Mohsen ChavoshiBamdad Khomar.mp3
زمان:
حجم:
9.8M
دل گفت وصالش به دعا بازتوان یافت ؛
عمریست که عمرم همه در کارِ دعا رفت:)
شاعر : حافظ .
خواننده : جنابِچاووشی .
پندِ امشب :
تو کفِ آدمها نباش!
اشاره به بیتِ بینظیرِ مولانا :
کف دریاست صورتهای عالم ،
ز کف بگذر اگر اهل صفایی : )
پ.ن : اگه با حرف بهش نرسی ، با اتفاقات میرسی!
* صرفاً جهت اینکه یادم بمونه ...
" ناجـــه "
- تو بگو پاییز را چگونه بسُرایم که انتهایش به غم ختم نشود ؟
چگونه از شب حرف بزنم ، بیآنکه قطرات اشک جاری شوند ؟
چگونه زندگی کنم که اندوه سراغ مرا نگیرد ؟
میشود مگر ؟ نه جانم نمیشود ...
انگار بندِ ناف پاییز را با غم بریدهاند ؛
آنگونه که حتی اگر در اوجِ لذت هم باشی ،
حادثهای ، خاطرهای یا سخنی تو را پرتاب میکند به گذشته و غم میشود شرح حالت : )
اینها را مکتوب میکنم ، برایِ تمام شبهای پاییز ...
امشب حجم غم ، کماست .
غلیظ و پررنگ نیست : )
شاید چون پناهی هست تا به آغوشش پناهنده شوم و بیمهابا اشک بریزم .
شاید چون جایی هستم که عزیزِدل امام رضا (ع) را در آغوش خود دارد : ))
ولی غم ، همچنان به قوتِ خود پابرجاست .
شاید کمرنگ ، شایدِ کوتاه ، اما هست ...
پاییز اساسأ از غم زاده شده : )
و شب اوجِ غلظتِ غمست!
حالا حساب کن شبهای پاییز ، چه میشود : )
به قول حامدعسکری :
ای ملائک که به سنجیدنِ ما مشغولید ،
بنویسید که اندوهِ بشر ، بسیار است : )
- گلنار .