eitaa logo
" ناجـــه "
337 دنبال‌کننده
339 عکس
47 ویدیو
1 فایل
ناجــه ؟ آرزویِ آمیخته با حســرت :) محفلی برایِ شاعرانه‌هایم!🩵 https://abzarek.ir/service-p/msg/2529759 بیا بشینیم کنار شومینه ، چای بخوریم و حرف بزنیم. خب؟ منِ‌آبی : @Awriter کپی؟ خودت خلق کُنـی، قشنگ‌تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
" ناجـــه "
قاب‌هایِ ماندگار از مرداد 1404 ☁️✨
قابی‌ماندگار از شهریور ۱۴۰۴ ☁️✨
" ناجـــه "
قابی‌ماندگار از شهریور ۱۴۰۴ ☁️✨
شهریور واقعاً زیبا بود : ) بوسیدنی و بغل‌کردنی🥺 آنقدر که دوست دارم روزهایش دوباره تکرار شوند ... آنقدر که باز هم دلم زندگی کردن در شهریور را می‌خواهد. شهریور بویِ پاییز می‌داد و شورِ زندگی را در من دوچندان می‌کرد. روزهایش با بهترین آدم‌هایِ زندگی‌ام گذشت و خاطره‌انگیز شد. شهریور پر از عطر نابِ غزل بود ، پر از حسِ خوبِ دوست‌داشته‌شدن . پر از تغییر و تحول. پر از بودن و ماندن : ) ممنونتم شهریورِ عزیزم ؛ روزهایت بی‌نظیر بود . . 🤍🌱 به امید پاییزی دل‌انگیزتر . .🍁 - گلنار .
عزیزِ‌ غم‌انگیزِ برگ‌ریز ؛ خوش‌آمدی : )🍂
" ناجـــه "
- داشتم اتاقم رو مرتب می‌کردم. خونه ساکت بود و فقط صدایِ آرومِ موزیک شنیده می‌شد . گُل‌های نرگسِ خشک‌شده رو توی گلدون گذاشتم و لبخندی زدم. برگشتم که بقیه‌ی وسایل مونده رو جمع‌وجور کنم ؛ یهو نگام افتاد به پیکسلی که تو بهم داده بودی. همه‌ی خاطراتِ اون‌روز مرور شد و تلاقی پیدا کرد با حرفایِ صبح و نزدیکیِ دانشگاه . ناخودآگاه تپش قلبم شدت گرفت. کف اتاق نشستم و به یادگاری‌هات نگاه کردم. داشت موزیکِ من باید می‌رفتمِ چاووشی پخش می‌شد. دیگه نتونستم تحمل کنم ، زدم زیر گریه . یه چیزی تهِ دلم خالی شد. حس کردم قلبم برای هزارمین‌بار شکست ... مدتی بعد بلند شدم و رفتم تویِ آشپزخونه. هنوز کلی کار داشتم. نمی‌تونستم بشینم و عامدانه گریه کنم. ولی همچنان وجودم درد می‌کرد . یه غمِ عمیقِ ته‌نشین شده! کاش می‌شد از عمق وجود فریاد بزنم و بگم دلم برات تنگ شده . بگم من دووم نمی‌آرم دوری‌ت رو ، بگم کاش فراموشم نکنی .‌.. ولی خیلی وقته صدام به گوش کسی نمی‌رسه! خیلی وقته حتی واژه‌ها رو گم می‌کنم برای بیانِ احساسم. تا میام بنویسم ، دستام شروع می‌کنه به لرزیدن ، چشمام بارونی میشه و من پا پس می‌کشم! دلم میخواد یکی بغلم کنه و بپرسه چی شده ، تا بی‌مقدمه بزنم زیر گریه و عمیق و اقیانوسی اشک بریزم. این مدت تلاش کردم برام مهم نباشه ، تلاش کردم آروم باشم و زندگی کنم. ولی انگار دیگه بلد نیستم خودمو گول بزنم ... چقدر آدمی‌زاد طفلکیه : ))) - گلنار .
" ناجـــه "
برایِ سومینِ شبِ پاییز ...🍁
- دوسش داشتی؟ + مثلاً . . - اون چی ، اونم تو رو دوست داشت؟ + نمی‌دونم ، من هیچ‌وقت بهش نگفتم! من اینجوری‌م ، همیشه هروقت باید یه کاری بکنم ، یه دفعه اصلا هیچ‌کاری نمی‌کنم : )