" ناجــه "
-
- دوست دارم وقتی کتاب میخونم؛
گوشیم رو کاملاً خاموش کنم تا کسی منو از دنیای داستان بیرون نکشه!
دوست دارم همهی خونه رو ساکت کنم، تا تمرکزم فقط و فقط روی داستانی باشه که دارم میخونم و بتونم بهتر توی ذهنم تصورش کنم و با شخصیت قصه زندگی کنم : )
دوست دارم ساعتهای طولانی کتاب بخونم و فراموش کنم چه اتفاقی داره اطرافم میگذره.
گاهی آدم واقعاً نیاز داره از رنجِ حقیقت فرار کنه و به دنیایِ داستان پناه ببره.
و کتاب خوندن دقیقاً همون چیزیه که حالمو بهتر میکنه، بهم جرئت ادامهدادن میده ، نور امید رو تو دلم روشن میکنه و باعث میشه زندگیهای مختلفی رو تجربه کنم.
زندگیهایی که شاید زندگیِ من نباشن،
اما میتونم عمق غم و شادی، سختی و لطافتش رو درک کنم.
میتونم بارها عاشق بشم، درحالی که خودم چندان عشق رو تجربه نکردم.
میتونم هزارانبار بمیرم و زنده بشم، در صورتی که فقط روی صندلی، روبهروی ضلع شرقی پنجرهی اتاقم نشستم : )
واقعاً دنیای داستان، دنیای هیجانانگیزیه که هرچقدر در اون فرو میرم، نه تنها غرق نمیشم بلکه نجات پیدا میکنم!
اگه یه روزی بخوام یه توصیه به اطرافیانم بکنم، میگم :« زیاد کتاب بخونید و کتابهای خوب بخونید. تا بارها زندگی کنید و بیشتر از سنتون تجربه کسب کنید! »
پ.ن : فیالحال مشغول خوندن کتابِ
من، پیش از تو هستم :)
- گلنار .
" ناجــه "
ترکیب شب و گل و بارون با یه رفیقی که نازکتر از برگِ گله، ترکیب برندهایه😌🤍
رفت تو گلفروشی، گفت به نظرت کدومش خوشگلتره؟
نمیدونستم میخواد برای کی گل بگیره، داشتم نظر میدادم.
گفتم رز صورتی با گل عروس خیلی خوشگله.
تو مدت زمانی که فروشنده داشت گل رو آماده میکرد، از گلها لذت میبردم و ازشون عکس میگرفتم.
وقتی میخواست کارتش رو انتخاب کنه،
گفتم برای کی میخوای بگیری؟
جواب درستی نداد، یه کارت رو انتخاب کرد و اومدیم بیرون.
دم در گلفروشی، گل رو گرفت سمت من و گفت:« روز دختر گذشتهت مبارک عزیزم💗»
باورم نمیشد گل رو برای من گرفته!
از ذوق، تپش قلب گرفته بودم : )
از ته دل قهقهه زدم و بغلش کردم...
امشب توی تجمعات، یه دخترِ سبزپوشم که گلِ رز صورتیش رو بغل گرفته و چشماش میخنده.
و هرکی بهش میرسه، با لبخند و تعجب نگاهش میکنه و میپرسه :« کی بهت گل داده؟ »
منم آروم میخندم و پز رفیقِ قشنگم رو میدم💙
- گلنار .
" ناجــه "
رفت تو گلفروشی، گفت به نظرت کدومش خوشگلتره؟ نمیدونستم میخواد برای کی گل بگیره، داشتم نظر میداد
17.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بماند به یادگار ؛
از ششِ اردیبهشتِ چهار صفر پنج :)✨
هدایت شده از ♡.ִֶָ𓂃مَطلَــع
بعد از تو از دلبستگی از عشق ترسیدم
عاشق نبودی بی گمان من دیر فهمیدم
با اینکه هرجا رفتی از این عشق بد گفتی
با هرکسی پشت سرت بد گفت جنگیدم
از بس که آزردی مرا کم طاقتم کردی
از گل اگر کمتر به من گفتند رنجیدم
در چشم من تو بهترین خلق خدا بودی
نیکوترین هارا همیشه با تو سنجیدم
هرگز نفهمیدی چه جایی در دلم داری
من بارها عکس تورا تا صبح بوسیدم
برگشتی و پرسیدی از من دوستم داری؟
گفتم نمیدانم پر از ابهام و تردیدم
گفتی حلالم کن خطا کردم پشیمانم
آهی کشیدم از دل و گفتم که بخشیدم(:
✍️🏻مهدیه مسیبی
#غزل
https://eitaa.com/Mahdiehmim
" ناجــه "
بعد از تو از دلبستگی از عشق ترسیدم عاشق نبودی بی گمان من دیر فهمیدم با اینکه هرجا رفتی از این عشق ب
چنلِ دوستِ شاعرم✨💙
شعرهاش واقعاً قشنگ و دلرباست،
عضو بشین، پشیمون نمیشید😌🌱
21.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- ماجرای جعفرپلنگی که خــــــادمِ امام رضا علیه السلام بود :)💛
|@launcher8|