و کاش اینجا بودی، همین کنارِ خودم
و یادم میرفت که خستهام، خرابم ، ویرانم.
احوالآت خآنوم نآرنگی
موهایش نآرنجی بود و لبانش سرخ^
آنه شرلی من بود آن چشم آبی دلفریب!
مرا محکم بغل کن!
زنده خواهم شد به آسانی،
که گرمای تنت
بر گردش خونم اثر دارد