eitaa logo
" ناجـــه "
336 دنبال‌کننده
338 عکس
45 ویدیو
1 فایل
ناجــه ؟ آرزویِ آمیخته با حســرت :) محفلی برایِ شاعرانه‌هایم!🩵 https://abzarek.ir/service-p/msg/2529759 بیا بشینیم کنار شومینه ، چای بخوریم و حرف بزنیم. خب؟ منِ‌آبی : @Awriter کپی؟ خودت خلق کُنـی، قشنگ‌تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
" ناجـــه "
« روایت‌هایی از طریق الحُب » . قسمت پنجم . دوستی‌هایِ خالصانه :) درنظرِ من، رفاقت‌هایی که به نام حسین(ع) گره خورده باشد، خالص‌تر ، ناب‌تر و ماندگارتر است .. دست‌هایشان را دور گردنِ هم انداخته‌اند و راه می‌روند. احساس می‌کنم چیزهایی هم در گوش همدیگر پچ می‌زنند . یکی‌شان عطر دستش است، میان راه می‌ایستد و زائران را خوش‌بو می‌کند . دیگری لقمه‌ی غذا با دوغ دستش است. لقمه را چند قدم عقب‌تر از یکی موکب‌ها گرفته و احتمال می‌دهم موقع خوردنش آن را با دوستش تقسیم کند .. این دوستی‌ها عجیب لبخند را روی لبانم می‌آورد :) گاهی با خود می‌گویم :« چقدر خوشبختند آنهایی که رفاقت‌هایشان هم بویِ حسین(ع) می‌دهد. و چه خوشبخت‌تر آنهایی که از بچگی، هم با حسین(ع) رفیقند هم با محبانِ حُسین ... - گلنار .
هدایت شده از رادیو عَقیق ؛
47.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قصه از آن‌جا شروع شد ك خدا ؛ مهر ِیك بی‌کفن انداخت میان ِدل ِما : ) ____ _ _ _ ___ تقدیم به ؛ جامونده‌ها و زائران ابی‌عبدالله🤍 . . ‹ کاری از تیم و اهالی ِرادیو عَقیق
بشتابید بشتابید✨ موسسه خیریه نیک‌گسترِ وصال در حال نیرو گرفتن برای فعالیت در گروه رسانه و فضای مجازی‌ست . اگر دوست دارید به کارهای مورد علاقه‌تان ( کانال‌داری ، پیج‌داری ، فتوشاپ، اینشات ، گویندگی و نویسندگی و ‌..‌.) بپردازید ؛ سریع لینک زیر را باز کنید و نام نویسی کنید تا به گروه بزرگِ رسانه‌ی این موسسه بپیوندید🤗 راستی فرصت ثبت‌نام هم محدوده♨️ هم مجازی و هم حضوری میتونید فعالیت کنید : ) 🌼. 🌼. 🌼 . 🌼 . 🌼 . 🌼 جهت تکمیل فراخوان جذب نیرو وارد دیجی فرم زیر شوید : https://digiform.ir/w1e34a0c4 آدرس موسسه : مشهد ؛ میدان شهدا . ۱. خیابان دانشگاه ۶ ، داخل کوچه موسسه خیریه نیک‌گستر‌ِ وصال . ۲. خیابان دانشگاه ۴ ، موسسه قرآن و عترت فدک‌سبزطوس .
