eitaa logo
" ناجـــه "
337 دنبال‌کننده
339 عکس
47 ویدیو
1 فایل
ناجــه ؟ آرزویِ آمیخته با حســرت :) محفلی برایِ شاعرانه‌هایم!🩵 https://abzarek.ir/service-p/msg/2529759 بیا بشینیم کنار شومینه ، چای بخوریم و حرف بزنیم. خب؟ منِ‌آبی : @Awriter کپی؟ خودت خلق کُنـی، قشنگ‌تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
" ناجـــه "
- شهریور را واژه‌‌به‌واژه در دفترِ اشعارم نوشتم و به جزئیاتش فکر کردم . به خنکایِ هوا ، که سرصبح ، لابه‌لایِ رگ‌هایم می‌دَود و لبخند را کنجِ لب‌هایم مهمان می‌کند . به شب‌هایی که می‌شود پنجره را باز گذاشت ، نورِ ماه را به تماشا نشست و نسیمِ ملایمِ شب را نوشید . به هوایی که بویِ پاییز می‌دهد ، بویِ برگ‌های نارنجی و بویِ باران! به شور و هیجانی که در تمامِ شهر ریشه دوانده ، به نزدیکیِ مهر ، شروع سال تحصیلی‌ِ جدید ، به کتاب‌ها و لوازم‌التحریر‌های رنگی‌رنگی و به یک‌سال بزرگ‌تر شدن! به همه‌ی این‌ها فکر کردم ؛ اما این‌ها به تنهایی به شهریور روح نمی‌بخشید . شهریور ، با وجودِ تو ، روح‌نواز بود : ) وجودِ تو باعث می‌شد که شهریور را عاشقانه دوست بدارم و هر روزی که می‌گذرد ، بیش از پیش لذت ببرم. تو شهریورِ منی ؛ آرام ، خنک و بوسیدنی :) تو که باشی ، من می‌توانم تمامِ خیابان‌ها را با یادِ تابستان و امیدِ رسیدن به پاییز قدم بزنم. با تو می‌شود شهریور را بویید ، خندید و نفس کشید. با تو ، شب‌‌نشینی‌های شهریور دلچسب ؛ بویِ ماهِ مهر ، دوست‌داشتنی و خریدِ لوازم‌التحریر پر از حس‌وحال خوب‌ بود برایم. شهریورِ من قشنگ بود ، چون تو بودی! چون اولین خاطره‌هایمان در شهریور رقم خورد. اولین دوستت دارم‌ها ، اولین کافه‌ رفتن‌ها ، اولین قدم‌زدن‌ها . اولین ما شدن‌ها : ) همه‌چیز با تو زیباست ، عزیزِ دلنوازِ من✨ - گلنار .
" ناجـــه "
« امواجِ‌ صدا » - می‌دانی؟ من از هر چه بگذرم ، از صدایِ آدم‌ها نمی‌توانم گذر کنم! این که چه رازی نهفته در نُت‌های صدا را نمی‌دانم ، این که پژواک صدایِ آدمی‌زاد چه دارد که منحصربه‌فرد است را هم. فقط می‌دانم صدایِ آدم‌ها ، خوب در ذهنم می‌ماند. فرقی ندارد دوست باشد یا آشنا ، یک‌بار برخورد کرده باشیم یا سالیانِ سال! مهم صدایشان است که می‌ماند و جاودانه می‌شود در ذهنم! شاید عجیب به نظر برسد، اما من صدایِ آدم‌هایی که دیدمشان را بلدم! می‌توانم از پشتِ موبایل و صفحه‌ی چت هم ، صدا و لحنِ‌شان را تشخیص بدهم. پیام‌هایشان را با لحن خاص خودشان می‌خوانم و حتی اگر ناشناس هم باشد ، تشخیص می‌دهم چه کسی‌ست! احساس می‌کنم صدا ؛ تنها چیزی‌ست که می‌ماند! تنها چیزی که می‌شود ذخیره‌اش کرد و هروقت دلتنگ شد، هزاران‌بار گوش داد. تنها چیزی که قلبت را آرام می‌کند ، وقتی پر از تشویش و نگرانی هستی! امواجِ ملایمِ صدا ، قصه‌های زیادی را در درون خود پنهان کرده ... قصه‌هایی تلخ و شیرین ؛ قصه‌هایی پر از عطر و رنگ! گاهی آبیِ آسمانی، گاهی سبز، گاهی هم طوسی! گاهی پر از شور و شوق و شعف ، گاهی پر از غم و درد و رنج! با صداست که می‌شود به درون آدم‌ها پی‌برد! می‌شود دردهای نهفته را فهمید و مرهمِ زخم‌هایشان شد. صداها ، همه چیز را فاش می‌کنند :)🎙 - گلنار .
