eitaa logo
❣️انــارســتــان‌عــᰔᩚــشـــق❣️
1.1هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
302 ویدیو
0 فایل
#اشعارمهین‌اسدی‌آسترکی 💓 #بختیاری_تبارشهیدسلیمانی 💓 #کوه‌زادعشایر 💚 #خادمة‌المهدی_جمکران 💚 #حافظ‌قرآن_نهج‌البلاغه 💚 #کارگردانی_خیاط ✅ #درمانگربیماران‌استثنایی ✅ #ارشدفقه‌وحقوق ✅ #روانشناس ✅ #علوم‌تربیتی ✅ #تربیت‌مربی @LOVE_RAIN1 @SHAER_SHO کانالام .
مشاهده در ایتا
دانلود
❤️ خون عاشق بچکد از مغول سرخ لبت تا که این جنگ بخوابد صلواتی بفرست... 🖍 ✍ بـداهـہ‌ ۲۵خرداد ۱۴۰۱ 🖍 ••┄┅═✧⊰❀🌸❀⊱✧═┅┄•• 💐 @nardohdar1 ✍ 💐 @nardohdar1 ✍ ••┄┅═✧⊰❀🌸❀⊱✧═┅┄••
❤️ در وجـودم جـنـگجویی می کـِشد شمشیرِعشق هــای دنـیـا ! مـا دو تـا تـنـهـــا ؛ تـو وُ خَـلــق‌َت هـــمـه / تـو وُ خَـلــق‌ِ خودت 🖍 🖍 ─✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐ ✭𓅃 @nardohdar1 𓅃✭ ✭𓅃 @nardohdar1 𓅃✭ ─✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾─
❣️انــارســتــان‌عــᰔᩚــشـــق❣️
❤️ #عشقولانک خون عاشق بچکد از مغول سرخ لبت تا که این جنگ بخوابد
❤️ گل افغان منی ؛ نادرم ُو گر خواهی _ _ جنگ خونین نکنم ؛ بوس هراتی بفرست 🖍 ✍ بـداهـہ‌ ۲۵خرداد ۱۴۰۱ 🖍 ••┄┅═✧⊰❀🌸❀⊱✧═┅┄•• 💐 @nardohdar1 ✍ 💐 @nardohdar1 ✍ ••┄┅═✧⊰❀🌸❀⊱✧═┅┄••
••⊰᯽⊱┈──╌❀╌──┈⊰᯽⊱•• 𖣠 ❣⚖ 𖣠❣ ••⊰᯽⊱┈──╌❀╌──┈⊰᯽⊱•• آن طرف بود نگاهت ؛ که نگاهت کردم مثل یک دزد که در بین نماز آمد و رفت☆ دیگر انگشت مرا قطع نباید بکنند که ناخونک پنهان زدُ و رفت / ☆مثل دزدی که شبی موقعِ خواب آمد ُو رفت 🖍 ✍ بـداهـہ‌۳۱خرداد ۱۴۰۱ 🖍 ┣━━━✦‌✦‌❀✦‌✦‌━━━┫ 𖠢➜ @nardohdar1 ❦❥ᰔᩚ 𖠢➜ @nardohdar1 ❦❥ᰔᩚ ┣━━━✦‌✦‌❀✦‌✦‌━━━┫ انارستان عشق❣𝐉𝐎𝐈𝐍☝️ ┣━━━✦‌✦‌❀✦‌✦‌━━━┫
🌹 🇮🇷 👆 چشم را مثل همه ، نه؛ جور دیگر باز کن گاه باید عاشقی را با نگاهی نو سرود... 🖍 ✍ بـداهـہ‌ 🖍 ─✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾─ ✭𓅃 @nardohdar1 𓅃✭ ✭𓅃 @nardohdar1 𓅃✭ ─✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾─
❤️ زن نباید این همه دیوانه باشد... خوب نیست اینکه من عاشق شدم این‌قدْر بی‌حد... خوب نیست /برده ای که می گریزی از نگاه عاشقم/ شاه‌بانو بشکند از پا بیفتد خوب نیست /یوسفانه می گریزی از نگاه من ؛ ولی_/ _شاه‌ۡبانو بشکند؛ از پا بیفتد؛ خوب نیست شب به جانِ شعر ُو ساز ُو چنگِ خود، غُر می زنم از تو می‌نالم وَ این هَـذْیان ِممتد؛ خوب نیست می‌پَرد با عاشقانش؛ نوش