eitaa logo
" ناجـــه "
337 دنبال‌کننده
339 عکس
47 ویدیو
1 فایل
ناجــه ؟ آرزویِ آمیخته با حســرت :) محفلی برایِ شاعرانه‌هایم!🩵 https://abzarek.ir/service-p/msg/2529759 بیا بشینیم کنار شومینه ، چای بخوریم و حرف بزنیم. خب؟ منِ‌آبی : @Awriter کپی؟ خودت خلق کُنـی، قشنگ‌تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
" ناجـــه "
- امشب بعد از یک روزِ شلوغ و پرهیاهو ، دلم آرامشِ و پیاده‌روی ِشبانه می‌خواست . دوست داشتم هوایِ پاییزی صورتم را نوازش کند و من غرق در افکار مسیرِ کافه تا خانه را قدم بزنم. ولی بودنِ یک همراه ، که حرف دلت را می‌فهمد و زبانِ شعر را از حفظ است ، این پیاده‌روی را دلچسب‌تر کرد ... حرف‌هایمان از قافیه و ردیف و اصولِ شاعری شروع شد و به تجربه‌های زندگی رسید. لابه‌لایش از زندگی گفتیم ، شعر خواندیم و ماه را تماشا کردیم : ) و من در تمامِ طول مسیر فقط به یک‌چیز فکر می‌کردم! به " حکمتِ خدا " قبلاً به حکمت باور داشتم ، اما این روزها داشتم واژه به واژه‌اش را زندگی می‌کردم .‌.. مدام با خود زمزمه می‌کردم : « بعضی‌ آدم‌ها از سرِ اتفاق وارد زندگی‌ات نمی‌شوند . بودنشان یک حکایتی دارد که ما بی‌خبریم! » شاید در این روزگار دوستی با کسی که چندین‌سال با تو اختلاف‌سنی دارد ، عجیب به نظر برسد. اما من عاشقِ چیزهای عجیب و غریبم . بنده‌ی تجربه‌کردنِ رابطه‌های غیرمعمولی! معتقدم آدمی‌زاد هرچقدر دایره‌‌ی دوستانش بیشتر باشد ، تجربه‌هایِ زندگی‌اش هم بیشتر می‌شود : ) من نمی‌دانم حکمتِ دوستی با یکِ بانویِ شاعرِ اهل‌دل چیست ، فقط می‌دانم هرچه هست از این حادثه خوشحالم✨🥺 نمی‌دانم چرا ؛ ولی گاهی احساس می‌کنم مسیرمان یکی شد تا من رشد کنم🌱 تا شاعرانگی‌‌هایم شکوفا شود و احساساتم شنوا ... تا اشک‌هایِ دلتنگی و خنده‌هایِ عاشقی‌ام ، گم نشوند و معنا پیدا کنند. تا شاید در بطنِ این زندگیِ نفس‌گیر ، با معجزه‌‌ی اشعار نفسی‌تازه کنیم و به زندگی برگردیم😌🦋 من فقط می‌دانم عاملِ پیوند خوردنِ ما ، واژه‌ها بودند ..‌. دیگر از حکمتِ نهفته‌ی آن ، بی‌خبرم . روزی از حکمتش خواهم پرسید و شاید خدا در گوشم زمزمه کند :« پاداشی بود برایِ تمامِ روزهایی که فهمیده نشدی و به آغوشِ من پناه آوردی ... 🌱 » - گلنار .