" ناجـــه "
- مولایِ رنجورِ من! قلب‌ها در تنگنای روزهای زندانت، در هم مچاله می‌شوند و نفس کشیدن از سنگینی بغض‌ شهادتت، دشوار می‌شود . آری! هر شب که دلم برایت تنگ می‌شود، ابرها در فراق، با من گريه می‌کنند. کاش به جای خاک، از کلمه آفريده می‌شدم تا سراپا شعر می‌شدم در ستايش تو! تو، پدر غم‏ های شيرين روزهای انتظاری گاهی نوشتن دشوار است و از تو نوشتن دشوارتر. اشک‏‌هايم، مرغان دريايی‌اند که ساحل چشمانم را به بوی غربت حرم تو جست‏جو می‌کنند. دلم همچو کبوتری زخمی، مشتاقانه برای دیدارت پرمی‌گشاید . می‌خواهم قصه‌ی دردناکِ زندگی‌ام را برایت بگویم؛ اما نه! هرآنچه می‌خواهم بگویم، تو از قبل مزه‌ی آن را چشیدی ! به راستی که آنچه از رنج در ذهن بشر می‌گنجد تو تمام آنها را تجربه کردی . . تو یازدهمین اخترتابناک اسلام بودی، که با مسموم کردنت، نورِ وجودی‌ات را برای همیشه خاموش کردند . و شهادتت ابتدایِ راه پر پیچ و خم بشر بود. همان راهی که انتهایش ظهورِ مولاست ! :) - گلنار
" ناجـــه "
- روزهایِ منتهی به پاییز را بیشتر دوست دارم :) روزهایی که سرمایِ‌ دمِ صبح ، زرد شدن تدریجیِ برگ‌ها و غمِ شب ، فریاد می‌زنند که پاییز نزدیک است ... کمتر از بیست روز دیگر مانده به پاییز! پاییز امسال مرحله‌ی جدیدی از زندگی منتظرم است ، مرحله‌ای که نمی‌دانم شاد است یا غمگین! اما با تمام وجود ، دلم گذر از این روزها را می‌خواهد .. روزهایی که بلاتکلیفیِ محض‌ است. خسته‌کننده و بی‌فایده! و من؟ گیج و سردرگم و کلافه‌ام. بین دوراهی عقل و قلب مانده‌ام و تصمیم‌گیری ذره‌‌ذره جانم را می‌گیرد. با این حال ، منتظر پاییزم 🍁 دلم برای همه‌چیزش تنگ شده .. برای سردیِ هوا ، خش‌خش‌برگ‌ها ، برای مدرسه ، میزِ آخر ، بویِ نارنگی ، عطرِ بارون ، برای هودی ، چهارخونه ، کافه ، قهوه ، قدم‌زدن ... پاییز امسال، پاییزِ دانشجویی‌ست :) شاید دیگر نارنگی‌‌خوردن‌های میز آخر را تجربه نکنم. شاید دیگر همراهی برای دیوانه‌بازی‌هایم پیدا نکنم. شاید دیگر کسی شاعرانگی‌هایم را نخواند ، حرف‌هایم را نشنود ، ذوق‌هایم را نبیند ... اما من بی‌نیاز از هرکسی ، دوست دارم پاییز امسال را خوش بگذرانم : ) تمام خیابان‌ها را قدم بزنم ، به همه‌ی کافه‌ها سر بزنم ، از سرتا تهِ پلی‌لیستم را زیرباران لب‌خوانی کنم و خلاصه که پاییز را ، زندگی کنم✨ منتظرت می‌مانم ، پاییزِ عزیز :) 🍁 امیدوارم امسال همان پاییزی باشی که دوستش دارم🥺🌧 - گلنار .
‌‌