جانش؛ خب مگر_ _ذرّه ای هم با منِ ویران بسازد، خوب نیست؟! من که هر شاه ُو گدایی سمتم آمد با ادب از مسیرم پای یوسف می‌گریزد... خوب نیست بین دستم پاره_پیراهن؛ تن ِنازت... دریغ ... روی آن تن تازیانه بوسه می زد... خوب نیست دست هایم را کشیدم رو به تو؛ رفتی عقب با دل خون زلیخا می‌کنی بد ؛ خوب نیست های پیغمبر! مگر بابای تو یادت نداد ؟- _ وای اگر آه دلی عاشق بگیرد؛ خوب نیست 🖍 ✍ بــداهـــہ‌ ۱ تیر ۱۴۰۱ بیت دو مصرع یک رو به دو شکل سرودم. 🖍 ╭─⠀⃝🌸اشعارمهین‌اسدی‌آسترکی ꪜ ╭─⠀⃝❤️انـارســتـان عــشــق🇯‌🇴‌🇮‌🇳‌ ╭─⠀⃝🦋━━➘━━ᡥ༊➘━━➘━━ᰔᩚ ╭─⠀⃝💚 @NARDOHDAR1 ‌ꦾ𝄡༉ ╭─⠀⃝💚 @NARDOHDAR1 ‌ꦾ𝄡༉ ╰─‌‌‌‌‌‌‌‌❥‌‌‌‌‌‌‌‌❍━━━━━☞❣☜━━━━━━╯
هدایت شده از  ✍ اشعار بانو نقیبی
برای شاعره بانوی زیبا قلم دوست و سرور و استاد شعرم بانو ای واژه به واژه قلمت عشقِ مُجسّم ای کاش قلم بودم و در دست تو بودم ۱۴ تیر ۱۴۰۱ کپی‌فقط‌بانام‌شاعر ┅─⊱✾♡✾⊰─┅ @najvayebaran ┅┅⊱✾♡✾⊰─┅
🌹 جنس خراب ارزان ُو بسیارست در کسب آن اصلا رقابت نیست باید زلیخا بود تا فهمید ... یوسف چه شٵن ُو قیمتی دارد 🖍 🖍 ╭━━⊰ ❀ 🌸 ❀ ⊱━━╮ ☘ @nardohdar1 ☘ ☘ @nardohdar1 ☘ ╰━━⊰ ❀ 🌸 ❀ ⊱━━╯
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ᰔᩚ ❤️ کمی پنهان‌تر ُو آهسته‌تر گریه کن ای دختر که این دنیای بی‌رحمی نخواهدشد ازاین بهتر نخواهدشد انار آن غنچه که پای درخت افتد هزاران شعر لالم که نیامد در دل دفتر به من گفتند: شعری خوش بخوان در محفل رندان اگرخاطر حزین باشد نخواهدگفت شعرِ تر«۱» پدر میگفت:دختر! شر نشو باعشق ُو؛ مادر گفت: که حرف مدّعی‌ها رانکن ای ساده دل؛ باور بزرگی ؛ خسته شد از بس نصیحت کرد ُو نشنیدم بلی؛ قرآن نمیخوانَد لبِ عاقل به گوشِ کر زلیخای درون را کرده ای بیدار؛ دیوانه! مگر از آبرو سیری که میگیری پیِ این شر؟ به درون من تَشَر زد اشکِ پوتیفار‌ «۲» که این ننگ زلیخایی کجا وُ شأنِ پیغمبر!؟ ادای پندِ عاقل را قضا کردی؛ زمین خوردی دوباره گوش سنگینت اذان نشنیده؛ ای خودسر همیشه ضربه خوردی از رفیق ُو تکیه کردی باز_ _به هر دیوارِ پُر از موشِ سست‌اندامِ کج‌پیکر نصیب اعتمادت خنجر خائن؛ که فهمیدی_ _نخواهدشد برایت یک منافق؛ همدل و یاور اگر قدقامتت خم شد؛ اگر لرزید زانویت اگرپای رکوعت لنگ ُو سجده میشود ابتر اگر هِی می‌رود از یاد،حمد ُو قل هواللهَ‌ت بریده نای مستِ ربّنای تو؛ شدی کافر به مُردابِ تشنج ها شدی پا درگِل ُو تنها خودت بودی مقصّر چون نشستی پای هر منبر اگر یار ریاکار ُو شغاد انداختَت در چاه نکن با گریه خود را خوار ُو دشمن‌شادتر دیگر بیا روی جگر بگذار دندان تحمّل را کمی آرام‌تر آهسته‌تر گریه کن ای دختر 🖍 ✍ ۲۸ تیر ۱۴۰۱ ۱_تلمیح_شعر_حافظ ۲_ر‌‌اعیل_نام اصلی زلیخا 🖍 🇯‌🇴‌🇮‌🇳‌ ╭─⠀⃝💚 @NARDOHDAR1 ‌ꦾ𝄡༉ ╭─⠀⃝💚 @NARDOHDAR1 ‌ꦾ𝄡༉ ╰─‌❥‌‌‌‌‌‌‌‌❍━━━━━☞❣☜━━━━━━╯
