخوانیاش و بروی. حالا تو نیستی. کار دست دیپلماتهاست. کسی با مردم حرف نمیزند. ما نمیدانیم چه میگذرد و حتی علت اینکه حرف نمیزنند هم نمیدانیم. کاش تو بودی. انگشت اشاره بلند میکردی و به گوشه لبی که کج میکردی، برایمان کمی حرف میزدی. چقدر جای تو خالی است جناب سخنگو!
«مهدی مولایی»
@m_molaie110
" ناجــه "
_
روی جعبهی دستمال کاغذی، نوشته بود :
« کی اشکاتو پاک میکنه، وقتی که غصه داری؟ »
جمله رو چندبار خوندم و به این فکر کردم که چقدر این روزها هیچ کسی رو ندارم که کنارم که وقتی غمگینم و دارم عامدانه اشک میریزم، اشکهام رو پاک کنه : )
به این فکر کردم که گاهی آدم چقدر تنها میشه، ولی اونقدر خودش رو با کارهای مختلف سرگرم میکنه که یادش بره این تنهایی رو...
شاید این روزها، شلوغترین روزهای زندگیم باشه، شاید با جمع باشم، شاید بگم، بخندم و سرخوش باشم از اینکه کنارِ دوستامم، ولی درنهایت هیچکس نیست که شب، وقتی همهجا ساکته و غم هجوم میاره به قلبِ نازکم، کنارم باشه و من بتونم سرم رو روی شونههاش بذارم و یه دل سیر اشک بریزم : )
کسی نیست که قشنگی چشمام براش مهم باشه. کسی نیست که طاقت چشمایِ خیس منو نداشته باشه...
این شاید یه جملهی خیلی ساده باشه،
ولی خیلی حرفها تو دلش داره : )
این جمله، بهم یادآوری کرد که من هنوز هم تنهام. و انگار قرار نیست این تنهایی مفرط، از بین بره!
نمیدونم، شاید تنهایی، مقدر شده برای آدمهایی مثل ما !
- گلنار .
- دلی و موقت*
" ناجــه "
_
شاید خیلی طولانیتر از همیشه شد، ولی این کتاب هم به خاطرهها پیوست...
عاشقانهای آمیخته با جنگ*
روزتون مبارك عزیز دردونههایِ خدا :)💗
" ناجــه "
دختر که باشی ؛
نور از چشمت میباره و مهربونی از رفتارت.
قدرتت اونجاست، پشت همین لطافتِ قشنگت🤍
قدرتی که میتونه سختترین روزها رو هم روشن کنه✨
دختر که باشی ؛
با یه لبخندت حالِ دلها بهتر میشه :)
با یه قدمت امید میاد🌱
با حضورت دنیا رنگیتر میشه🎨
تو ساخته شدی برای خلقِ اتفاقهای خوب،
برای قوی بودن ،
حتی وقتی ظریف به نظر میرسی🌝
برای اینکه هر جا میری یه تکه از عشق و زندگی همراهت باشه🪴
تو مأمور شادی و امید روی زمینی :)
روز دختــر مبارک.🕯✨💗