رادیوناجه .ـ ضوء الحُب ـ.mp3
زمان:
حجم:
4.5M
« قسمتِدو »
چه رازی نهفته بود بین او و خدا که اینگونه با آرامش از مرگ سخن میگفت؟
- به قلمِ : گلنار
- به گویندگی : خانمِ پناه .
- کاری از : رادیوناجه .
رادیوناجه .- ضوء الحُب - .mp3
زمان:
حجم:
5.5M
« قسمتِسه »
رقیه اما دلش آرام نمیگرفت، مدام میگفت :« عمه، بابام کجاست؟ من دلم براش تنگ شده! »
و باز گریه را از سر میگرفت ...
بهقلمِ : گلنار .
گوینده : مبینادهقانیفیروزآبادی
کاری از : رادیو ناجه .
- خواستم بگم اگه رفیقی دارین که براتون با حزن و غم مداحی میخونه ؛ قدرش رو بدونین :)))))
اینجور آدما کم پیدا میشن، شاید بشه گفت خاص و ناب هستن!✨☁️
رادیوناجه .- ضوءالحُب -.mp3
زمان:
حجم:
5.3M
« قسمتِچهار »
من تردید را در پاهای لرزان حر و نگاه هراسانش میدیدم . سربازان حر او را سرزنش میکردند، حر اما به چیز دیگری میاندیشید و به حرفهای آنها توجهی نمیکرد . .
با قلم و صدایِ گلنار .
کاری از : رادیوناجه .
رادیوناجه .- ضوءالحُب - .mp3
زمان:
حجم:
4.9M
«قسمتِپنج »
چقدر شبیه پدرش بود ؛ این را نهتنها من، که دشمنان هم اعتراف میکردند ..
بهقلمِ : گلنار .
به گویندگی : خانمِ پناه .
کاری از : رادیوناجه .
- بماند به یادگار . .
روضههای خانگی هرسالهی مامانبزرگ و افتخارِ چاییریز بودن :)☕️
" ناجـــه "
- صدایِ تقتق استکانها با نوایِ آرام حسینحسین روضهخوان درهم آمیخته شده ..
باز دلم هوایِ چاییخانهی امامرضا را میکند : )
زیرلب زمزمه میکنم :« آقایِامامحسین ؛
چاییِ روضهت رو ریختم و با دستای خودم به عزادارات تعارف کردم. استکانها را شستم و افتخار کردم به نوکریت !
فقط یه چیزی ازت میخوام، امسال برام خیر با لبخند رو رقم بزن.
یه کاری کن سالِ دیگه، موقع ریختنِ چای، دانشجوِ دبیریادبیات باشم :) »
گریههای مامانبزرگ مرا از فکر بیرون میآورد. چند دقیقهای پیش دلیلِ بغضهای مدامش را پرسیدم و دلم تپید.
از اعماق وجود دعا کردم خواهرش، هرچه زودتر سلامتیاش را به دست آورد و مثل هرسال مهمانِ روضههایش باشد ..
- گلنار .
- ششِ محرمالحرام ۱۴۴۷
- یازدهِ تیرِ ۱۴۰۴