eitaa logo
" ناجـــه "
336 دنبال‌کننده
340 عکس
47 ویدیو
1 فایل
ناجــه ؟ آرزویِ آمیخته با حســرت :) محفلی برایِ شاعرانه‌هایم!🩵 https://abzarek.ir/service-p/msg/2529759 بیا بشینیم کنار شومینه ، چای بخوریم و حرف بزنیم. خب؟ منِ‌آبی : @Awriter کپی؟ خودت خلق کُنـی، قشنگ‌تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
- گذشتن و رفتنِ پیوسته *
" ناجـــه "
- گذشتن و رفتنِ پیوسته *
آدمیزاد مجموعه‌ای از گذر کردن‌هاست ؛ گذر از دوست ، از خانه ، از خانواده ، از وطن و از هرآنچه به آن تعلق دارد ... کسی چه می‌داند ؛ شاید گذر تنها راهِ زیستن باشد . تنها راهِ پیشرفت ، تنها راهِ رسیدن و موفق شدن : ) ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم . باید دل‌کند ، رها کرد و تجربه به‌دست‌آورد . شاید سخت ، شاید طاقت‌فرسا ، اما شُدنی‌ست ... - گلنار .
قم‌المقدسه📍
با اختلاف ، بامزه‌ترین قسمتِ دانشگاه :
" ناجـــه "
با اختلاف ، بامزه‌ترین قسمتِ دانشگاه :
فقط اونی که یزدی نوشته : حسِ خشی نیست😂
" ناجـــه "
حرم یعنی جزئیات مقدس : ) شب‌های پاییز ، حرمِ خیس ، اشک و دعا ...
از احوالات دانشجویی :)
" ناجـــه "
از احوالات دانشجویی :)
- از امروز رسماً دورانِ دانشجویی شروع شد . هنوز هم نمی‌دانم چه حسی دارم : ) ولی خوشحال و راضی‌ام از شروعِ دوره‌ی جدیدی از زندگی✨ کلاس‌های امروز واقعا دوست‌داشتنی و جذاب بود . آنقدر که مدام با خودم می‌گفتم خدا را شکر که اینجا هستم. در همان برخورد اول ، برخلاف تصورم ، با بچه‌های کلاس ارتباط خوبی گرفتم . حرف زدیم ، خندیدیم و دوستی شکل گرفت : ) امروز تمام روز را کنارِ هم بودیم . بعد از کلاس ، رفتیم سلف و در کنار غذا خوردن کلی حرف زدیم . بعد رفتیم نمازخانه ، چای خوردیم و حرف زدیم . از نظریات روانشناسی گفتیم و از تجربه‌هایمان . از خودمان و خانواده‌ها و شهرهایمان حرف زدیم . برایم جالب بود که سارایِ قمی ، عاشق یزد بود و مدام درباره‌ی فرهنگِ ما سوال می‌پرسید : ) روحیات فاطمه شبیه خودم بود ، هنری و لطیف! او هم مثل من زخم‌خورده‌ی فرهنگیان بود ، عاشق دبیری تاریخ! یک‌سال هم پشت کنکور مانده بود و درنهایت آمد روانشناسی‌ :) او هم از کلاس‌های امروز به‌شدت راضی بود . عصری با سارا و فاطمه کتابخانه‌ی دانشگاه را کشف کردیم. آنقدر کتاب داشت که دهنم بازمانده بود . چشم‌هایم برق می‌زد از ذوق و در سرم خیال‌پردازی می‌کردم روزهایِ قشنگی که قرار است اینجا بگذرانم را : ) الان که دارم این کلمات را مکتوب می‌کنم ، نشسته‌ام در محوطه‌ی خوابگاه . کتاب می‌خوانم و از هوایِ پاییزی لذت می‌برم . جنب‌وجوش بچه‌ها ، حرف‌ها و خنده‌هایشان را دوست دارم :) خلاصه بخواهم بگویم ؛ تصورم از دانشگاه بدتر از این‌ها بود ، اما الان دارم چیزهای زیبایی را تجربه می‌کنم✨ این واقعاً خوشحالم می‌کند ؛ امیددارم که بقیه‌ی روزها هم همینقدر جذاب و خواستنی باشد : ))) - گلنار .
Mohsen ChavoshiBamdad Khomar.mp3
زمان: حجم: 9.8M
دل گفت وصالش به دعا بازتوان یافت ؛ عمری‌ست که عمرم‌ همه در کارِ دعا رفت:) شاعر : حافظ . خواننده : جنابِ‌چاووشی .