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
┣━━━✦‌✦‌❀✦‌✦‌━━━┫ ᰔᩚ ❣ ┣━━━✦‌✦‌❀✦‌✦‌━━━┫ دلم ؛ آه ای دهاتِ سوت ُو کور ُو دور افتاده عروسِ بیوه بر خاکِ سیاهِ گور افتاده تو راعیلی که رقصیدی به هر معبر پی یوسف شدی آن بی عصای سنگ خورده ؛ کور ؛ افتاده... زلیخای درون من ! نمی ترسی ؟ نمی بینی ؟ که دارِ عشق دور گردن منصور افتاده ؟! تو را هی عقل من داده نجات ُو باز بعد از آن تویی آن کبکِ دایم در حصارِ تور افتاده مواظب باش موسای دلم از مکر بدخواهان که در راهت هزاران بلعم باعور افتاده رخم سرخ‌َست با سیلی؛ پُرَست از بادِ غم، انگار _ _که روی صورت من لانه ی زنبور افتاده من آخر آنچنان با ساز عشق از دست خود رفتم شدم زیباییِ از صورت لاهور ؛ افتاده منم آن پاکیِ از دستِ دامن رفته ی انگور منم مستی که جامَش پیش یک مامور، افتاده عروس شرقم ُو مَحوَم مغول شد؛ هند شادم که _ _به دست انگلیسی ها به ضرب ُ و زور ؛ افتاده برایت ای دل عاشق همیشه طعنه خور بودم به دنبال تو ، از پا رستمی مغرور ؛ افتاده زمین خورد از سر هر بام ، نامم ؛ ننگ شد ، رویِ _ _ زبان شهر ، نقل قصّه ام ، مشهور ؛ افتاده رفیقانم رها کردند من را ، دشمنم شاد َست همه هستی‌َم َاز چنگم، به چشم شور ؛ افتاده شبی از درد خوابم برد ُو در آن خواب می دیدم _ _ بساطِ عشق ُو شادی ُو دل ُو من، جور افتاده زلیخایم که دیده یوسف خود را سرِ پیری به چشم ِتار زندانی ، شعاعِ نور افتاده شدم بیدار ُو وامانده، که باطل شد خیال خوش من آن مستم که از دستم می ُو انگور افتاده همیشه نغمه سر دادم که شاید داد دل گیرم منم آن گوشه ی "داد"ی که در "ماهور" افتاده به غیر از ساز بی سازی نمی‌آید به گوش صبح گمانم دست یک کودک، شبی سنتور افتاده چرا مرگی نمی آید سراغ این همه پستی؟! مگر از دست اسرافیل هم شیپور افتاده؟ چرا یوسف نمی آید شَوَد معمار احوالت ؟! دلم آه ای دهاتِ سوت و کور و دور افتاده ... 🖍 ✍ بـداهــہ‌ ۴ مرداد ۱۴۰۱ 🖍 ┣━━━✦‌✦‌❀✦‌✦‌━━━┫ 𖠢➜ @NARDOHDAR1 ᰔᩚ❣ 𖠢➜ @NARDOHDAR1 ᰔᩚ❣ ┣━━━✦‌✦‌❀✦‌✦‌━━━┫ انارستان عشق❣𝐉𝐎𝐈𝐍☝️ •••⊰᯽⊱┈━━━❀━━━┈⊰᯽⊱•••