از امشب و پاتوقِ دخترونه : )✨💜
42.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«🍂 شعرحافظ همه بیت‌الغزل معرفت است آفرین بر نفسِ دلکش و لطف سخنش🍂 » 📖📖 🔰بیستمِ مهرماه ؛ روزِ بزرگداشتِ مهم‌ترین شاعرِ ایران ، خواجه حافظ شیرازی‌ هست.🥰 📣 پاتوق ریحان ، به بهانه‌ی این روز ، میخواد دومین شبِ شعر خودش رو برگزار کنه ☺️🎶📚 این بار شب‌شعری همراه با حس و حال عطر پاییزی🍁🍂🍁😍 به صرف یک فنجان شعرو چای و پذیرایی☕️🍩 و برنامه های جذاب دیگه🤩 برای شرکت در این شب شعر ، به آیدی زیر پیام بدین👇 @Baboonah 💥ظرفیت محدود‼️‼️ 💥هزینه ی ثبت نام:۵۰ هزارتومان رده سنی :۱۵ سال به بالا به امید حضور گرم شما ❤️☺️ پاتــــــــــــ ریحان ☕️ـــــــــــــوق🍃
" ناجـــه "
«🍂 شعرحافظ همه بیت‌الغزل معرفت است آفرین بر نفسِ دلکش و لطف سخنش🍂 » 📖📖 🔰بیستمِ مهرماه ؛ روزِ بزرگدا
دخترخانومایِ همشهری ؛ دلم می‌خواد توی این برنامه ببینمتون🥺 و یه شب به‌یادموندنی رو کنار هم تجربه کنیم : ) خلاصه که بسم‌الله ، زود ثبت‌نام کنید که ظرفیت محدوده❌
" ناجـــه "
- ماهِ شب‌هایِ تارم : ) امشب ، نشسته‌ام روبه‌رویِ پنجره و از آسمان ماه را نظاره می‌کنم . ماه را می‌بینم و چهره‌‌ی دلفریبِ تو در ذهنم نقش می‌بندد . پیش‌تر تو را تشبیه به ماه می‌کردم ، اما هرچه گذشت فهمیدم گمانِ اشتباهی‌ست. ماه هم اگر تو را می‌دید ، به چشم‌هایِ خمارِ میشی‌ات حسودی‌ می‌کرد . تو از ماه هم دلبرتری : ) من از تمامِ جهان ، گوشه‌ای می‌خواهم برایِ با تو بودن . با تو نشستن ، با تو چای نوشیدن ، با تو حرف زدن ، با تو خندیدن ... دنیا و تمامِ مال و منالش برای دیگران ، برایِ من بودنِ تو کافی‌ست . حتی اگر هیچ نداشته باشیم! زندگی بی‌نان هم می‌شود ، اما بی‌عشق هرگز . عاشق ، بی‌عشق نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد . من هم بدونِ تو توانِ نفس‌کشیدن ندارم. این لبخند‌های توست که وجودم را سبز می‌کند. طراوتِ دست‌هایِ توست که به من جرئت می‌بخشد . و صدایِ توست که مرا از اندوه‌ نجات می‌دهد . با من بمان زیبایِ من : ) بگذار سرم را رویِ شانه‌هایت بگذارم و فراموش کنم چقدر غمگین بوده‌ام . فراموش کنم آدم‌ها چقدر مرا دلگیر می‌کنند یا دنیا چقدر بی‌رحم است . بگذار با تو ، آرام شوم و از هیاهویِ جهان فارغ! من با تو ، بهترین نسخه‌ی خودم هستم . تو اگر بروی ، من گم می‌شوم! خودم را گم می‌کنم ، چون وجودِ من ، با حُب تو معنا می‌شود : ) زندگی بی‌عشق تو ممکن نیست ؛ این را رویِ قلبت حک کن . تا یادت نرود چقدر دوستت دارم . تا هروقت خواستی بروی ، یادِ این حرفم بیفتی و زود برگردی! تا یادت نرود هنوزم ماهِ من ، تویی : ) - گلنار .
" ناجـــه "
برایِ سیزدهمین شبِ پاییز . .🍁
- ای کاش در این دنیا هیچ‌کارِ دیگری به جُز تماشایِ تو نداشتم ... اگر می‌شد و می‌توانستم ، بعد از مرگ هم می‌نشستم به تماشایت . نگاهت می‌کردم ، نگاهت می کردم ، نگاهت می‌کردم :)