" ناجـــه "
✨بشتابید بشتابید✨ موسسه خیریه نیک‌گسترِ وصال در حال نیرو گرفتن برای فعالیت در گروه رسانه و فضای مجا
این موسسه برای خانواده‌‌ی رفیقمه و کاملاً معتبره . خودمم قراره باهاشون همکاری کنم : ) اگه علاقه و مهارتش رو دارید، بسم‌الله😃🪴
" ناجـــه "
« روایت‌هایی از طریق الحُب » . قسمت ششم . اولین‌ قدم‌ها در راهِ حسین(ع) ... نگاهش که می‌کردی، دلت برایِ پاهای کوچکش غنج می‌رفت‌ . معلوم بود تازه یاد گرفته راه برود. یکی‌دوقدم که برمی‌داشت تلوتلو می‌خورد و مادرش حواسش بود که یکهو نیفتد ... باز هم به فکر فرو می‌روم‌ . حب حسین(ع) آنقدر در تن و جان عرب‌ها ریشه دوانده که بچه‌هایشان در راه او قد می‌کشند. اولین حرف‌هایشان ذکر حسین، اولین قدم‌هایشان، در راه حسین، اولین ذوق‌هایشان برای دیدنِ گنبد طلاییِ حسین و یک در کلمه ، اولین عشق‌ِ زندگی‌شان خلاصه می‌شود در نامِ حسین(ع) کودکانِ عراقی، عجیب گره خورده‌اند با حسین(ع) ؛ هرچقدر فکر می‌کنم دلیلی نمی‌یابم مگر تأثیر مادرانشان! مادرانی که انگار هربار به فرزندان‌شان شیر داده‌اند، نام حسین را زمزمه کرده‌اند. هربار کودک‌شان گریسته، آنها را روی زانو نشانده، اشک هایشان را پاک کرده و قصه‌ی کودکانِ حسین را برایشان گفته‌اند. قصه‌ی اشک‌ها و دردهایشان؛ تا کودک‌شان درد خودش را فراموش کند .. مادرانی که در هر نفس، در هر‌‌ قدم و در هر رفتار اعتقاد و عشق‌شان به امام‌حسین(ع) را فریاد زده‌اند و کودک‌شان این‌ها را دیده و با این‌ها قد کشیده! تو شاید بتوانی همه چیز را ذهن این کودکان پاک کنی، اما یادِ حسین(ع) را هرگز! حبِ حسین(ع) با گوشت و پوست و خون این بچه‌ها آمیخته شده است ؛ فراموش شدنی نیست ... ! - گلنار .
" ناجـــه "
« روایت‌هایی از طریق‌الحُب » . قسمت هفتم . حکایت چای‌ها :)☕️ - شنیده‌ای می‌گویند یار خوب تمام ماجراست؟ من اما می‌گویم در این مسیر چایِ خوب تمام ماجراست، آن هم برای مایی که ایرانی‌ هستیم و وجودمان بسته به وجودِ چای است! در گرمای چهل، پنجاه درجه ، نه بستنی می‌چسبد ، نه آبِ یخ ، فقط چای؛ آن هم لب‌سوز و لب‌دوز ! اینجا دونوع چای صرف می‌شود .. یکی چایِ ایرانی، و دیگری چایِ معروفِ عراقی . چای عراقی، تلخ‌تر از ایرانی‌ست و برای همین حتما باید با شکر صرف شود .. اما تلخی‌اش هم عجیب دلچسب است . جوری نمک‌گیرت می‌کند که دیگر تا توی مسیری دلت چای ایرانی نمی‌خواهد! دوست داری فقط توی لیوان‌های کمر باریک، چای عراقی با شکرِ اضافه بنوشی و گرمای شدید عراق هم برایت مهم نباشد! دوست داری تلخی‌اش را مزمزه کنی و بعدش رطبِ شیرینِ عراق را نوش‌جان .. برایِ من این تلاقی مزه‌ها عجیب دوست‌داشتنی و دلخواه‌ست .. ای کاش بین‌الحرمین هم چایی‌خانه داشت! آنوقت می‌شد بایستم کنارش، با حسین(ع) حرف بزنم، غم‌هایم را تک به تک بشمارم و برای هر کدامشان، یک استکان چای بنوشم تا شاید آنها را بشورد و ببرد .. اما من بهت قول می‌دهم یک روزی، ایرانی‌ها آخرش کار خودشان را می‌کنند و یک چای‌خانه هم گوشه‌کنار بین‌الحرمین راه می‌اندازند :) آن‌وقت عراق، بیش از پیش به ما حسِ وطن بودن را می‌دهد ... - گلنار .